
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در تفکر ایرانی شاهدیم خرد ایرانی در سایه توجه به معنویت و روحانیت با جلوهای از کشف و شهود همراه است تا بتوان بر آن لفظ «خرد مینوی» را اطلاق کرد. به بیان دیگر زمانی خرد، خردی بهشتی است که از فره بهرهمند باشد یا به تعبیری دیگر تجلیات معنویه و نوریه ایزدی بر او تابیده باشد تا در سایه تفکر و استمداد از باطن نوریه غیبه تمییز درست از نادرست و در معنای حقیقی اهریمنی از مینوی دهد.
از این رو شیوه تفکر در ایران با بارقهای از اشراق همراه است که وجه تمایز آن را با تفکر یونانی و منطق ارسطویی درباره فکر روشن میسازد. در سایه این توجه است که میبینیم آثار حکمای بزرگ ایران بعد از اسلام نیز حول همین محور میشود، چنان که حکیم طوس با آن همه ستایش خرد در مقدمه شاهنامه، آن را از درک حقیقت ایزدی ناتوان و بیبهره مینمایاند و راه بندگی را بر خردمند واجب میشمارد.
نزد فلاسفه ایرانی نیز تفکر (بر مدار شناخت حضرت خداوندی و بر شیوه خرد الهی گون) بر همین معنی افاده شده است، چنان که ابن سینا عبادت را همان شناخت میداند که با تفکر حاصل میشود (بوعلی سینا در اسرار الصلاه خویش واژه یعبدون قرآنی را به یعرفون تعبیر مینماید) و این تفکر از افاضات عقل فعال است که نیرو میگیرد و تمییز حق و باطل میدهد و این افاضه از عقل فعال که فارابی نیز بسیار بر آن تاکید مینماید و از نشانه های کاملین در حکمت و رئیس مدینه را اتصال به عقل فعال میداند به معنی اشراق و کشف و شهودی است که بر فیلسوف عارف رخ میدهد.
شیخ شهابالدین یحیی سهروردی در این میان نقش بسزایی به عهده دارد چه از سوی پیوند معارف ایرانی ـ اسلامی و چه از جهت تدوین و تشریح معارف ذوقی و اشراقی با بیانات فلسفی که از پس او اکثر کسانی که خود صاحب اشراق و مقامات معنوی بودهاند در ذیل شروح خویش بر حکمت الاشراق ابراز مطلب و به آن اکتفا کردهاند.
سهروردی در این باره حکمای متاله را کسانی میداند که از حکمت بحثی و ذوق عرفانی برخوردار بوده و در هردو به کمال برسند از این رو در وصیت خویش این گونه مینویسد:«مطالب این کتاب را جز به اهلش ندهید، یعنی بدان کسی که روش و طریقه مشائیان را به خوبی و درستی آموخته باشد و دوستدار آموختن و دریافت انوار الهی باشد»1. چه به قول قطبالدین شیرازی در شرح این سطور هر کس تنها طریقه مشائیان را در پیش گیرد و حب نوریه در دل او نباشد از اهل این کتاب (در واقع از اهل معرفت و شناخت مفاهیم نوریه غیبیه) نیست.
شیخ محمود شبستری نیز بیانی نغز در این باره دارد و تفکر را رفتن از باطل سوی حق میانگارد؛ چنان که لاهیجی در شرح این ابیات مینویسد: «بدان که تفکر و رفتن و سیر و سلوک که سالکانِ عارفِ موحد میگویند، سیر کشفی عیانی میخواهند نه استدلالی که ترتیب مقدمات معلومه باشد که متأدی به مجهولی شود زیرا که معرفت استدلالی نسبت با کشفی کالجهل است که: و لیس الخبر کالمعاینه»2.
از سویی دیگر غزالی که سخت بر فیلسوفان میتازد، خود از معارف اشراقی در قالب تصوف دفاع مینماید و مشکات الانوار تالیف مینماید در باره تفکر مینویسد: «تفکر استفاده نفس است از نفس کلی»3. به عبارت دیگر استفاده نفس از اشراقات معنوی نفس کلی.
عطار نیز در بحث از سالک فکرت اینگونه از تفکر یاد میکند:
راه رو را سالک ره فکر اوست
فکر کان مستفاد از ذکر اوست
ذکر باید گفت تا فکر آورد
صدهزاران معنی بکر آورد
فکرت عقلی بود گفتار را
فکرت قلبی است مرد کار را
کار فکر ار لاجرم یک ساعت است
بهتر از هفتاد ساله طاعت است4
از این روست که در ایران زمین شاید کمتر فیلسوفی را یافت که تنها با معیارهای مشائی طی طریق کرده باشد و از معارف ذوقی و اشراقات روحانی بهره نبرده باشد و از این حیث است که بیشتر لفظ حکیم بر این بزرگواران اطلاق میشود که دربر دارنده دو جنبه روحانی و معنوی و نیز طریقه فلسفی و عقلی است.
پانوشتها:
1 ـ حکمت الاشراق، ترجمه سیدجعفر سجادی، دانشگاه تهران 1390
2 ـ شرح گلشن راز، محمد لاهیجی، پیشگفتار علیقلی محمودی بختیاری، نشر علم 1377
3 ـ به نقل از: واژه نامه فلسفی، سهیل محسن افنان، انتشارات حکمت 1385
4 ـ به نقل از: فرهنگ معارف اسلامی، سیدجعفر سجادی، شرکت مولفان و مترجمان 1362
امیر هاشمپور / جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد