تلویزیون و آغاز دوران تازه

اگر فقط سری به خیابان جمهوری تهران بزنید و از تعداد بی‌شمار فروشگاه‌ها و نمایندگی‌های انواع برندها و مدل‌های تلویزیون‌های ال ای دی و سینماهای خانگی و میزان فروش روزانه‌شان آماری بگیرید، به نقش و حضور پررنگ تلویزیون در خانه‌های ایرانی پی خواهید برد.
کد خبر: ۸۰۹۹۹۲

این تلویزیون‌ها چه به رسیور و دیش ماهواره متصل باشند وچه نباشند، به عضو فعال مایشاء خانواده‌های ایرانی بدل شده‌اند. به عبارت دیگر اگر شبکه‌های داخلی بتوانند خانواده ما را در لحظات و ساعات شبانه‌روز مجذوب خود کنند، بازی را برده‌اند وگرنه این تلویزیون‌های عظیم‌الجثه، لوکس و گرانقیمت ساکت و خاموش نمی‌مانند و برای ما برنامه‌های آنچنانی ماهواره‌ای پخش می‌کنند.

جامعه در شرایط و مقاطع مختلف، بسته به اوضاع و احوالی که احاطه‌اش می‌کند، نیازها و مطالبات مختلف دارد و رسانه باهوش می‌تواند این نیازها و مطالبات را کشف و قبل از دیگران برآورده سازد.
شکاف طبقاتی و شرایط سخت اقتصادی، تنش‌ها و منازعات سیاسی، نابهنجاری‌های فرهنگی، گسل‌ها و بحران‌های هویتی و عواملی از این دست، شور و نشاط و امید را در تمام جوامع کمرنگ می‌کند و اینجاست که نقش ممتاز رسانه‌ای مثل تلویزیون، بی‌بدیل جلوه می‌کند.

منتقدان می گویند: تلویزیون در سال‌های گذشته، به هر دلیلی بیش از حد معمول محافظه‌کار، و ملال‌آور شده بود و شاید مهم‌ترین دلیل افزایش مطالبات عمومی از صدا و سیما در این سال‌ها همین نیاز جامعه و همان پاسخگویی نه در حد انتظار به این نیاز بود.

در شش ماه گذشته نشانه‌هایی مبنی بر وجود اراده و میل به تحول و وزیدن هوای تازه در فضای رادیو ـ تلویزیون دیده شد، اما اندازه این اراده با گستره انتظارات و مطالبات مردم بسیار فاصله دارد. تلاش در جهت زدودن اخم تلویزیون به مخاطب، شجاعانه و ستودنی است، اما این تلاش اگر بخواهد موثر واقع شود، نباید مقطعی باشد.

این‌که مردم در قاب تلویزیون، انواع صداها و سلیقه‌ها را ببینند و احساس کنند به آنها حق انتخاب داده می‌شود، حس دلپذیرتری خواهند داشت تا این‌که تلویزیون بخواهد همانند کلاس‌های درس در نظام آموزشی فهم و علم را به آنان آن‌طور که خودش مصلحت می‌داند، تحمیل کند. این دانشگاه عمومی باید مخاطبش را دانشجو ببیند، نه شاگرد.

برخی روش‌ها و نگرش‌های نهادینه شده در تلویزیون نه بر مبنای آیین‌نامه و ضوابط اداری و سازمانی، بلکه متاثر از سلیقه کامل شخصی برخی مدیران در دوره‌های متوالی گذشته بود که در طول سال‌ها در ذهن برنامه‌سازان و هنرمندان رسوب کرده است و نگاه تحول‌خواه و مشی جدید مدیریت رسانه، باید با رسوب‌زدایی، موانع ذهنی ایجاد تحول را از میان بردارد.

اگر تولید و پخش یکی ـ دو برنامه متفاوت و غیرکلیشه‌ای در بخش‌های مختلف خبری، سیاسی و اجتماعی توانست در شور و نشاط مخاطب موثر بوده و لبخندی بر چهره بیننده تلویزیون بنشاند، بی‌شک تقویت این رویکرد می‌تواند در کمترین زمان فاصله ایجاد شده بین او و رسانه را پر کند.

امروز مردم بیش از هر زمان دیگری به اکسیژن (شادی و نشاط) نیاز دارند. دو اقدام ستودنی تلویزیون در ماه‌های اخیر، استقبال خوب مردم را درپی داشته است؛ یکی گشودن فضایی هرچند اندک برای انواع موسیقی فاخر در تلویزیون که رنگ‌آمیزی شادتری به لحظه‌ها و ساعات شبانه‌روز ما داد که باید استمرار داشته باشد و تقویت و حمایت شود، دوم اهتمام در تولید و پخش برنامه‌های مفرح و شاد بود که گل خنده بر لب خانواده‌ها نشاند و نشان داد رسانه ملی به تنهایی، ظرفیت و انرژی کافی را برای ایجاد نشاط عمومی و وحدت ملی دارد.

به عنوان مثال می‌توان از برنامه ساده، بی‌ادعا و درعین حال جذاب و تاثیر گذار «خندوانه» به عنوان یک تجربه موفق در این مقطع یاد کرد که چگونه توانست در کمترین زمان از آغاز پخش، آن هم از شبکه جدید نسیم، برای مردم در چنین گستره وسیع و متنوعی از مخاطب، نفوذ کند و به یک نیاز جدی و حیاتی او پاسخ دهد. برنامه‌ای که در اوج سادگی و صمیمیت، تنها کار خارق‌العاده‌اش این است که روبه‌روی ما می‌ایستد و ما را تشویق می‌کند در کنار هم بی‌هیچ دلیلی از ته دل بخندیم و
احساس گناه نکنیم.

مهدی یمینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها