تلفن همراه آقای خزاعی، نماینده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل و آن تلفن سیاه رنگ روی میز باراک اوباما مفتخر بودند این لحظه تاریخی را ثبت کنند؛ لحظهای که در آن دو کشور ایران و آمریکا پس از 34 سال، رودررو در مورد مسالهای مربوط به رابطه دو کشور گفتوگو کردند. حال باید دید چرا چنین گفتوگویی اهمیت دارد؟ تاریخ در مورد رابطه ایران و آمریکا چه میگوید؟ ما از کی با ینگه دنیا ارتباط برقرار کردیم.
رابطه چگونه آغاز شد؟
تاریخ میگوید 130 سال پیش بود که رابطه دیپلماتیک بین دو کشور آغاز شد، حدود سال 1260 هجری شمسی. بنجامین آمریکایی از آنسو آمد و میرزا ابوالحسن شیرازی و حاج حسینقلی خان صدرالسلطنه از اینسو رفتند. این دومی را ایرانیان حاجی واشنگتن نامیدند چون نخستین سفیرشان به کشور تازهتاسیس آن روزهای جهان بود. ایرانیها البته دو لقب دیگر هم از همان اوایل به آمریکا دادند؛ ینگه دنیا گفتند که ظاهرا لغتی ترکی است به معنای دنیای جدید و اتازونی که واژهای فرانسوی است به معنای ایالات متحده آمریکا. بعدها البته آمریکا القاب دیگری هم در ایران یافت.
داستان ایران و آمریکا در آن روزهای نخست، اهمیتدار نبود. کدخدای جهان در آن روزها بریتانیا و شوروی بودند و از اینرو ایرانیان بیش از آن که به دوردستها توجه کنند به همسایه شمالی چشم میدوختند و به جنوب. چشم دوختن البته سودی نداشت، چرا که این دو ابرقدرت آن روزهای جهان دو بار ایران را به دو نیم قسمت کردند. با این حال پای آمریکا به سیاست ایرانی به طور مشخص از جنگ جهانی دوم باز شد. بعد از جنگ بود که آمریکا در ردیف پیروزهای این جنگ استقلال ایران را به رسمیت شناخت. از آن روز به بعد بود که کمکم پای آمریکا به معادلات داخلی و خارجی ایران باز شد.
کودتای 1332؛ اولین شکاف در رابطه
اولین بغض ایرانیها از آمریکا هم همینجا شکل گرفت. بعد از لغو قرارداد عهد قجری با انگلیس برای نفت و نیز قرارداد نبستن با شوروی برای نفت شمال، سیاست دولت وقت ایران یعنی دولت مصدق بر موازنه منفی قرار گرفت. موازنه منفی به این معنا بود که به سمت هیچ ابرقدرتی نچرخیم، استقلال خود را حفظ کنیم و به هیچکس امتیازی ندهیم. موضوعی که در نهایت باعث شد دولت وقت به سقوط کشیده شود. اما نقش آمریکا در سقوط دولت مصدق چه بود؟ آمریکاییها بسیار تلاش کردند میان ایران و انگلستان توافقی صورت گیرد. با این حال وقتی ایستادگی دولت وقت را دیدند چاره را در سقوط دولت مصدق تشخیص دادند. علت این بود که به قول آنها دولت مصدق داشت به سمت حزب توده و شوروی چرخش میکرد. کودتای بیست و هشتم مرداد که باعث سقوط دولت مردم نهاد وقت ایران بود اولین غده چرکین را در رابطه ایران و آمریکا به وجود آورد.
البته این نظر مردم ایران بود، چرا که شاه جوان ایران، پادشاهی مجدد خود را بعد از کودتا مدیون آمریکاییها بود. به همین علت و البته به دلیل عدم نزدیکی او به شوروی و ترسی که از انگلیس داشت، جا پای ایالات متحده در 25 سال بعد از آن تا سقوط نظام شاهنشاهی، در جای جای کشور باز شد. از وامها و کمکهایی که در قالب «اصل چهار ترومن» میشد تا تجهیز نظامی ایران به حدی که بتواند ژاندارم منطقه باشد و تا حضور هزاران مستشار آمریکایی در ایران از ارتش گرفته تا نهادهای دولتی. قرارداد مودت ایران و آمریکا در این دوره تنظیم شد و مشاور خارجی شاه بیش از آن که سفارت انگلیس باشد، سفارت ایالات متحده بود.
وابستگی به شاه، دومین اتهام آمریکا در ایران
این وابستگی شدید شاه به آمریکا دومین تخم کینه را در زمین احساسات مردم ایران کاشت. ماجرا بهطور مشخص از زمان تصویب کاپیتولاسیون در مجلس ایران شروع شد. آن هنگام که به قول امام خمینی(ره)، رهبر کبیر انقلاب، «اگر یک خادم آمریکایی، مرجع تقلید شما را در وسط این بازار ترور کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد. دادگاههای ایران حق ندارند محاکمه کنند. حق ندارند. باید برود آمریکا، آنجا در آمریکا اربابها تکلیف را معین کنند. ملت ایران را از سگهای آمریکا پستتر کردند. چنانچه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد مأخذه از او میکنند. اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد مأخذه میکنند. چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام را زیر بگیرد، هیچکس حق تعرض ندارد.»
بعد از آن هم موج حمایت به حدی بود که مراکز آمریکاییها در ایران مورد حمله مبارزان مسلح قرار میگرفت (مثل حمله به رستوران خوانسالار در تهران توسط گروه توحیدی صف) و شعار مرگ بر آمریکا، یکی از شعارهای مردم بخصوص در سال 1357 شده بود.
تسخیر سفارت؛ تیری به قلب رابطه
همین وابستگی بعد از انقلاب اسلامی هم کار دست آمریکا داد. دولت آمریکا پس از فرار شاه از ایران و پیروزی انقلاب هم دست از حمایت شاه برنداشت. با وجود این که این کشور چهارمین کشوری بود که انقلاب مردم ایران را به رسمیت شناخت، بعد از مدتی به علتی که درمان شاه ذکر شد او را به کشور خود راه داد. مردم از این اقدام آمریکا بسیار خشمگین شدند و عدهای از دانشجویان انقلابی به تلافی این کار و نیز باز پس ندادن اموال ایران و اموالی که شاه از ایران برده بود، تصمیم گرفتند سفارتخانه آمریکا در تهران را تسخیر کنند. کاری که در فضای آن روز جهان مثل بمب منفجر شد. بخصوص اینکه عدهای از کارمندان سفارت 444 روز در اختیار ایرانیان بودند. بعد از حمله دانشجویان و خواندن اسناد سفارت معلوم شد دخالت آمریکا در ایران و امور داخلی آن ورای آن چیزی است که تصور شده است. این حمله باعث شد اسنادی از دخالت آمریکا در برخی درگیریهای قومی و فرقهای ایران آشکار و همچنین مذاکرات آمریکاییها با برخی عوامل دولت موقت ایران روشن شود. اتفاقی که در کنار مخالفت دولت با اقدام دانشجویان به استعفای دولت مهدی بازرگان انجامید.
چهار عامل گسست ایران و آمریکا بعد از انقلاب
بعد از این حادثه و فارغ از حمله طبس و پس از آن توافق سه جانبه در الجزایر (که هیچگاه به طور کامل عملی نشد)، حمایت آمریکا از دولت عراق در جنگ تحمیلی باز هم دو ملت را از هم دور کرد. اکثر مردم ایران دست آمریکا را در خون بیش از چندصد هزار شهید این جنگ دیدند. بخصوص اواخر جنگ که رویارویی ایران و آمریکا در خلیج فارس مستقیم شد و حتی کار به جایی رسید که آمریکا هواپیمای مسافربری ایران در خلیجفارس را ساقط کرد. با این حال حوادثی چون مک فارلین یا همان ایران کنترا هم پیش آمد که نشان میداد دستی از طرف آمریکا به طرف ایران دراز شده؛ ولی ایران انقلابی آن روزها تمایلی برای گرفتن آن دست نداشته است.
جنگ که تمام شد، درگیری نظامی میان ایران و آمریکا ایجاد نشده بود، اما سایه جنگ همیشه بر سر رابطه ایران و آمریکا بود. آمریکا همیشه میگفت همه گزینهها روی میز است و ایران با تجهیز دفاعی خود میگفت جنگ ایران و آمریکا به همه منافع آمریکا در منطقه گسترش خواهد یافت. به طور مشخص منظور از این حرف اسرائیل بود. رژیمی جعلی که اگر نگوییم تنها مانع، باید بگوییم مهمترین مانع در مسیر رابطه مجدد ایران و آمریکا بوده و هست. ایران به صورت مکرر حمایت خود از فلسطینیان را اعلام کرده و موجودیت اسرائیل را زیرسوال برده و در مقابل، اسرائیل که حیاتش با تنش ممکن است، با لابی قوی خود آمریکا را از نزدیکی به ایران هراس داده است. آمریکا هم البته خود مقصر بزرگی است که از رژیمی حمایت میکند و منافع خود را در حیات او قرار میدهد که هیچ مبنای حقوقی را در دنیای امروز قبول ندارد و فقط به فکر خود و شهروندان(!) خویش است. در کنار اسرائیل، تمدید سالانه تحریمها هم باعث میشد داغ نفرت ایران از آمریکا تازه شود. آمریکا از سال 1358 که روابط سیاسی خود با ایران را قطع کرد؛ تحریمهای جدی علیه کشورمان اعمال کرد و حتی به قراردادهای وقت میان دو کشور هم احترام نگذاشت. این تحریمها در چند سال اخیر به بهانه برنامه هستهای و مساله حقوق بشر شدت گرفت. البته آمریکا حامی اصلی فشار بر ایران در مورد برنامه هستهای در شورای امنیت ملل متحد هم بوده است. این را هم باید در نظر داشت که آمریکا در همه سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بودجههایی برای حمایت از مخالفان نظام جمهوری اسلامی تصویب میکرده و به انحای مختلف در جنگ سیاسی و رسانهای علیه ایران حضور فعال داشته است.
راه پر پیچ و خم رابطه
مجموع اینها باعث شد برقراری رابطه و دیالوگ میان ایران و آمریکا سخت شود. از سال 1368 که ندای مذاکره با آمریکا از زبان یک عضو دولت سازندگی تا همین چند وقت پیش، این مساله یکی از دغدغهها در سیاست خارجی ایران بوده است.
دولت هاشمی به گفته خود او نتوانست در این زمینه کاری از پیش ببرد. دولت محمد خاتمی هم اگرچه تنشزدایی در خارج را سیاست خود کرده بود، اما موفق نشد به این کار دست بزند و حتی اواخر دوره خاتمی وضع از آنسو بدتر هم شد و ایران در محور شرارت قرار گرفت. دولت نهم و دهم میل خاصی به مذاکره و البته مناظره با روسای جمهور آمریکا نشان دادند و حتی نامهای از طرف آقای احمدینژاد به رئیسجمهور وقت آمریکا، جورج بوش فرستاده شد اما پاسخی دریافت نکرد تا قفل رابطه 34 سال باقی بماند. حالا در چارچوب سیاست کلی عزت، حکمت و مصلحت به عنوان چارچوب سیاست تعیینی رهبری در دیپلماسی و نیز تاکتیک نرمش قهرمانانه، ایران و آمریکا با یکدیگر گفتوگو را آغاز کردند.
گفتوگوی نیم ساعته وزرای خارجه و بعد از آن روسای جمهور مهلت کوتاهی است برای تاریخی پر از بیاعتمادی و دشمنی. برای این تاریخ پر از حادثه نباید به گفتوگو با تلفن همراه دلخوش کرد. باید واقعبینانه به مطالبات دو طرف نگاه کرد و حفظ اصول و اقتدار ملی را فراموش نکرد.
مصطفی مسجدیآرانی / جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد