سال۱۴۰۴ نیز از این قاعده مستثنی نبود و این روند باز هم تکرار شد و بازار نتوانست مسیر صعودی باثباتی را پیش بگیرد. بررسیها نشان میدهد که دلایل این وضعیت چندگانه است و ازسیاستهای اقتصادی داخلی گرفته تا شرایط سیاسی بینالمللی و حتی مشکلات زیرساختی، دست به دست هم دادهاند تا بازار سهام در سال جاری قرمزپوش باقی بماند. بازار سهام پس از تعطیلی هشت روزه در ایام جنگ تحمیلی ۱۲روزه، با ریزش ۶۲هزار واحدی در روز هفتم تیر۱۴۰۴ بازگشایی و بازار بلافاصله پس از آغاز معاملات با موج سنگین فروش مواجه شد. این پدیده در بورس مسبوق به سابقه است. هرگاه تعطیلات طولانی با اخبار منفی سیاسی همزمان شود،سرمایهگذاران در نخستین فرصت برای فروش داراییهای خود اقدام میکنند.
چرا سیاستهای حمایتی اثر نداشت؟
دولت در واکنش به این وضعیت، بستههای حمایتی متعددی را معرفی و اجرا کرد. یکی از مهمترین این اقدامات، تزریق ۶۰هزار میلیارد تومان منابع از سمت نظام بانکی بود؛ هرچند قرار بود این حمایت ۹۰هزار میلیارد تومانی باشد. پس از آن طرح بیمه پرتفوی سهامداران خرد با سبد ۵۰۰میلیون تومان اجرا شد. این طرحها در ظاهر قرار بود آرامش خاطر سهامداران حقیقی را تأمین کند و آنها را از تداوم سرمایهگذاری در بورس مطمئن سازد. با این حال، تجربه نشان داد که این سیاستها بیشتر جنبه روانی داشت و نتوانست در عمل فشار فروش را کاهش دهد. بازار تنها چند روز مثبت شد و سپس دوباره در مسیر نزولی قرار گرفت. دلیل اصلی ناکارآمدی این سیاستها، عدم هماهنگی میان سیاستهای اقتصاد کلان با حمایتهای مقطعی از بورس بود. بهعبارت دیگر، سهامداران وقتی چشمانداز روشنی از آینده اقتصاد و سودآوری شرکتها ندارند، حتی بیمه پرتفوی هم نمیتواند انگیزهای برای ماندن آنها ایجاد کند. عامل دیگری که بازار سهام را تحت فشار قرار داد، تحولات سیاسی_بینالمللی بود. سه کشور اروپایی، روند اجرایی اسنپبک را وارد مرحله عملیاتی کردند. فعالان بازار سرمایه این موضوع را سیگنالی منفی ارزیابی کردهاند و این مسأله خودش را در فشار فروش و خروج بیشتر سرمایه از بورس نشان داد. ناترازی انرژی یکی دیگر از علتهای منفی خوردن بازار سهام است که شرکتهای بورسی امسال با آن مواجه شدهاند. ناترازی میان عرضه و تقاضای انرژی باعث شد بسیاری از صنایع مجبور به کاهش ظرفیت تولید یا حتی تعطیلی موقت خطوط شوند. کاهش تولید بهمعنای افت سودآوری شرکتهاست و این موضوع در قیمت سهام انعکاس پیدا کرد. همزمان با فشار فروش در بورس، قیمت طلا در بازارهای داخلی روندی صعودی را طی کرد. افزایش قیمت اونس جهانی طلا و رشد نرخ ارز در داخل، جذابیت خرید طلا و سکه را بیشتر کرد. در نتیجه، بخشی از منابعی که میتوانست وارد بورس شود، بهسمت بازار طلا رفت. این جابهجایی منابع باعث شد بورس بیش از پیش از رونق بیفتد و تقاضای جدیدی برای خرید سهام شکل نگیرد.
واقعیت آن است که بازار سهام بیش از هر چیز به آیندهنگری حساس است. زمانی که چشمانداز اقتصاد کلان کشور با ابهام همراه باشد، اقداماتی مانند تزریق پول یا طرحهایی مثل بیمه سبد سهام نمیتواند راهگشا باشد. بنابراین حتی اگر در کوتاهمدت با حمایتهای دولتی چند روزی بازار مثبت شود، در نهایت روند نزولی باز میگردد.
بازدهی شاخص کل در سال جاری
شاخص کل بورس تهران بهعنوان نماگر بازار سهام در آخرین روز کاری سال گذشته در ایستگاه ۲میلیون و ۷۱۰هزار واحد بسته شد اما در پایان نخستین روز معاملاتی سال ۱۴۰۴ (پنجم فروردین) و در وسط روزهای تعطیلی نوروزی به ۲میلیون و ۷۴۰هزار واحد رسید. شاخص کل بورس تهران با خبر آغاز مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا وارد روند صعودی شد و در روز ۲۸اردیبهشت ماه و در ادامه رکوردزنیهای خود، سقف تاریخی ۳میلیون و ۲۵۲هزار واحد را ثبت کرد. روند شاخص با افت و خیز و نوسان منفی ادامه داشت تا اینکه پیش از آغاز جنگ تحمیلی ۱۲روزه و در پایان معاملات روز ۲۱خردادماه در ارتفاع ۲میلیون و ۹۸۴هزار واحد ایستاد.سازمان بورس برای حمایت از سهامداران معاملات بازار سرمایه را متوقف کرد اما بازار پس از هشت روز کاری تعطیل، در روز هفتم خرداد بازگشایی شد که با ریزش ۶۲هزار واحدی به ۲میلیون و ۹۲۲هزار واحد رسید. از آن روز تاکنون شاخص روند ریزشی را در پیش گرفته است بهطوری که شاخص کل بورس در پایان معاملات دیروز (هشتم شهریور ۱۴۰۴) با کاهش ۳۵هزار واحدی و از دست دادن کانال ۲.۴میلیون واحد به در سطح ۲میلیون و ۳۹۵هزار واحد ایستاد. بررسیها نشان میدهد بازدهی شاخص که بورس از ابتدای سال جاری تاکنون منفی ۱۱.۶درصد و از زمان بازگشایی پس از جنگ منفی۱۹.۷درصد است. البته آمارها نشان میدهد شاخص کل بورس پس از سقفی که در سال جاری (۲۸اردیبهشت) ثبت کرد تاکنون ۲۶.۳درصد افت داشته است.
ترس سهامداران علت فشار فروش
مهدی عبدی، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با جامجم در مورد روند ریزشی بازار سهام میگوید: از مدتها پیش بازار سرمایه با مشکلاتی مانند ناترازی و قیمتگذاری دستوری دست و پنجه نرم میکرد اما اتفاقی که شاهد بودیم و باعث بدتر شدن وضعیت بازار شد، دخالت دولت بود. وی با بیان اینکه روند فعالیت برخی شرکتهای بورس در تابستان در اوج قرار گرفت اما برخی دیگر با مشکلات بیشتری روبهرو شدند، گفت: قیمتگذاری دستوری، سودآوری شرکتهای دارویی را تحت تأثیر قرار داد و قطعی برق باعث کاهش تولید سیمان و فولاد شد که همین موضوع بر روند بازار سرمایه نیز اثرگذار بوده است. به گفته این کارشناس بازار سرمایه، دخالت مستقیم دولت در قیمتگذاری و تحدید دامنه نوسان باعث شد وقتی مشکل جدیدی در اقتصاد پیش آید، تأثیر آن بیش از حد انتظار خودش را نشان بدهد. درواقع میتوان گفت بازار سهام این شرایط را به بدترین شکل پیشخور کرد.
عبدی معتقد است تعداد زیادی از سهامدارانی که اکنون از بازار سرمایه خارج میشوند بهدلیل ترس است اما گزارش سه ماهه شرکتهای بورسی نشان میدهد وضعیت بهگونهای نیست که سهامداران قصد خروج یکباره از این بازار را داشته باشند. گزارشها نشان میدهد وضعیت برخی شرکتها نهتنها بد نیست بلکه مثبت است اما با این میزان هیجانی که در بازار وجود دارد هرقدر تزریق هم انجام شود باز هم تغییر خاصی شاهد نخواهیم بود.
اقدام خوب سازمان بورس
وی توضیح داد: براساس تصمیم سازمان بورس و اوراق بهادار، عرضه اوراق تبعی آغاز شده که اقدام بسیار خوبی است. با اقداماتی که دولت انجام داده آینده روشنی در انتظار بورس است و بهنظر میرسد در روزهای آینده شاهد جمع شدن صفهای فروش باشیم. این کارشناس بازار سرمایه با اعلام اینکه هیجان در بازار سهام در حال تخلیه شدن است، گفت: در یک ماه گذشته بازار درگیر شایعه مکانیسم ماشه بود و زمانی که این شایعه به خبر تبدیل شد، هیجان آن فروکش کرد. از سوی دیگر اگر دولت دامنه نوسان را بهصورت دستوری کنترل نمیکرد اکنون بازار سرمایه در وضعیت مطلوب خود قرار داشت. زیرا اکنون دامنه نوسان ۳درصد است و هیجان عمر طولانیتری داشته باشد. به گفته عبدی، اگر دامنه نوسان محدود به ۳درصد نمیشد ممکن بود طی چند روز شاهد صف فروش باشیم و دوباره وضعیت عادی میشد.
وی به تزریقهای دولت به بازار سرمایه اشاره کرد و افزود: زمانی که دولت بازیگر اصلی بازار سرمایه است انتظار میرود در زمان مشکل پول مستقیم توسط دولت تزریق شود. البته همانطور که اشاره کردم تحدید دامنه نوسان باعث شده بازار پول بیشتری را برای کنترل بطلبد. بازار سهام در سال جاری ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی را تجربه کرد که همگی در یک مسیر مشترک عمل کردند؛ تضعیف اعتماد سرمایهگذاران و افزایش فشار فروش. هرچند این بازار از لحاظ بنیادین در شرایط خوبی بهسر میبرد اما همه و همه دست به دست هم دادند تا بورس قرمزپوش باقی بماند. بهنظر میرسد تا زمانی که اصلاحات اساسی در ساختار اقتصادی و سیاستهای کلان کشور صورت نگیرد، نمیتوان به رونق پایدار بازار سرمایه امیدوار بود. شفافیت در تصمیمگیریهای اقتصادی، بهبود زیرساختهای انرژی و کاهش دخالتهای دستوری دولت، تنها راههایی است که میتواند اعتماد از دست رفته سهامداران را بازگرداند.