
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
پنج تا پنج اولین فیلم بلند تارا اوتادی است. یک اثر مغشوش اجتماعی که البته دارای زرق و برق جالبتوجهی است.
رضا کیانیان در مقام یک بازیگر محبوب و شمس لنگرودی بهعنوان یک شاعر محترم، بازیگران اصلی فیلم هستند و همین جزو درخشندگیهای اولیه فیلم پنج تا پنج برای تماشاگر محسوب میشود. غافل از اینکه بهترین بازیگر نیز محتاج دیالوگ و فیلمنامه حداقلی است تا بتواند کاراکتر خود را به آفرینش برساند و کارگردان نیز پرداخت نهایی را به سرانجام برساند. روندی که در این فیلم اصلا روی نمیدهد همین به سرانجام رسیدن و پرداخت کاراکترهاست.
فیلم، داستان یک جراح متمول به نام صابر ساعدی را بازگو میکند. او در طول یک سفر کوتاه در میانه راه بهدلیل سانحه مجبور میشود در روستای مجاور اقامت کند. مهمانخانه روستا پر است و صابر به ناچار به ویلایی میرسد که چهار مرد مسن ساکن آن هستند. مردانی که از این مهمان ناخوانده پولی نمیخواهند، اما در مقابل شرط غریبی جلوی پایش میگذارند. شرطی که بیمناسبت با شغل قبلی آنها نیست. پیرمردها که همگی بازنشسته دادگستری هستند صابر را مجبور میکنند تحت عنوان یک بازی در مقام متهم روبهروی آنها بنشیند...
پنج تا پنج اقتباس ناشیانهای از نمایشنامه معروف «فردریش دورنمات»، نویسنده و نمایشنامهنویس شهیر اتریشی است.
نام این نمایشنامه پنچری است.«دورنمات» این نمایشنامه را در اوج پختگی نوشته بود و استاد سمندریان نیز ترجمهای روان از این نمایشنامه انجام داده است.
بهطور کلی دورنمات در عمده نوشتههایش زندگی بشری و نوع رفتارهای آدمی را با خود و اطرافیان به چالش میکشاند. در پنچری نیز همین بحث و چالش وجود دارد. اما در روایت سینمایی نقیصههای فراوان به چشم میآید.
شروع پنچ تا پنج همانقدر کند است که معرفی کاراکترها. در ادامه نیز مونولوگ جای دیالوگ را میگیرد و کندی به درجه بالایی میرسد. پرداخت شخصیت اصلی فیلم یعنی کاراکتر صابر؛ از هر نظر شکست خورده است. صابر یک مرد میانسال 55 ساله است. جراح متخصصی که ایدهآلهای خاصی برای زندگیهایش داشته و مانند هر فردی رازهایی سر به مهر دارد. همچنین او ماجراهایی را از سر گذرانیده که برخی از آنها میتوانند لکه سیاهی بر زندگیاش باشد و بعضی نقطه درخشان خدمات او. این ویژگیها اما در تار و پود داستانکها و دیالوگها و مونولوگها دفن میگردد و بازی رضا کیانیان نیز راکد و خنثی جلوهگری میکند. در واقع او همه تواناییهایش را رو کرده است، اما کاراکترش جایی برای پرداخت نداشته است.
فیلمهای دیالوگمحور همیشه بر لبه تیغ حرکت میکنند و دیر یا زود به خط باخت میپیوندند. پنج تا پنج نیز همینگونه است. شروع درگیر شدن صابر با ساکنان خانه ویلایی خوب از کار درآمده است. او ابتدا نمیخواهد شرایط بازی را بپذیرد. پس از مجاب شدن اوست که لحظه به لحظه سکون به بدنه فیلم غالب میگردد. هر چهار مرد مسن ساکن ویلا، پیش از این شغلی در دادگستری داشتهاند و وقتی صابر قبول میکند بر صندلی متهم بنشیند آنها به روال سابق در شغلشان فرو میروند و نقش بازی میکنند. نقش متهم، اما متفاوت است و جذابیت متن اصلی نیز در همین است که آن را حقیقی جلوهگری میکند. اما در پنج تا پنج شعارزدگی غوغا میکند و سطح نمایش رویا تا حقیقت از هم فاصله نمیگیرد.
قاب کوچک - (ضمیمه شنبه روزنامه جام جم)
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد