شاکیان پرونده که تعداد آنها به 12 نفر رسیده، در شکایت خود گفتهاند یک نفر از سارقان لباس نیروی انتظامی به تن داشته و خود را مامور مبارزه با موادمخدر نیروی انتظامی معرفی میکردهاند و به همین بهانه جیب طعمه خود را میگشته و اموال آنها را سرقت میکردند.
به گفته افسر پرونده، این دو برادر به احتمال زیاد از افراد زیادی به این بهانه کفزنی و سرقت کردهاند، اما چون بیشتر طعمههای آنها افغان هستند و بهطور غیرمجاز وارد ایران شدهاند، شکایتی مطرح نکردهاند.
درترکیه هم کفزنی کردهام
برادر کوچک، خود را اینگونه معرفی میکند؛ مرتضی، چهل و سه ساله، سابقهدار از اعضای طایفه.... او که هماکنون به اتهام اخاذی با لباس مامور نیروی انتظامی در بازداشت بهسر میبرد، این اتهام را انکار میکند و میگوید من بهخاطر سرقتهای پیشین خود، دو سال زندان بودم.
این متهم ادامه میدهد: نمیدانم چرا اینجا هستم، مامورها یکدفعه ریختند و من را گرفتند، بعد هم گفتند تحت عنوان مامور کفزنی کردهام، اما من تا حالا این کار را نکردهام. فقط کفزنی کردهام که آن را قبول دارم، اما هیچوقت لباس مامور نپوشیدهام و خودم را جای مامور معرفی نکردهام. از بیستوپنج سالگی کفزنی را شروع کردم، کفزنی را از اقوام و فامیل یاد گرفتم و به بهانه خرد کردن تراول از مردم پول میگرفتم و هنگام شمارش پولها، تعدادی از اسکناسها را مخفی میکردم یا به اصطلاح خودمان کف میرفتم. البته پول زیادی از این راه به دست نمیآوردم و خرج یک روزم بود. حتی برای کفزنی چند بار قاچاقی به ترکیه رفتم. میتوانم انگلیسی صحبت کنم، به همین دلیل به عنوان گردشگر سراغ مغازهداران میرفتم و درخواست میکردم پول آن کشور را نشانم دهند. بعد هم در حال بررسی اسکناسها کفزنی میکردم. آخرین بار که رفتم ترکیه هزار یورو جمع کردم که پول زیادی نبود.
این متهم در ادامه به اشتباه خود اعتراف میکند و میگوید: نفهمیدم، اشتباه کردم البته من سابقهدار هستم و به همین دلیل کسی به من کار نمیدهد. اگر کار نکنم مجبورم سرقت کنم.
چهار فرزند دارم که فرزند بزرگم بیست و چهار ساله است. باید خرج آنها را از راهی دربیاورم.
روزی 100 تا 200 هزار تومان درآمد داشتیم
برادر بزرگتر که هوشنگ نام دارد و پنجاه ساله است نیز ادعایی شبیه برادر کوچک خود مطرح میکند و میگوید: من از همهجا بیخبر بودم که آمدند در خانه دستگیرم کردند و آوردند اداره آگاهی. بعد از دو روز هم شاکی پشت شاکی از ما شکایت کرد. همان روز که مامورها به خانهام آمدند همهجا را گشتند و هیچ لباس پلیسی پیدا نکردند.
فقط یک کلت کمری در خانهام پیدا شده که آن را برای احتیاط نگه میداشتم چون میترسیدم به خانهام حمله کنند. آخه دختر من شیرینیخورده پسر برادرم است، اما از طایفهای تهدید کرده بودند که به خانه ما میآیند و دختر را با خودشان میبرند من هم سلاح گرفته بودم که اگر آنها به خانهام حمله کردند از ناموسم دفاع کنم.
دوست داشتم شغل شرافتمندانه داشته باشم. پیش از این با مینیبوس کار میکردم. میدان شوش همه من را میشناسند علاقهای به کفزنی و خلاف نداشتم فقط برای امرار معاش مجبور بودم این کار را انجام دهم.
او درباره سوابق خود میگوید: یک سابقه آدمربایی دارم که تبرئه شدم و یک بار هم کفزنی در اصفهان. آدمربایی هم اینجوری بود که از یکی پول میخواستم. به زور او را سوار ماشین کردم تا پولم را بدهد. بعد شکایت آدمربایی کرد، اما معلوم شد دروغ میگوید. این ادعا درباره دو فقره سابقه کیفری در حالی مطرح شده که استعلام سوابقش چهار بار دستگیری و زندان را در شهرهای مختلف به اتهام پوشیدن لباس مامور نیروی انتظامی نشان میدهد.
او درباره علت فرارش از اتهام اخاذی با لباس پلیس میگوید: ما در کفزنی فقط یک سوم پول طرف را میبردیم، اما آنها که لباس مامور میپوشند همه را میبرند. ما در نهایت روزی صد یا 200 هزار تومان درآمد داشتیم. چون الان مردم بیشتر از عابربانک استفاده میکنند و پول نقد همراه ندارند.
حسن قلیپور / تپش (ضمیمه چهارشنبه روزنامه جام جم)
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد