این زمان فرصتی برای رشد شخصی، خلاقیت و بهبود سلامت جسمی و روانی فراهم میکند. بااینحال، نحوه استفاده از این زمان در جوامع مختلف بهشدت تحت تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی است. نتایج یک نظرسنجی تازه نشان میدهد بیش از نیمی از مردم ایران برای گذراندن اوقاتفراغت کوتاه خود در خانه میمانند!
اوقات فراغت در ایران
بر اساس گزارشهای مرکز آمار ایران، میانگین زمان اوقاتفراغت ایرانیان حدود چهار ساعت و ۲۷دقیقه در روز است که فعالیتهایی مانند استفاده از رسانههای گروهی، ورزش، مطالعه، معاشرت و تفریح را در بر میگیرد. این میزان نسبت به میانگین جهانی (حدود پنج ساعت) کمتر است.
انفعال در فراغت
در سالهای اخیر، به دلیل مشکلات اقتصادی و کاهش قدرت خرید، گرایش به فعالیتهای خانهمحور و منفعلانه مانند تماشای تلویزیون، استفاده از رسانههای جمعی واستراحت درخانه افزایش چشمگیری داشته است. براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، استراحت در منزل طی ۴۰ سال گذشته رشدی ۶۱۰درصدی داشته و به یکی ازرایجترین اشکال گذران اوقاتفراغت تبدیل شده است. این روند بهویژه در میان خانوارهایی با درآمد پایینتر که توانایی مالی برای فعالیتهای پرهزینهتر را ندارند، برجستهتر است.
معاشرت و ارتباطات اجتماعی
یکی از ویژگیهای برجسته اوقاتفراغت در ایران، گرایش به فعالیتهای جمعی است. ایرانیان، بهویژه خانوادهها، تمایل زیادی به گذراندن اوقاتفراغت در کنار دوستان و خویشاوندان دارند. فعالیتهایی مانند دید و بازدید، مهمانیهای خانوادگی و سفرهای تفریحی ــ زیارتی (مانند بازدید از اماکن مذهبی یا پارکها) از محبوبترین فعالیتها هستند.
استفاده از رسانههای جمعی
استفاده از رسانههای جمعی، بهویژه تماشای تلویزیون و فعالیت در فضای مجازی، بخش قابلتوجهی از اوقاتفراغت ایرانیان را به خود اختصاص میدهد(حدود۴۰دقیقه در روز).این موضوع بهویژه درمیان جوانان ونوجوانان که به شبکههای اجتماعی و بازیهای آنلاین گرایش دارند، برجسته است. بااینحال، افزایش استفاده از فضای مجازی، بهخصوص در دوران شیوع کرونا، نگرانیهایی درباره کاهش تعاملات واقعی و افزایش آسیبپذیری در برابر انحرافات اجتماعی ایجاد کرده است.
فعالیتهای ورزشی و فرهنگی
فعالیتهای ورزشی وفرهنگی مانندورزش،مطالعه و حضور دررویدادهای فرهنگی(سینما، تئاتر یا کنسرت)درمقایسه با رسانههای جمعی،سهم کمتری دراوقاتفراغت ایرانیان دارند.این موضوع تاحدی به کمبود امکانات تفریحی درشهرها، بهویژه در مناطق غیرشهری، و هزینههای بالای این فعالیتها مربوط است.برای مثال،درشهرهای کوچکتر، زیرساختهای فرهنگی و ورزشی محدود است و بسیاری از مردم به فعالیتهای سادهترمانند پیادهروی یا گردش در طبیعت روی میآورند.
