قرار است سه روز تمام، از شلوغی های دنیا جدا شوند. اعتکاف تجربهای است که نه تنها با عبادت، بلکه با لحظههای صمیمی و کشف حسهای تازه گره خورده، مخصوصا برای نوجوانان! امسال هم، همان شور و هیجان دوباره زنده است، اما قبل از اینکه شروع شود، چه در دل نوجوانان و برگزار کنندگان این خلوت عاشقانه میگذرد؟
تصور قبل از اعتکاف و واقعیتی که دیدند...
برای یافتن پاسخ سوالاتم، با چند فرد مختلف صحبت کردم، پاسخها متفاوت بود ولی شباهت در آنها موج میزد!
از تجربه اول اعتکاف دو نوجوان پرسیدم، از حس و حال و خاطراتش، از تصوری که داشتن و واقعیتی که با آن روبهرو شدند.
یکی از آنها گفت:« اولش فکر میکردم میرم اونجا فقط باید نماز بخونم، عبادت کنم و سرم تو کار خودم باشه. یکی دیگه با خنده میگفت که تصورش از اعتکاف خشک و رسمی بود، اما وقتی وارد فضا شد، دید که اینجوری نیست. فضا واقعا دوستانه بود، مخصوصا که اعتکاف فقط برای نوجوانها بود. اصلا حس نمیکردیم داریم کار سختی انجام میدیم. خستگیای که انتظارش رو داشتیم، نبود. انرژی جمع و حال مشترک همه باعث میشد حس کنیم واقعا مهمون خدا هستیم.»
وقتی دل، خودش راه را بلد است!
بچهها با صراحت از کشیده شدن قلبشان به سمت اعتکاف میگفتند: «وقتی یکسال تجربهاش کردیم، قلبمون خودش ما رو میکشونه به سمت این فضا، چون میدونیم قراره دلهامون آروم بگیره! انگار یه قدم نزدیکتر به محبوبمون میشیم.»
یکی دیگر از نوجوانان تصویری شخصی از لحظات خود را بیان کرد :« اصلاحال روحی خوبی نداشتم، بلاتکلیفی، کنکور، قبول نشدن در رشتهای که آرزوشو داشتم، ناراحتی خانواده، همه و همه راه نفس کشیدنم را بند آورده بودند، همون لحظهها که داخل حیاط مسجد، توی اون هوای سرد، پتو پیچ شده، سرم را بلند میکردم رو به آسمون و میگفتم: خدایا؛ تو همه چیزو میدونی، من نمیدونم، تو همهای، من هیچم، خودت دستمو بگیر... آرومم کرد و تونستم به ذهنم سر و سامون بدم»
این تجربه، برای بسیاری شبیه یک «اعتیاد خوب» است. یکی از بچهها گفت: «مثل کربلاست، مثل اربعین. وقتی یکسال تجربهاش کنی، هر سال دلت پر میزنه برای تجربهی دوبارهاش. حتی اگر کوتاه باشه، بازهم باعث حال خوب ماست.»
در بغل خدا بودن و ظرفیت دل
نوجوانان باور دارند که در طول اعتکاف، چند روز در بغل خدا بودن رو تجربه میکنند. نه اینکه قبل یا بعدش با خدا نباشند، نه! اما فضای اعتکاف باعث میشود ظرف وجودشان برای پذیرش تجربههای معنوی بزرگتر شود.
این تجربه در کنار حال خوب، یک نوع محرک برای تصمیمات زندگی هم هست. بچهها میگویند، وقتی در اعتکاف حالشان خوب است، ممکن است انگیزه پیدا کنند که مسیر زندگیشان را بهتر بچینند: «حالمون خوبه، این حال خوب میتونه باعث بشه تو زندگی واقعی تصمیمهای جدی بگیریم، مثلا در تحصیل یا انتخاب مسیر.»
اعتکاف؛ نقطه شروع، نه پایان
با بچهها در مورد تجربه معتکف شدن در گذشته و چرایی آن در آینده، صحبت کردیم، ولی هنوز پاسخ سوالم کامل نشده!
دوست داشتم از چرایی برگزاری این مراسم بدانم، هدف چیست؟ قبل و بعد اعتکاف باید چه تفاوتی برای معتکفین داشته باشد؟ آیا درک جدیدی حاصل میشود؟ برای آیندگان این کشور؟ با دو تن از برگزار کنندگان اعتکافهای نوجوانی در استان اصفهان گفتوگویی انجام شد. آنها درباره حس واقعی خود و نوجوانها صحبت کردند: «ما میدانیم که هر نوجوان با دغدغهها و دلشورههای خود پا به این فضا میگذارد. هدف ما این است که این سه روز، برای آنها تجربهای شود که دلشان سبک شود و ذهنشان آرام بگیرد. قبل از اعتکاف، ذهن نوجوان پر از پرسش و سوال است و ما تلاش میکنیم محیطی آماده کنیم که این پرسشها دیده و شنیده شود و حتی سعی داریم که پاسخ داده شوند، نه اینکه فقط شعار بدهیم، نوجوانان امروز با نوجوانان دیروز متفاوت اند، نسل جدید به دنبال پاسخهای منطقی برای سوالاتش میگردد و هر چیزی را به راحتی نمیپذیرد.» یکی از برگزارکنندگان در مورد قطع ارتباط با بچهها بعد از اعتکاف میگوید:«نکته مهم برای ما این است که بعد از پایان سه روز بندگی، حس نوجوانان ناپدید نشود. ما میخواهیم اعتکاف نقطه شروع مسیر باشد، نه پایان آن. برای همین قرار است بعد از سه روز، جمعهای کوچک و پیگیریها ادامه پیدا کند تا ارتباطشان با خدا و خودشان پایدار بماند.»
آنها معتقدند دغدغه اصلی نوجوانان، احساس دیده نشدن و سردرگمی است: «خیلیها فقط دنبال حال خوب نیستند، دنبال دیده شدناند؛ اینکه کسی واقعا حرفهایشان را بفهمد. سوالاتشان درباره رابطه با خدا، خانواده و خودشان است، نه صرفا مسائل اعتقادی. اگر بتوانیم این فضا را ایجاد کنیم، سه روز اعتکاف، تجربهای زنده و اثرگذار برای آنها میشود.»
در مورد تحقق هدف پرسیدم چطور متوجه میشوید که به هدفتان رسیده یا نرسیدهاید؟
«وقتی میبینیم نوجوانی بعد از سه روز، با چشمانی آرامتر و قلبی سبکتر از فضای اعتکاف بیرون میآید، میفهمیم که هدفمان محقق شده است. همین تغییر کوچک، میتواند تلنگری برای مسیر زندگی آینده او باشد.»
از مسجد تا زندگی واقعیـت
اعتکاف پر است از مزیت و خوبیهای فراوان، به شرط آنکه قبل و بعد از برگشت به جامعه اصلی و خانواده، حداقل یک درصد با هم تفاوت داشته باشد. به شرطی که قبل از ورود به مسجد بدانیم به دنبال چه آمدهایم و بعد از سه روز با دست پر به خانه برگردیم… نه صرفا به خاطر اینکه بقیه رفتند، پس ما هم برویم!
یک انسان اگر قصد کند خود را به چاه بیندازد، ما هم باید تکرار کنیم؟! معلوم است که خیر! به دنبال درک جدیدی از زندگی بگردیم، به دنبال همان خلأیی بگردیم که بودنش روحمان را شادمان، جسممان را سرحال و نفسمان را تازه میکند. اعتکاف امسال را برای خود با سالهای گذشته متفاوت کنیم…