
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
بر این اساس، رقم دستمزد بازیگران در حال تغییر است و دستخوش نوسانات مختلفی میشود. حتی گاهی اوقات ممکن است یک بازیگر بهدلایل مختلف (و از جمله دوستی با عوامل تولید یا علاقه زیاد به فیلمنامه و نقش پیشنهاد شده) رقم بسیار پایینتری از میزان رقم دستمزد همیشگی خود بگیرد، اما با وجود تمام تغییرات و نوسانات مختلف و متفاوتی که در رابطه با رقم و میزان دستمزد بازیگران وجود دارد، این گروه از عوامل تولید محصولات تلویزیونی همیشه بیشترین و بالاترین دستمزد را دریافت میکنند.
به گفته تحلیلگران اقتصادی تلویزیونی، فاصله رقم دستمزد بازیگران با دیگر عوامل تولید بسیار زیاد است. گاهی اوقات دستمزد بازیگران اصلی یک مجموعه تلویزیونی، حدود نیمی از کل هزینههای تولید را به خود اختصاص میدهد. این همان اتفاقی است که در دنیای سینما هم صورت میگیرد. دلیل آن هم مشخص و واضح است. تمام عوامل پشتصحنه تولید (از کارگردان و نویسنده فیلمنامه گرفته تا عوامل فنی و کارگر صحنه) تمام تلاش خود را میکنند تا بازیگران بهتر در جلوی دوربین دیده شوند. کل ماجراهای هر مجموعهای را بازیگران آن خلق کرده و پیش میبرند؛ به همین دلیل است که بازیگران تنها گروهی از عوامل تولید هستند که بیننده به طور مستقیم با آنها در ارتباط است و به کمک آنها، حال و هوا و ماجراهای فیلمنامه را پیگیری میکند.
تقریبا بدون استثنا اکثر قریب به اتفاق شبکههای تلویزیونی جهان شبکههای تجاری هستند و هدف آنها، سرگرم کردن تماشاگران است. این سرگرمیسازی از طریق تولید برنامهها و نمایشهای سرگرمکننده تامین میشود.
موفقیت این شبکههای تلویزیونی، بستگی به میزان آگهیهای تبلیغاتی دارد که در طول پخش این برنامهها و نمایشهای سرگرمکننده، روی آنتن میرود. این آگهیها در حقیقت اسپانسرهای تلویزیونی و برنامههای آن هستند. برنامهسازان تلویزیونی هم هنگام تولید مجموعهها و برنامههای خود، دقیقا به گروههای سنی تماشاگران خود و خواستهای آنان توجه دارند.
هر تهیهکننده تلویزیونی میداند رقم هزینههای مجموعهای که تولید میکند، باید آن قدر باشد که سود حاصل از فروش آگهیهای تبلیغاتی آن را تامین کند و سودی هم برای او به جا بگذارد. گزارشهای رسمی حکایت از آن میکند که در آمریکای شمالی، برای تولید هر اپیزود یک مجموعه درام باید رقمی حدود سه میلیون دلار هزینه کرد. این رقم برای درامهای شبکههای کابلی بهطور متوسط دو میلیون دلار است. این در حالی است که رقم هزینههای تولید اپیزود اول مجموعهها (که بهصورت یک فیلم سینمایی 60 تا 80 دقیقهای تولید میشود و به pilot معروف هستند) بیشتر از رقم معمول سه میلیون دلار است.
اپیزود اول دو ساعته «لاست/ گمشدگان» بین ده تا 14 میلیون دلار هزینه دربر داشت. رقم هزینههای تولید اپیزود اول «امپراتوری بوردواک» مارتین اسکورسیزی 18 میلیون دلار بود. «بازی تاج و تخت» هم برای اولین اپیزود خود حدود پنج تا ده میلیون دلار خرج کرد، اما با وجود بالا بودن رقم هزینههای تولید اپیزودهای اول مجموعههای تلویزیونی، رقم دستمزد بازیگران آنها تفاوت زیادی با اپیزودهای بعدی ندارد. رقم بیشتری که صرف تولید این اپیزودها میشود، معمولا اختصاص به عوامل دیگر تولید دارد. این در حالی است که در آمریکا بهطور معمول، سرمایهگذاری روی مجموعههای تلویزیونی از طریق یک استودیوی سرمایهگذار صورت میگیرد. این استودیو تمام هزینههای تولید را پرداخت میکند و سپس شبکههای تلویزیونی، امتیاز پخش آنها را خریداری میکنند. زمانی که یک فیلمساز معروف، وظیفه کارگردانی کل یک مجموعه تلویزیونی یا اپیزودهایی از آن را بهعهده میگیرد، دستمزد او با بازیگران ستاره آن مجموعه برابر است. حتی گاهی اوقات او دستمزدی بیشتر از بازیگران مجموعه دریافت میکند. یک مجموعه تلویزیونی هر نوع تهیهکنندهای که داشته باشد، ملزم به امضای قرارداد با بازیگران و دیگر عوامل تولید است. این قراردادها کاملا شفاف است و بازیگران رقمهای دستمزد خود را پنهان نمیکنند. یکی از دلایل اصلی این کار این است که باید میزان مالیاتی که به اداره مالیات پرداخت میکنند، مشخص شود.
رشتههایی مثل بازیگری که بازیگران برای حضور کوتاهمدت در جلوی دوربین دستمزدهای کلانی میگیرند، با مالیاتهای سنگین روبهرو هستند؛ به همین دلیل در ابتدای تولید مجموعههای تلویزیونی و پس از امضای قرارداد همکاری، نسخهای از آن در اختیار اداره مالیات قرار میگیرد. در عین حال بازیگران به دلیل رقابتی که با یکدیگر دارند، به جای مخفی کردن رقم دستمزدهای خود، آن را بهطور رسمی و در سطح عمومی اعلام میکنند، اما با وجود مشخص بودن رقم دستمزدها و امضای قرارداد رسمی، گاهی اوقات اختلافاتی بین بازیگران و تهیهکنندگان به وجود میآید.
این اتفاق زمانی میافتد که یا مجموعه بیش از حد انتظار مورد توجه تماشاگران قرار میگیرد یا بازی و حضور این یا آن بازیگر، باعث جلب توجه بینندگان میشود و به اصطلاح گل میکند. در چنین شرایطی آن بازیگر یا بازیگران برای خود سهمی بیشتر از رقم اولیه قائل میشوند و معمولا کار به درگیری میکشد. در این حالت، برخی تهیهکنندگان راه میانه را در پیش میگیرند و با پرداخت مبلغی رضایت بازیگر مورد نظر را فراهم میکنند. اما در حالت کلی، بازیگر مدعی نمیتواند برخلاف قرارداد خود عمل کند و باید طبق قرارداد در تعداد اپیزودهای تعیین شده
بازی کند. در این حالت، بازیگر مورد نظر صبر میکند تا فصلی که او با آن قرارداد دارد به پایان برسد و برای بازی در فصل تازه، درخواست دستمزد بالاتری میکند.
تماشاگران تلویزیونی گاهی اوقات شاهد آن هستند که ناگهان در فصل تازه یک مجموعه موفق، یکی یا دو بازیگر اصلی و مهم آن عوض میشوند و بازیگر تازهای نقش آن کاراکتر را بازی میکند. بعضی وقتها هم ناگهان یک کاراکتر بدون هیچ منطقی از ادامه ماجراها حذف میشود. این اتفاق زمانی رخ میدهد که آن بازیگر و تهیهکنندگان مجموعه نتوانستهاند با یکدیگر به توافق برسند که نتیجه کار هم حذف آن بازیگر است.
زمانی که درباره میزان دستمزد بازیگران تلویزیونی صحبت میشود، باید به یک نکته مهم دیگر هم اشاره کرد. در برخی از مجموعههای تلویزیونی، ستاره آن در مقام تهیهکننده هم عمل میکند. در این حالت، این خود بازیگر است که به خودش دستمزد میدهد و پای سرمایهگذار یا تهیهکننده دیگری در میان نیست.
در کل، بعضی وقتها ستاره یک مجموعه موفق تلویزیونی میتواند تاثیر زیادی بر روند کلی کار آن بگذارد و در مراحل خلاقه کار، حضور فعالی داشته باشد. در این حالت این ستاره/ تهیهکننده حتی به صورت مجانی در مجموعه خود بازی میکند و دستمزد او، بخشی از سود کلی حاصل از موفقیت و فروش آن مجموعه است. به همین دلیل است که برخی از ستارگان تلویزیونی ترجیح میدهند به عنوان تهیهکننده و سرمایهگذار هم با پروژه پیشنهاد شده همکاری کنند، تا اینکه طالب دستمزد بالاتری باشند. در این رابطه مجموعه اکشن «24» مثال خوبی است.
کیفر ساترلند، بازیگر نقش جک بائر پلیس جان سخت این مجموعه، یکی از تهیهکنندگان آن هم بود. او که در فصل اول مجموعه فقط به عنوان بازیگر با آن همکاری داشت و دستمزد خوبی هم دریافت کرد، از فصل دوم به بعد آن به صورت یکی از تهیهکنندگان آن هم درآمد. او از فصل دوم به بعد دستمزد ثابتی دریافت نکرد و در سود کلی «24» شریک شد. همین کار را مارک هارمون از فصل دوم مجموعه پلیسی NCIS انجام داد. مدتی است که این کار به صورت یک مد و اپیدمی درآمده و هر روز که میگذرد، تعداد این نوع ستاره/ تهیهکنندگان افزایش مییابد.
آنچه گفته شد یک بخش ماجراست و بخش دیگر عدم تعهد سرمایهگذاران و تهیهکنندگان به قراردادهای کاریشان است. معمولا بخت همیشه با تهیهکنندگان همراه نیست و گاهی اوقات آنها با شکایت مالی روبهرو میشوند. این مشکلات بلافاصله تاثیر خود را روی رابطه آنها با عوامل تولید و بازیگران میگذارد. تهیهکننده بختبرگشته توان پرداخت دستمزد بازیگران را ندارد و در نتیجه، با مشکلات قانونی روبهرو میشود. دادگاه هم براساس قراردادهای مکتوب، حق را به بازیگران و عوامل تولید میدهد. نمونهای از این ماجرا در زمان تولید درام تاریخی کرهای «سرنوشت»اتفاق افتاد.
این مجموعه که مدتی قبل از سیمای جمهوری اسلامی هم پخش شد، با مشکل مالی کیم جونگ هاک، کارگردان و تهیهکننده آن روبهرو شد. او نتوانست به تعهدات مالی خود عمل کند و عوامل تولید، علیه وی شکایت کردند. حاصل کار خودکشی کیم جونگ هاک بود که به مرگ وی منجر شد. پس از این اتفاق، رسانههای گروهی کرهجنوبی به بازیگران و عوامل تولید مجموعه حملات سختی کردند و آنها را مسئول مرگ این تهیهکننده و کارگردان قدیمی معرفی کردند. به نوشته رسانههای گروهی کره، لی مین هو، بازیگر اصلی مجموعه که محبوبیت زیادی بین مردم عادی و تماشاگران تلویزیونی داشت، به دلیل این اتفاق تا حد زیادی محبوبیت و شهرت خود را از دست داد.
قاب کوچک (ضمیمه شنبه روزنامه جام جم)
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد