
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
به عبارت دیگر فیلم خود طرح مساله میکند نه نمایش مساله. این ویژگی را میتوان به ساحت رسانه نیز تعمیم داد. به این معنی که رسانه صرفا بازتاب یا انعکاسی از حقیقت نیست بلکه خودمنبع وخالق حقیقت است ودرکنار سویه نمایشگرانه ازقابلیت آفرینشگرانه هم برخوردار است.
واقعیت این است که رسانه با وجود ماهیت رسانا بودنش که کارکرد انتقال اطلاعات و توزیع و اشاعه آگاهی را با خود دارد خود نیز میتواند به آفرینش و خلق آگاهی و شناختی منجر شود که آن را میتوان با عنوان «شناخت رسانهای» تعریف کرد. به عبارت دیگر رسانه به واسطه تکنیک، ابزار و روشها و تمهیداتی که در اختیار دارد نه تنها میتواند واقعیت را نشان داده و به نمایش بگذارد بلکه خود به خلق واقعیتهایی دست بزند که واقعیتهای رسانهای است و بدون حضور رسانه قابل شکل گیری نیست. بر همین مبنا باید بین رسانهشناسی و شناخت رسانهای تفکیک قائل شد و آن را دقیقا و عینا مثل هم فرض نکرد.
رسانهشناسی به شناخت ماهیت وکارکرد رسانههای مختلف میپردازد از روزنامه و رسانههای مکتوب تا تلویزیون و رسانههای بصری. اینکه مثلا این ابزارهای ارتباطی چگونه عمل میکنند، چه ظرفیتهای دارند و مکانیسم آنها چگونه است اما شناخت رسانهای یک رخداد ذهنی و روانشناختی است که به واسطه رسانهها ممکن و محقق میشود. مثلا تصادفی در یکی از اتوبانهای تهران رخ میدهد اگر شما از نزدیک شاهد این سانحه باشید به تصویری از چگونگی این رخداد میرسید که ممکن است وقتی به عنوان مخاطب از طریق گزارش تلویزیونی متوجه آن میشوید فرق داشته باشد. در واقع رسانهها به بازنمایی یک رخداد و واقعه میپردازند که ممکن است با خود آن رخداد متفاوت باشد. مثلا از یک زاویه دید خاص یا مونتاژ برخی صحنهها و تفسیر از حادثه، تصویری از واقعه شکل بگیرد که با تصویری که از مواجهه مستقیم فرد با حادثه شکل میگیرد، متفاوت باشد.این به معنای تحریف یا وارونه جلوه دادن واقعیت نیست بلکه تاکید بر قدرت رسانهها نه فقط در نمایش واقعه که در پردازش آن است. همانطوری که «ترفو» درباره سینما گفته که فقط سینما تصویر واقعیت نیست بلکه واقعیت تصویر هم است. رسانهها نیز فارغ از نمایش واقعیت از واقعیت نمایش نیز تاثیر میپذیرند. نمایش واقعیت دارای مولفهها و شاخصهایی است که مخاطب را به شناخت تازه و چه بسا متفاوتی از واقعیت میرساند لذا نباید شناخت رسانهای را دست کم گرفت وآن را با رسانه شناسی یکی فرض کرد. به عبارتی دیگر شناخت رسانه با شناخت رسانهای دو امر مجزا هستند که البته نسبت منطقی و معناداری با هم دارند.
اهمیت شناخت رسانهای آنجاست که این شکل شناختی درجهان رسانهای امروز نقش موثر و قدرتمندی در شکلگیری افکار عمومی دارند و افکار عمومی نیز نقش موثری در مدیریت جامعه. امروزه بسیاری از ما بسیاری از اطلاعات خود را درباره مسائل مختلف از رسانهها بویژه تلویزیون دریافت میکنیم و رسانهها سهم زیادی از ساحت شناختی ما را دربرمیگیرد لذا شناخت آگاهانه یا بازشناسی آن کمک میکند تا متوجه شویم رسانهها تا چه اندازه و تا کجا ذهنیت شناختی ما را شکل داده و این تاثیرات چه نکات ضعف و قوتی دارد. شناخت رسانهای صرفا با رسانهشناسی میسر نمیشود بلکه نیازمند جامعهشناسی، مردمشناسی، روانشناسی اجتماعی و تحلیل تجربههای زیست اجتماعی و مجازی است. امروزه با گسترده شدن شبکههای اجتماعی و مجازی دامنه و عمق شناخت رسانهای نیز بیشتر شده و شاید بدون اینکه خودمان بدانیم بشدت تحتتاثیر شناختهایی هستیم که از مواجهه و تجربه رسانهها حاصل شده است. شناخت رسانهای کمک میکند تا هم فرصتها و هم تهدیدهای رسانهها را در شکلگیری افکارعمومی و تجربههای اجتماعی مشترک شناسایی کرده و ضمن آسیب شناسی آن به بازشناسی قابلیتها و ظرفیتهای سازنده آن آگاهی یافته و از آن در جهت بهبود اوضاع فردی و اجتماعی استفاده کنیم. نسبت بین رسانه شناسی و شناخت رسانهای در نهایت منجر به ایجاد و ارتقا سواد رسانهای میشود. سواد رسانهای همان شناخت رسانهای نیست اما در شکلگیری و تعمیق و ارتقا آن موثر است.
سید رضا صائمی
جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد