پنجه در پنجه سلطان

نفس در سینه تماشاچیان حبس شده است. هیچ کس از جای خود تکان نمی‌خورد و چشم از صحنه‌ای که روبه‌رویشان قرار دارد، برنمی‌دارند. عرق سردی روی پیشانی‌ مرد 38 ساله نشسته است. پنجه‌هایش را در پنجه‌های شیر فرو کرده است. این یک مبارزه واقعی است.
کد خبر: ۵۴۹۳۶۴
پنجه در پنجه سلطان

مبارزه میان محمدعلی قهرمانی و داریوش. داریوش نام شیری است که محمدعلی سال‌هاست با او رفاقت دارد و همه رفتارهای داریوش را حدس می‌زند. این شیر را محمدعلی از بچگی سرپرستی کرده و به همین دلیل به اخلاق‌های او وارد است.

این نبرد فقط بخشی از ماجراست و هیچ کس نمی‌داند تا لحظاتی دیگر چه حادثه‌ای جان محمدعلی قهرمانی را تهدید خواهد کرد. سر انسان در دهان یک شیر، اتفاق عجیبی است که تماشاچیان به همین راحتی نمی‌توانند با آن کنار بیایند، اما این اتفاق همان چیزی است که پای آنها را به این نمایش باز کرده است.

هر لحظه ممکن است حیوان خشمگین تکانی به خودش بدهد یا دهانش را ببندد و محمدعلی به کام مرگ فرو رود، اما شیرباز حرفه‌ای در کار خود وارد است.

محمدعلی از کودکی با شیرها بزرگ شده و به گفته خودش در ایران تنها کسی است که براحتی می‌تواند چهل شیر را همزمان به اطاعت از خود وادار کند.

او اهل شیراز است و فرزند سیروس قهرمانی؛ کسی که در گذشته‌های دور تنها تربیت‌کننده شیر در ایران بود و با سلطان جنگل می‌جنگید. حالا این حس ماجراطلبی به محمدعلی به ارث رسیده است.

دهکده‌ای از حیوانات

وارد محل کار محمدعلی که می‌شوید به هیچ عنوان حوصله‌تان سر نمی‌رود. آنجا از کار پشت میزی خبری نیست و برای دیدن این مرد شیردوست باید وارد دهکده کوچکی از حیوانات در شهر شیراز بشوید. محمدعلی شش ساله بود که به جای سرگرم کردن خودش با اسباب‌بازی با حیوانات انس گرفت.

او می‌گوید: «پدرم تنها کسی بود که با شیرها می‌جنگید یا آنها را تربیت می‌کرد. به همین دلیل من هم کم‌کم به کار او علاقه‌مند شدم.»

خرس، میمون، شیر، ببر، بز، آهو و... تنها تعدادی از حیواناتی بودند که محمدعلی را مجذوب خودشان کردند: «کار پدرم باغ‌وحش‌داری و سیرک‌داری بود و از همان دوران کودکی بشدت علاقه داشتم شغل او را دنبال کنم البته با هیجان و ماجراجویی بیشتر.»

حالا مرد جوان به آرزوی دیرینه‌اش رسیده است. او همزمان با 40 شیر برنامه اجرا می‌کند، با آنها کشتی می‌گیرد، روبوسی می‌کند و از همه خطرناک‌تر این که سرش را در دهان شیر فرو می‌برد.

290 بخیه در جدال با شیر

«من از هفت سالگی با شیرها برنامه اجرا کرده‌ام. به همین دلیل با خوی و خصلت آنها آشنا هستم. داریوش را از بچگی بزرگ کردم. این شیر حالا 17 سال دارد و وزنش 450 کیلوگرم است.»

محمدعلی برای رسیدن به این مرحله سختی‌های بسیاری را پشت‌سر گذاشته و خطرات زیادی او را تهدید کرده است: «من غیر از بازی کردن با شیرها، آنها را پرورش هم می‌دهم. یک روز موقع رام کردن یکی از شیرها، حیوان به سمتم حمله کرد. در این حادثه کاری از دستم بر نمی‌آمد و فقط از خودم دفاع کردم تا شیر کمی آرام شود، اما در این جدال فک و پایم شکست و 290 بخیه خوردم.»

آن روز محمدعلی پیش خودش فکر کرد بهتر است جان خود را به خطر نیندازد، اما بعد تصمیم تازه‌ای گرفت: «هر کسی نمی‌تواند به همین راحتی با شیر روبه‌رو شود. من خودم با وجود این که شیرها را می‌شناسم، اما برای مقابله با آنها بدنسازی هم کار می‌کنم و در حال حاضر 150 کیلو وزن دارم، اما از روزی که شیر به من صدمه زد تصمیم گرفتم بیشتر با آنها کار کنم.»

تجربه عجیب

به گفته محمدعلی نیروی فک شیر چیزی حدود دو تن است و باید شخص قوی باشد تا بتواند دهان او را برای دقایقی باز نگه دارد: «اولین باری که سرم را در دهان شیر فرو بردم به سال‌ها پیش مربوط می‌شود. با شیرها خیلی کار کرده بودم و به اخلاقشان آشنایی داشتم تا جایی که با آنها روی سن می‌رفتم و نمایش می‌دادم. به همین دلیل یک روز به پدرم گفتم می‌خواهم سرم را در دهان شیر فرو کنم. پدرم تلاش می​کرد مرا منصرف کند، اما حس عجیبی برای انجام این کار داشتم. به همین دلیل پدرم هم که اصرارهای مرا دید قبول کرد.»

مرد ماجراجو ادامه می‌دهد: «کمی دلهره داشتم، اما زیاد اهمیت ندادم و روی سن که رفتم با قدرت دست‌هایم دهان شیر را باز کردم.» خیلی‌ از آشنایان محمدعلی هنوز آن روز را بخوبی به  یاد دارند. نفس در سینه‌شان حبس شده بود و عده‌ای جلوی چشم‌های خود را گرفته بودند.

محمدعلی با آرامش خاصی سرش را در دهان شیر فرو کرد. حیوان بی‌حرکت ایستاده بود. انگار او هم بدش نمی‌آمد این نمایش اجرا شود. محمد علی می‌گوید: «آن روز موفق به انجام این کار شدم، اما هیچ وقت عکس‌العمل تماشاچی‌ها را فراموش نمی‌کنم. همه‌شان برایم دست می​زدند و از جایشان بلند شده بودند.»

به گفته محمدعلی آموزش شیرها را باید از سه تا چهارسالگی شروع کرد: «من هر روز شش ساعت با توله شیرها تمرین می‌کنم .خیلی وقت می‌برد تا آنها به کارشان وارد شوند.»

یک دقیقه در دهان شیر

حالا محمدعلی قهرمانی می‌تواند سرش را یک دقیقه در دهان حیوان عظیم‌الجثه نگه دارد. هر کسی که این نمایش را از نزدیک می‌بیند به مرد جوان می‌گوید: «قلبمان از جایش درآمد دیگر این کار را نکن.» البته این کار برای محمدعلی با خطرات زیادی همراه بوده. مثلا یک بار در یکی از نمایش‌های زنده سر محمدعلی در میان دندان​های شیر ماند و دچار شکستگی شد: «سرم 15 سانتی‌متر پاره شد. صحنه وحشتناکی بود و تماشاچیان حسابی ترسیده بودند، اما از جایم بلند شدم وگفتم نگران نباشید چیزی نیست.»

جای این زخم را همین امروز هم می‌توانید روی سر محمدعلی ببینید: «یک بار دیگر هم نزدیک بود جانم را از دست بدهم که مادرم به دادم رسید. در قفس شیرها سعی داشتم یک شیر ماده را رام کنم، اما شیر وحشی به سمتم حمله‌ور شد و در این حادثه پایم شکست. شیر هیکلش را از روی من برنمی‌داشت انگار قصد کرده بود مرا بکشد، اما مادرم بسرعت وارد قفس شد و حواس حیوان را به خودش پرت کرد و من در این فاصله همه قدرتم را جمع کردم و از قفس بیرون آمدم.»

با وجود این اتفاقات محمدعلی همه شیرهایش را دوست دارد. او چندی پیش یکی از توله شیرهایش را به خانه برده بود: «خیلی به من وابسته بود. توله شیرها آسیبی برای کسی ندارند. من حتی شیر را با خودم به سوپرمارکت هم بردم و فروشنده حسابی تعجب کرده بود.»

بهترین خاطره محمدعلی به روزی برمی‌گردد که یکی از شیرهای ماده‌اش دو شیر زال و سفید به دنیا آورد: «در دنیا تعداد محدودی شیر سفید یا همان زال وجود دارد. به همین دلیل من آن روز حسابی خوشحال شدم.» محمدعلی از کشورهای آمریکا، ارمنستان، ترکیه و روسیه پیشنهادهایی داشته تا در برابر تماشاچیان آنجا نیز سرش را در دهان شیر فرو ببرد، اما همیشه جواب منفی داده است.

هنرنمایی موشکا و داریوش

محمدعلی تنها با شیرها پنجه در پنجه نمی‌شود. یکی دیگر از سرگرمی‌های او کشتی گرفتن با خرس‌هاست.

او که خرسی به اسم موشکا را تربیت کرده، می‌گوید: «خرس و شیر دشمن یکدیگر هستند، اما من موشکا و داریوش را طوری تربیت کرده‌ام که با یکدیگر کار می‌کنند.»

موشکا دو متر و 40 سانتی‌متر قد و 650 کیلوگرم وزن دارد. یک بار محمدعلی باید در برنامه‌ای با خرس کشتی می‌گرفت، آن هم بدون پوزه​بند.

 مرد ماجراجو درباره این برنامه که در بندرعباس اجرا شد می‌گوید: «خرس وسط کار ناگهان عصبانی شد و پایم را کشید. طوری که پایم شکست. گرچه آن روز نمایش بخوبی برگزار نشد، اما خبر این اتفاق در شهر پیچید و فردای آن روز تماشاچیان بیشتری برای نمایش آمدند و این برای من و دوستانم خیلی جالب بود. عجیب‌تر این که من با همان پای شکسته روی سن رفتم.» محمدعلی 16 خرس دارد که با آنها کارهای هنری انجام می‌دهد.

نمایشگاه  حیوانات

حالا محمدعلی در کنار برنامه‌های هیجان‌انگیزش نمایشگاهی از حیوانات برگزار کرده است. در این نمایشگاه شما می‌توانید با کارهای هنری حیوانات و نمایش‌هایشان آشنا شوید. ضمن این که آنجا از شیر و شامپازه گرفته تا انواع پرنده و خزنده می‌توانند بیننده​ها را سرگرم کنند.

مارهای پیتون و آناکوندا یا خانواده میمون‌ها و شامپانزه‌ها تنها بخشی از قسمت‌های جذاب این نمایشگاه است.

محمدعلی می‌گوید: «خرج و مخارج این حیوانات زیاد است. مثلا ما هر بار سه میلیون تومان گوشت فقط برای شیرها می‌خریم و کسی هم حمایتمان نمی‌کند.»

الینا حسن‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۲
جعفری
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۱۵ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۴
۰
۰
با آرزوی سلامتی برای این عزیز و قهرمان كشورمان و امید به حمایت مسئولان از ایشان
بنده خدا
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۷
۰
۰
به نظر من خیلی كار بی خودو بی نمكی

نیازمندی ها