او مادر محمد است
جمعیت در دو طرف خیابان جمع شده و راه را برای رد شدن کسی باز کرده بودند. منتظر چه کسی بودند؟ مردم را کنار زدم و جلوتر رفتم تا از نزدیک شاهد آن شخص باشم. خانمی که چادرش را روی صورتش گرفته بود، آرام و باصلابت بین جمعیت قدم برمیداشت. صدای پچ پچ مردم میگفت: «او مادر محمد است». محمد؟ محمد دیگر کیست؟