او آنقدر در نقاط مختلف جهان نمایشگاه داشته که میگوید زندگیاش شبیه سعدی است. نیازی بعد از تجربه سبکهای مختلف نقاشی، امروز خود را نقاش زمان میداند. کارهای چند سال اخیر او نمایش ازدحام انسانهایی است که گرچه دل در گرو طبیعت دارند، اما از معضلات انسان امروز به ستوه آمدهاند. نیازی میگوید در کارهایش، درد انسان عصر خود را میکشد. به مناسبت حضور موفق او در نمایشگاه گالری مژده در سه شهر استان کرمان، گفتوگویی با این هنرمند انجام دادیم که در زیر میخوانید.
شما اخیرا در نمایشگاه گروهی هنرمندان در سه شهر استان کرمان شرکت داشتید. چه تعداد اثر از شما در این نمایشگاه به نمایش درآمد و چند کار به فروش رسید؟
شش نقاشی و یک خط از من در این نمایشگاه بود که در رفسنجان سه تابلوی نقاشی از من فروخته شد.
چند سال است نقاشی میکنید؟
شصت و یک سال است، بهطور حرفهای نقاشی میکنم. فقط هم نقاشی کردم. تاکنون حدود ده نقاش حرفهای تربیت کردهم. خانم پرنیان، ایرج اسکندری، خانم جهرمی و خانم درخشنده نقاشهای حرفهای هستند که شاگردان من بودند. من در این سالها با همه رنج ها، دردها و خوشحالیها و فراز و نشیبهایش فقط نقاشی کردهام. هنرمند شدن کار آسانی نیست. به هر حال من همه این مسائل را از سر گذراندهام.
تاکنون چند نمایشگاه داشتهاید؟
89 نمایشگاه فردی و 160 نمایشگاه گروهی در ایران و خارج از کشور.
گرانترین اثرتان را کجا فروختید؟
گرانترین اثرم در لندن فروخته شد. آنجا نمایشگاه صلح برپا شده بود و کار من 11 هزار پوند فروش رفت.
شما سالها خارج از کشور زندگی کردید. چه شد ایران را ترک کردید؟
آن موقعها خیلی پرانرژی بودم. کارم را به یک گالری در کالیفرنیای آمریکا فرستادم، خیلی خوششان آمد و گفتند که میتوانند برای من نمایشگاه بگذارند. به قصد یکی دو ماه به آمریکا رفتم، اما موفقیتها یکی بعد از دیگری اتفاق افتاد و آنجا ماندگار شدم. با این حال من همواره ایران را دوست داشتم چون در این آب و خاک ریشه دارم.
چند سال خارج از ایران زندگی کردید؟
23 سال آمریکا بودم.
چطور شد که برگشتید؟
زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، ایشان برای سخنرانی در سازمان ملل به آمریکا آمدند و بعد با ایرانیان آنجا دیدار داشتند. ایشان از هنرمندان خواستند که به ایران برگردند. من هم تحت تاثیر قرار گرفتم. به همسرم فرزانه (که او هم هنرمند است) گفتم میخواهم به ایران برگردم. او هم موافقت کرد و بعد از سالها به ایران برگشتیم. زندگی من همواره در حرکت و هیجان بوده است. مدتی هم ایام جوانی در سیدنی بودم. برای شرکت در یک نمایشگاه انفرادی به استرالیا رفته بودم که همان جا به مدت یک سال ماندگار شدم. آخر سر نامهای به دستم رسید که استاد جوان موعد شما تمام شده، لطفا برگرد. و من هم برگشتم.
وقتی بعد از این همه سال به ایران برگشتید، چه کردید؟
وقتی برگشتم، کاری جز ایرانگردی انجام ندادم. خیلی از نقاط زیبای ایران را دیدم. کویرها، روستاها و جنگلهای ایران را دیدم و از آنها در کارهایم الهام گرفتم. حتی زمانی که آمریکا بودم، همیشه آسمان را که نگاه میکردم، میگفتم آسمان زیبایی است، ولی ماه من در آن نیست.
درباره مشکلاتتان در غربت بگویید. خیلی از هنرمندان شغل دوم دارند. در آمریکا مشکل معیشت نداشتید؟
در آمریکا هنرمندان کشورهای مختلف زیادند و این کار مرا سختتر میکرد، چون رقابت زیاد بود. به هر حال هنرمند هم نیاز به غذا دارد و هم وسایل برای کار. من مدتی کالیفرنیا بودم، بعد رفتم فلوریدا، دوباره به نیویورک برگشتم. مدام جابهجا میشدم. خانه میخریدم با کلی وسایل. بعد همه را ول میکردم و به یک شهر دیگر میرفتم. زندگیام شبیه سعدی بوده است چون سعدی هم زیاد سفر میکرد. یک گالری بود که نمایشگاههای گروهی در شهرهای مختلف آمریکا برگزار میکرد. من در نمایشگاههای شهرهای مختلف کار میکردم. در سفرهای مختلف، نقاشی میکشیدم و اینطور امورم را میگذراندم. یک ون بزرگ داشتم که از این شهر به آن شهر میرفتم.
شما در سیر آثارتان از نقاشی رئال و طبیعت در سبک کمالالملک شروع کردید تا به کارهای مدرن و انتزاعی رسیدهاید. در اینباره بگویید.
من سبکهای مختلف را تجربه کردهام. از نقاشی رئال شروع کردم تا به کارهای کلاسیک و آکادمیک رسیدم. حتی فوتوریسم را هم تجربه کردم. بعد به کارهای مدرن رسیدم. اکنون نقاش زمان هستم. در کارهای اخیر من انبوهی از آدمهای امروز را میبینید. من متاثر از وضعیت امروز هستم. امروز در جهانی زندگی میکنیم که یخها در حال ذوب شدن هستند. در دنیای امروز کارخانه و دود و نگرانی و اضطراب و سرطان را میبینیم. میلیونها انسان را میبینیم که فریاد میزنند. من دردهای انسان عصر خودم را میکشم. در کنار این، انبوه آدمهای نقاشیهای من در تنه درختان هستند. شما اگر به تنه درختان نگاه کنید، ازدحامهای مرا میبینید. من از تنه درختان در کشیدن آدمکهایم الهام میگیرم.
انگار این مضمون همه کارهای شما شده است؛ انبوهی انسانهای کوچک عصیانگر.
بله. آدمکها و فریادها زیادند. جایی سفیدند که نشان میدهد آدمها در آرامشند و جایی دیگر قرمزند که نشان میدهد نگرانند.
چرا در بیشتر کارها از رنگ روغن استفاده میکنید؟
من از اول رنگ روغن کار میکردم چون آزادی بیشتری دارد.
انگار شما قبل از کار، بوم را زیرسازی میکنید.
بله. بوم خیلی مهم است. لبخند ژوکوند لئوناردو داوینچی قرنهاست به همان شکل مانده. چرا؟ چون بوم درست است. بوم خامی را که میخرم، همیشه زیرسازی میکنم.
به چه شکل؟
من با عسل زیرسازی میکنم. اول روی بوم عسل میریزم و با کاردک در سطح بوم آن را پخش میکنم. بعد سینکا (پودری سفید رنگ) و عسل را دوباره قاتی میکنم و روی سطح بوم میریزم. بعد چند مرتبه ورنی میزنم تا بوم جان بگیرد. اینطور، بوم هزاران هزار سال میماند.
درباره آشناییتان با بزرگان نقاشی بگویید. با چه کسانی خیلی رفیق بودید؟
بگذارید به حدود 50 سال پیش برگردم و خاطرهای بگویم. آن موقع کارهای کوچک روی فیبر میساختم. به هر حال هنرمند جوانی بودم که به پول نیاز داشتم. همین کارهای کوچک را به خیابان منوچهری میبردم و پنج تومان میفروختم. صادق تبریزی و مسعود عربشاهی هم آنجا میآمدند. مسعود عربشاهی مینیاتور روی کاغذ سیاه کار میکرد. تبریزی هم همینطور. آنها هم کارهایشان را پنج تومان میفروختند. در هنرستان میگفتند روی طبیعت بیجان کار کنید. از لحاظ مالی اینقدر قوی نبودم. کارها را میبردم خیابان استانبول میفروختم ولی آن موقع خیلی پول بود. بعد با پولش میرفتم خیابان لالهزار. مغازهای بود به نام یمین. آنجا رنگ میخریدم دوازده زار. اول رنگ میخریدم. بعد میرفتم استانبول دو تا ساندویچ میخریدم پنج زار. شارژ میشدم. بعد میرفتم خانه، باز هم نقاشی میکشیدم. یک خاطره دیگر هم درباره بزرگان نقاشی یادم میآید. نمایشگاهی بود که سال 56 در پارک لاله برگزار شد. تمام نقاشان نامدار آنجا بودند. مثل پرویز کلانتری، ژازه تباتبایی، ناصر اویسی، فرامرز پیلارام و خیلیهای دیگر. این نمایشگاه از کارهای کلاسیک و کارهای مکتب سقاخانه تا کارهای مدرن و انتزاعی را شامل میشد. دستور داده شده بود، کارها را نهادهای مختلف بخرند. در عرض سه ساعت کارها همه فروش رفت.
دلتان میآمد کارهایتان را بفروشید؟
من کاری که میسازم، میدانم دیگر برای خودم نیست. باید به خانههای مردم برود. البته بعضی کارها را در کلکسیون شخصی خودم نگه میدارم، اما کارهایم باید برود روی دیوار خانههای مردم و با آنها زندگی کند.
سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد