
بخشی از این کنشگریها آشکار وبرخی پنهان است. آنچه مسلم است اینکه محصول و برآیند این کنشگریها به تقویت مقاومت در ابعاد متنی و فرامتنی منجر شدهاست. درچنین شرایطی معنای حزبا... و سرزمین سروها برای تلآویو واستراتژیستهای صهیونیست پررنگتر شده است.
معمایی که قابل حل نیست!
درحال حاضر مسأله حزبا... لبنان برای صهیونیستها به یک معضل جدی تبدیل شدهاست. اشغالگران در پی راهی هستند تا نیروهای حزبا... لبنان را از نقطه صفر مرزی میان لبنان و فلسطین اشغالی دور و میزان تهدیدات حزبا... علیه خود را خنثی کنند. یک منبع امنیتی رژیمصهیونیستی در یکی از وبسایتهای وابسته به موساد در تحلیلی در این زمینه نوشت: «اگر راه حل سادهای وجود داشت، خیلی وقت پیش اجرا میشد. بهترین راه حل در درازمدت، جنگ سخت برای نابودی نیروی اصلی سازمان با تاکید بر قابلیتهای آتش مانند موشک و راکت، پهپاد و موشکهای هوایی و دریایی است. این تنها در شرایطی میتواند وجود داشتهباشد که همکاری با آمریکا و حمایت کامل این کشور (از جمله حملات مشترک) وجود داشتهباشد. راهحل موقت، تقویت بازدارندگی و جلوگیری از جنگ با تمرکز قابلتوجه نیروها در مرزهای شمال، تغییر کل سیستم دفاعی و ایجاد اختلال در سیستمهای الکتریکی در مرزهای شمالی و ترسیم تاکتیک مرحله به مرحله در این منطقه است. اما دیده نمیشود که ارتش نحوه آمادهسازی را تغییر دهد و اگر هم بشود، خیلی طول نمیکشد و در اولین فرصت با این بهانه که ما هم آنجا هستیم، نیروها را به لب مرز برمیگرداند.»
درادامه این تحلیل آمدهاست:«اسرائیل دقیقا به خاطرهمین وضعیت، سالهاست با تمام توان وارد غزه نمیشود تا مبادا به وضعیتی برسیم که لشکرکشی به غزه را آغاز کنیم، سپس مجبور شویم به شمال برویم و بدون تمرکز کامل عملیاتی و اطلاعاتی به آنجا کشیده شویم. اسرائیل باید جنگ غزه را با یک پیروزی قاطع (ناکاوت و نه پیروزی امتیازی) و با از بین بردن تواناییهای حماس پایان دهد. این بر کارزار شمال نیز تأثیر خواهدگذاشت. اسرائیل ظاهرا میتواند با دو جبهه مقابله کند، اما واقعا هر دو جبهه، وضعیت یکسان ندارند و توانایی اسرائیل هم به آن میزان نیست، مسألهای که در نهایت منجر به تلفات بیشتر در هر دو عرصه و عمدتا ناتوانی در پایان دادن و رسیدن به اهداف در هر دو عرصه میشود.»
پیشفرض های اشتباه
بخش دیگری از این تحلیل، معطوف به جنگ غزه و پیشفرضهایی است که صهیونیستها در ذهن و محاسبات خود بر آنها تکیه کردهبودند: «به نظر وقتی فعالیت در غزه را متوقف کنیم، حزبا... به جنگ ادامه نخواهدداد و در آن صورت میتوان به وضعیتی رسید که این تهدید آشکار وجود داشتهباشد که تشدید و ادامه حملات به اسرائیل، دلیلی برای جنگ شدیدتر با این سازمان باشد. (باز هم هماهنگی با آمریکا لازم است و واضح نیست آمریکا با ما همراه شود). حزبا... در حال حاضر با شعار حامیان مالی خود از ایران - « اتحاد همه جبههها» گیج شدهاست، اگرچه واقعا به این مسأله علاقهای ندارد. بعد از غزه، یک دولت جدید وجود خواهدداشت، در آن زمان ما تلفات بسیاری متحمل میشویم، آن وقت خواهیم دید آیا قدرت و انگیزهای برای شروع یک جنگ جدید با حزبا... وجود دارد؟ جنگی که جنگ شمشیرهای آهنین در مقایسه با آن کوچک محسوب میشود، چه در خط مقدم، چه در عقب جبهه.»
محاسباتی که به چالش کشیدهشد
مروری بر تحلیل ارائه شده از سوی این وبسایت امنیتی رژیمصهیونیستی و مقایسه شرایط میدانی جاری در جنگ غزه، به وضوح نشان میدهد بسیاری از این پیشفرضها و ثوابت ذهنی و راهبردی با بازی هوشمندانه حزبا... به چالش کشیده شدهاست. اکنون موساد خود نیز اذعان دارد رویکرد و بازی حزبا... در برهه کنونی و مرحله پسینی جنگ غزه اساسا قابل پیشبینی نیست. ضمن آنکه محصول جنگ غزه نیز نابودی حماس نبوده و در آینده نیز نخواهدبود. همین مسأله قدرت مانور مقاومت لبنان را در برابر دشمنان صهیونیستی دوچندان میکند. تجربه شکست تمامعیار اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه با حزبا... در تابستان سال ۲۰۰۶ میلادی، هنوز در مقابل چشمان ژنرالها و مقامات امنیتی ارشد موساد قرار دارد؛ شکستی که به راحتی تکرارپذیر خواهدبود.