منابع نزدیک به این شرکت فیلمسازی میگویند این رقم بالاتر از 70 میلیون دلار خواهد بود. ولی مسئولان شرکت صحبتی در این باره نکرده و به تائید یا تکذیب شایعات مربوط به رقم تولید نپرداختهاند. آنها در مصاحبههای مختلف خود فقط به این نکته اشاره کردهاند که نسخه جدید سینماییشان از قصه کلاسیک کینگکونگ، تفاوتهایی با فیلمهای دیگری که قبل از این ساخته شده خواهد داشت و این نسخه قصد دارد به ریشههای اصلی داستان کینگکونگ برگردد. تهیهکنندگان فیلم که به دنبال کارگردان مناسبی برای آن هستند، تصمیم دارند جو کورنیش را برای همکاری دعوت به کار کنند. کورنیش از آن دسته فیلمسازان جوانی است که در دو سال اخیر مورد توجه صنعت سینما و کمپانیهای فیلمسازی قرار گرفته و برای کارگردانی چند فیلم مطرح، نامزد اصلی بوده است.
فیلمنامه کینگکونگ جدید، مدتی است که آماده فیلمبرداری است. این فیلمنامه را مکس بارنشتاین نوشته است. او که فیلمنامه «هفتمین پسر» را در کارنامه سینماییاش دارد، مدتی پیش نسخه جدید «گودزیلا» را روی پرده سینماها داشت. نسخه تازه و احیا شده گودزیلا در آمریکای شمالی 200 میلیون دلار فروش کرد و رقمفروش آن در بقیه کشورهای جهان هم به 300 میلیون دلار رسیده است. منتقدان از این نسخه بهعنوان یک کار نسبتا خوب یاد کردند. جالب است که «گودزیلا»ی بارنشتاین هم مثل کینگکونگ از جمله فیلمهایی است که نسخه دوبارهسازی شده قبلی آن، چند سال پیش تولید شد و به نمایش عمومی درآمد. به همین دلیل، رسانههای گروهی مــــینویسند بارنشتاین را باید متخصص نگارش فیلمنامه آثاری دانست که فاصله زمانی اکران عمومی نسخههای قبلی و جدید آنها کم است. این فیلمنامهنویس میگوید نسخههای قبلی کینگکونگ را دیده و در بین آنها، علاقه زیادی به نسخه اصلی سیاه و سفید سال 1933 دارد. با این حال، تلاش وی در زمان نگارش فیلمنامه نسخه جدید فیلم این بود که قصهای تازه خلق کند. به گفته او، این قصه شباهت زیادی به روایتهای قبلی کینگکونگ ندارد و این در حالی است که فیلمنامه وی به اصل داستان و ماجراجوییهای آن کاملا وفادار خواهد ماند. در همین رابطه است که منتقدان میگویند باید منتظر اکران عمومی نسخه جدید فیلم بود و دید که گفتههای این فیلمنامهنویس جوان تا چه اندازه درست است.
جزیره اسکال
تهیهکنندگان کینگکونگ جدید نام «جزیره اسکال» را برای آن انتخاب کرده و رسما گفتهاند فیلم کینگکونگی خود را با نام معروف کینگکونگ به نمایش عمومی در نخواهند آورد. آنها میگویند انتخاب نام جدید کاملا آگاهانه بوده و به این دلیل است که تفاوت نسخه سینمایی آنها با نسخههای قبلی را به نمایش بگذارد. به این ترتیب، جزیره اسکال به ریشههای ماجرا برمیگردد و قصه اصیل میمون عظیم الجثه را تعریف میکند. در حقیقت، در حالی که در نسخههای قبلی، قصه کاملا روی جزیره مشهور و نفرین شده اسکال تمرکز نکرد و فقط از آن بهعنوان یک لوکیشن بهره گرفت، نسخه جدید تلاش میکند به موقعیت و شرایط این جزیره نگاه دقیقتری بیندازد.
در داستان فیلم جدید، مکاشفهای در این محل خطرناک و پر رمز و راز صورت میگیرد و جنبهها و بخشهای پنهان آن مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. باور تهیهکنندگان اکشن پرزمر و راز و ماجراجویانه جزیره اسکال این است که با انجام این کار، تماشاگران سینما فرصت آن را پیدا خواهند کرد تا نگاه عمیقتر و دقیقتری به دنیای عجیب و غریب و غنی جزیره بیندازند. در عین حال، سبک و حال و هوای فیلم بهگونهای خواهد بود که با دیگر پروژههای افسانهای و حماسی تاریخ سینما رقابت کرده و شبیه فیلمهای مطرح چند دهه اخیر ساخته خواهد شد. قرار است جزیره اسکال برای نمایش عمومی نوامبر 2016 آماده شود. شرکت لجندری پیکچرز هماکنون در حال انتخاب بازیگران اصلی آن است. برای شخصیت کینگکونگ قرار است از یک ماکت بزرگ میمون استفاده شود و هم یک بازیگر با گریم میمون، به ایفای این نقش بپردازد. هنوز زمانی برای شروع کار فیلمبرداری اعلام نشده است، ولی شنیده میشود اوایل سال 2015 کلید میخورد.
هیولایی بالای آسمانخراش
نسخه اصلی کینگکونگ سال 1933 روی پرده سینماها رفت. مویان سیکوپر و ارنست بی شادساک دو کارگردان این فیلم، خالق اصلی قصه آن هم بودند. طرح اصلی داستان و فیلمنامه از سیکوپر بود که بعدا با کمک شادساک فیلمنامه آن را نوشتند. فکر نوشتن فیلمنامه بهدنبال یک طرح یک خطی به ذهن سی کوپر رسید. وی یک میمون غول پیکر را در ذهن خود مجسم کرد که روی بلندترین ساختمان جهان، در حال مبارزه با یکسری هواپیمای در حال پرواز است. پس از آن بود که داستان زندگی این میمون غول پیکر در یک جزیره مرموز دورافتاده از راه رسید. در قصه فیلم، کارل دنهام فیلمساز جوانی است که پس از پیدا کردن بازیگر زن اصلی فیلم خود، همراه گروه سازنده راهی جزیرهای پررمز و راز به نام اسکال میشوند. این جزیره همان لوکشین کامل و بیعیب و نقص و ساکتی است که او به آن احتیاج دارد. ولی مدتی پس از ورود به جزیره، او و همکارانش دلیل اصلی بیاستفاده ماندن آن را میفهمند. جزیره، محل زندگی یک میمون غول پیکر است. میمون به بازیگر اصلی زن فیلم دل میبندد و دنهام تصمیم میگیرد او را با خود به شهر و دنیای متمدن ببرد تا با نمایش وی به ثروت برسد. اما کونگ در شهر نیویورک موفق به فرار میشود و بخشی از شهر را هم نابود میکند. او که تحت تعقیب نیروهای ارتش است، به یاد کوه محل زندگیاش به بلندترین آسمانخراش شهر پناه میبرد و پس از مبارزهای سخت با ارتش، جان خود را از دست میدهد.
کمپانی قدیمی آرکی او نسخه اصلی کینگکونگ را با هزینهای حدود 700 هزار دلار تهیه کرد. تولید فیلم دو سال طول کشید و در اکران اول خود یک میلیون و 700 هزار دلار فروش کرد. نمایش عمومی دوباره فیلم سال 1952، یک موفقیت دو و نیم میلیون دلاری دیگر برایش به ارمغان آورد. گفته میشود فروش بالای فیلم در سال 1933، کمپانی آرکی او را از ورشکستگی نجات داد. فی ورای، رابرت آرمسترانگ و بروس کابوت بازیگران اصلی فیلم بودند. کوپر زمانی که قصد داشت شخصیت کونگ را برای فیورای توصیف کند از او بهعنوان بلندقدترین و سیاه چشمترین بازیگر مرد هالیوود اسم بود و فی ورای تصور کرد کری گرانت قرار است این نقش را بازی کند! تهیهکنندگان فیلم یک میمون 18 اینچی خلق کردند تا در نقش کونگ ظاهر شود. او که در حقیقت شخصیت اصلی قصه فیلم است، تا دقیقه 47 آن وارد صحنه نمیشود. این اولینبار در تاریخ سینما بود که شخصیت محوری داستان یک فیلم، اینقدر دیر خودش را به تماشاچی نشان میدهد. سازندگان نسخههای بعدی فیلم هم این سنت را رعایت کردند. گفته میشود اسیتون اسپیلبرگ هم تحت تاثیر این فیلم، از نمایش کوسه وحشی و آدمخوار فیلم «آروارههای کوسه» تا دقیقه چهل آن خودداری کرد. نسخه سال 1933 اکنون، لقب یکی از شاهکارهای کلاسیک سینما را گرفته است، این در حالی است که زمان بازسازی آن در دهه 70 میلادی، برخی از صحنههای حذف شده هنگام نمایش عمومی سال 1933، دوباره به فیلم اضافه شد. یکی از مسائل جالب در ارتباط با نسخه اصلی این است که کوپر پس از آماده شدن آن برای نمایش، متوجه شد کل فیلم سیزده ریل است. او که به نحسی عدد سیزده اعتقاد داشت، یک سکانس اضافه فیلمبرداری کرد و آن را به چهارده ریل رساند!
نسخه متفاوت
تا سالها پس از اکران عمومی نسخه اصلی، کسی در فکر ساخت نسخه تازهای از آن نبود. این در حالی است که در آن دوران، هنوز سنت دوبارهسازی فیلمهای سینمایی رونق پیدا نکرده بود و کمتر کسی در هالیوود به فکر ساخت نسخههای جدید محصولات موفق و پرسر و صدای قدیمی بود. اما دینو دلورنتیس، تهیهکننده سرشناس ایتالیایی آن دوران (که در هالیوود هم کار و فعالیت میکرد) در سال 1976 تصمیم گرفت نسخه دوبارهسازی شده کینگکونگ را تولید کند. او که از دوستداران نسخه اصلی بود، تغییراتی در داستان آن بهوجود آورد و همراه این تغییرات نام شخصیتهای اصلی را هم عوض کرد. در داستان نسخه سال 1976، اعضا و کارمندان یک شرکت نفتی که در جستجوی میدانهای تازه نفتی هستند، پس از پیدا کردن یک زن جوان سرگردان در آبهای دریا سر از یک جزیره مرموز در میآورند. آنها در این محل به جای نفت یک میمون غولپیکر پیدا کرده و برای کسب پول او را همراه خود به شهر میبرند. نسخه سال 1976 تفاوتهای زیادی با نسخه اصلی کینگکونگ داشت و نمیتوان آن را اقتباسی وفادارانه از طرح و فیلم کوپر و شاد ساک دانست. با این حال، سکانس حضور کونگ روی قله آسمانخراش و مبارزهاش با هواپیماها، در این فیلم هم هست. جف بریجز، جسیکالنگ و چارلز گوردن بازیگران اصلی فیلم بودند و جان گیلر من فیلمساز سرشناس دهه 70 میلادی، کارگردانی آن را به عهده داشت. حدود 24 میلیون دلار هزینه تولید آن شد و استقبال نسبی تماشاگران، یک فروش 53 میلیون دلاری برایش به همراه آورد.
بدل برابر با اصل
پیتر جکسون کارگردان سهگانه «ارباب حلقهها» هم مثل دلورنتیس از طرفداران نسخه اصلی کینگکونگ بود و کارگردانی نسخه تازهای از آن را یکی از آرزوهای بزرگ خود اعلام کرده بود. او از سال 2002 پیش تولید نسخه خود از داستان کونگ را آغاز کرد و برخلاف دلورنتیس، گفت قصد دارد به داستان و حال و هوای نسخه اصلی وفادار بماند. به همین دلیل، فیلم او بیشتر شبیه نسخه سال 1933 کینگکونگ است تا نسخه سال 1976. این بار جلوههای ویژه پیشرفته رایانهای به کمک فیلم آمدند تا نمایش میمون غولپیکر و صحنههای نبرد او با دایناسورها و دیگر موجودات بزرگ خطرناک داخل جزیره اسکال، طبیعیتر به نظر برسند. تفاوت دیگر فیلم او با نسخههای قبلی، استفاده از یک بازیگر سرشناس برای ایفای نقش کونگ است. این نقش به اندی سرکیس بازیگر مورد علاقه جکسون سپرده شد، که در عین حال در نقش یکی دیگر از شخصیتهای فیلم هم بازی کرد. نام شخصیتهای نائومی واتس، جک بلک و آدریان برودی هم همان نام شخصیتهای نسخه اصلی است. داستان دیو و دلبر پیتر جکسون، ادای دینی به نسخه کلاسیک آن ارزیابی شد. با این حال، منتقدان روی خوش زیادی به فیلم نشان ندادند و فروش 218 میلیون دلاری آن در جدول گیشه نمایش سینماهای آمریکای شمالی، نتوانست جبران کننده هزینه تولید 207 میلیونیاش باشد. کیت وینسلنت مدتها پس از نمایش عمومی فیلم، در مصاحبهای گفت ابتدا قرار بود وی نقش شخصیت اصلی زن را بازی کند. کینگکونگ سال 1966 به صورت یک مجموعه تلویزیونی هم ساخته شد و سال 1962 هم الهامبخش تولید فیلم «کینگکونگ علیه گودزیلا» شد.
کمدین ماجراجو
جو کورنیش، فیلمساز چهل و دو ساله سینمای اهل لندن که برای کارگردانی نسخه جدید «کینگکونگ» انتخاب شده، تا به حال فقط فیلم «حمله به بلوک» (2011) را ساخته است، اما موفقیت بالای درام هیولایی علمی - تخیلی (درباره مقابله گروهی نوجوانان لندنی با هجوم موجودات بیگانه فضایی) نام او را در سطح وسیعی مطرح کرد. وی که فیلمنامه «ماجراجوییهای تن تن» (2011) را برای استیون اسپیلبرگ نوشته، یک کمدین تلویزیونی هم هست. کورنیش بعد از نمایش عمومی حمله به بلوک مورد توجه هالیوود قرار گرفت و برای کارگردانی سومین قسمت از سری جدید و احیا شده مجموعه فیلم علمی - تخیلی «سفرهای ستارهای / پیشتازان فضا» انتخاب شد. رقیب اصلی او برای کارگردانی قسمت جدید این فیلم، روبرتو اورچی است. جیجی آبرامز، کارگردان دو قسمت قبلی این اکشن علمی - تخیلی بهدلیل کارگردانی قسمت اول سری سوم «جنگهای ستارهای» نمیتواند پشت دوربین «سفرهای ستارهای» قرار گیرد. کورنیش که فیلمنامه قسمت دوم ماجراجوییهای تن تن را برای پیتر جکسون خواهد نوشت، قرار است فیلمنامهای اقتباس براساس قصه نوول کلاسیک و تحسین شده «تصادف برف» اثر نیل استفنسن را نوشته و کارگردانی کند. به احتمال زیاد وی این فیلم را زودتر از نسخه جدید کینگ کونگ جلوی دوربین خواهد برد.
کیکاووس زیاری / جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد