مدیرکل کتابخانه های عمومی استان بوشهر در جلسه انجمن کتابخانه های عمومی شهرستان بوشهر مطرح کرد؛

لزوم احداث کتابخانه عمومی در روستای هلیله

پرونده محافل ادبی

محافل ادبی جای درآمدزایی نیست

کانون‌ها و محافل ادبی همواره از تاثیرگذارترین نهادهایی است که امکان گردهمایی شاعران و نویسندگان جوان را کنار یکدیگر فراهم کرده و می‌تواند فضایی برای نقد آثار و همچنین رشد و بالندگی آنها باشد.
کد خبر: ۸۰۳۶۳۳
محافل ادبی جای درآمدزایی نیست

کانون‌ها طی سال‌های گذشته رشد چشمگیری داشته و در بسیاری از نهادهای فرهنگی کشور، بخشی از فعالیت‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. هرچند رشد چشمگیر آنها انتقاد بسیاری را متوجه‌شان کرده ، باز هم نمی‌توان از محاسن این کارگاه‌ها گذشت. البته تعدد این محافل با آسیب دیگری هم گره خورده است؛ بسیاری از محافل عمر کوتاهی دارند و برخی دیگر بیشتر به دورهمی تبدیل شده‌اند و این مساله می‌تواند معضلاتی در مسیر آنها ایجاد کند.

این موارد را با رضا عبداللهی، شاعری که از سال 70 تاکنون در تشکیل محافل ادبی و اداره آنها فعالیت داشته است، مطرح کرده‌ایم؛ شاعری که 500 کانون ادبی را در کتابخانه‌های عمومی کشور راه‌اندازی کرده است.

از چه زمان و براساس چه نیازی به شکل‌دهی و اداره محافل ادبی پرداختید؟

از سال 70 وارد این عرصه شدم و تاکنون در سازمان فرهنگی- هنری شهرداری، دانشگاه‌ها، نهاد کتابخانه‌های عمومی و حتی نهادهای غیرمرتبط محافل ادبی بسیاری تشکیل داده‌ام. وقتی به جامعه نگاهی می‌اندازیم، می‌بینیم پر است از جوانانی که دست به قلم هستند و باید فضایی برای ارائه کارهایشان و نقد آن داشته باشند. همین موضوع نشان می‌دهد وجود انجمن‌ها و محافل ادبی در جامعه ما نیاز بسیار مهمی است که نباید از آن غافل شد.

این روزها شاهد تعطیلی جلسات و محافل زیادی هستیم. کارگاه‌ها خیلی زود شکل می‌گیرد و خیلی زود تعطیل می‌شود. بسیاری این موضوع را ناشی از درگیری تشکیل‌دهندگان کارگاه‌ها می‌دانند. در تجربه‌هایی که طی این سال‌ها داشته‌اید، چه اتفاقاتی بیشتر منجر به تعطیلی محافل ادبی شده است؟

تعطیلی این محافل هم مانند هر اتفاق دیگری دلایل متعدد دارد. همان‌طور که گفتید، بسیاری هسته اولیه و تشکیل‌دهنده این محافل را عامل این اتفاق می‌دانند، به این صورت که بین این افراد اختلاف ایجاد می‌شود و هریک می‌روند و برای خود جلسه‌ای تشکیل می‌دهند. تاکنون درباره این بخش از موضوع صحبت‌های بسیاری شده و به همین دلیل ترجیح می‌دهم درباره آسیب جدی‌تری که کمتر به آن پرداخته می‌شود، صحبت کنم. متاسفانه برخی مدیران فرهنگی که بویی از فرهنگ نبرده‌اند، علت عمده بسیاری از این تعطیلی‌ها هستند.

چرا؟

چون فکر می‌کنند کارگاه باید برایشان درآمدزایی داشته باشد. این مدیران می‌گویند باید از شرکت‌کنندگان محافل پول دریافت کرد، اما این کار درست نیست. کسی که می‌نویسد صاحب ذوق است و باید کاری ذوقی انجام دهد. یعنی ذوقی در دل داشته باشد که بیاید و در جلسه بنشیند تا حضورش نتیجه‌ای داشته باشد، پس نباید به او به چشم درآمدزایی نگاه کرد. متاسفانه نگاه کمیت‌گرای مدیران به همه چیز آسیب می‌زند. می‌گویند چرا اعضای این جلسه 20 نفر هستند. باید 50 نفر باشند و به همین دلیل کارگاه را تعطیل می‌کنند. مگر کار فرهنگی و ذوقی جای سیاهی‌لشکر است؟ این طرز تفکر اشتباه است. اگر فقط 20 شاعر جوان با سطح متوسط در کارگاهی باشند و کار کنند، بهتر از حضور 50 جوان آماتور است که باید زمان زیادی را پشت سربگذارند تا کم‌کم راه بیفتند و بتوانند اثر خوبی ارائه کنند. منظورم این نیست که برای آمارتورها فضایی نداشته باشیم. می‌خواهم بگویم بهتر است مدیران از نگاه‌های کمی دست بردارند و به دنبال سرشماری افراد کارگاه و درآمدزایی نباشند.

تغییر مدیریت‌ها هم در روند کار محافل ادبی مشکلی ایجاد می‌کند؟

مگر می‌شود وارد نکند؟ ما مدت طولانی تلاش می‌کنیم یک کارگاه پا بگیرد، آن وقت مدیر تازه از راه می‌رسد و به دلیلی آن را تعطیل می‌کند.

این تعطیلی‌ها در نهایت چه تبعاتی همراه خواهد داشت؟

وقتی یک کارگاه تعطیل می‌شود، اعضای آن می‌روند به یک کارگاه دیگر، اما اگر قرار باشد این روند به شکل مداوم ادامه پیدا کند و مدام کارگاه‌ها تعطیل شوند، آن وقت اتفاق خوبی نمی‌افتد. کارگاه‌ها به خانه‌های شخصی می‌روند و این اتفاق خوبی نیست.

تاکنون این آسیب‌ها را با مدیران مطرح کرده‌اید؟

بله، بارها سر این موضوع باهم درگیر شده‌ایم. از سال‌70 تاکنون بیش از 500 کارگاه تشکیل داده‌ و با مدیران زیادی هم روبه‌رو بوده‌ام. نمی‌گویم همه مدیران مثل هم هستند اما متاسفانه اغلب درک درستی از کارگاه و انجمن‌ و دلایل برگزاری و همچنین لزوم وجود آن ندارند. من از زمانی که فرهنگسراها کلاس گلدوزی داشتند و کسی در صدد شکل‌دهی کارگاه‌ها نبود، در این عرصه فعال بودم و سختی‌های زیادی کشیده‌ام.

خسته نشده‌اید؟

گاهی خسته می‌شوم، اما کم نمی‌آورم! در انجام کارهای فرهنگی نباید کم آورد. هرچند به قول حافظ «روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد» اما نمی‌شود دست روی دست گذاشت و همه چیز را رها کرد. امیدوارم روزی برسد که تا کارگاهمان جا می‌افتد و مخاطب پیدا می‌کند، یک نفر از راه نرسد و آن را تعطیل کند.

دلیل اصلی این رفتار مدیران را در چه می‌دانید؟

اجازه بدهید با صراحت بگویم در بی‌ریشه بودن فرهنگی! کسی که ریشه فرهنگی داشته باشد، حرف از درآمدزایی کارگاه ادبی نمی‌زند، به دنبال پولسازی و جمع کردن سیاهی لشکر هم نیست. تاکنون بارها با این موضوع روبه‌رو شده‌ام که مدیران می‌گویند سالن را اجاره بدهند، درآمد بیشتری برایشان دارد یا این‌که فضای کارگاه را به دفتر ازدواج و طلاق اجاره بدهند، برایشان سودمندتر خواهد بود! به نظر شما این حرف جز بی‌فرهنگی در چه چیزی ریشه دارد؟

زینب مرتضایی فرد / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها