روی خط زندگی

زندگی‌هایی که دود می‌شود

سال‌هایی نه چندان دور، وقتی وارد راهروهای دادگاه خانواده می‌شدی با زنان و مردان میانسالی رو‌به‌رو می‌شدی که پس از سال‌ها زندگی وقتی نتوانسته بودند مشکلشان را حل کنند، بناچار تصمیم به طلاق گرفته و ننگ آن را به جان خریده بودند.
کد خبر: ۸۷۸۳۴۷
زندگی‌هایی که دود می‌شود

مشکل اغلب آنها، اعتیاد شوهر بود؛ آن هم اعتیاد به تریاک نه شیشه و هروئین. زنان که تلاش زیادی برای ترک اعتیاد شوهر کرده بودند، دوست نداشتند مهر طلاق در شناسنامه‌شان جا خوش کند اما کارد دیگر به استخوان رسیده بود.

و حالا پس از آن سال‌های نه چندان دور، دیگر از زنان و مردان میانسال در دادگاه خانواده خبری نیست و با زنان و مردانی یا بهتر است بگوییم جوانانی رو‌به‌رو می‌شوی که حداکثر 30 سال دارند و شمع کیک سالگرد ازدواج آنها به عدد دو هم نرسیده است.

دیگر فقط با مردان معتاد رو‌به‌رو نمی‌شوی و اینجا زنانی را می‌بینی که فقط چند ماه توانسته‌اند اعتیادشان را مخفی کنند.

گاهی هم زوج‌هایی را می‌بینی که هر دو معتاد هستند و در جلسه دادگاه یکدیگر را عامل اعتیاد خود معرفی می‌کنند.

برخی تازه‌عروس‌ها هم وقتی با توهمات شیشه‌ای شوهر رو‌به‌رو شده‌اند، فرار را بر قرار ترجیح داده‌اند و با یک چمدان راهی خانه پدر شده و دیگر حاضر نیستند به خانه بازگردند.

فرصتی برای ترک می‌خواهم

بنفشه و حسام 9 ماه قبل جشن باشکوهی برگزار کردند و در میان هیاهوی شادی و خنده مهمانان، راهی خانه مشترک شدند تا پیوند ازدواجشان تا پایان عمر گره بخورد؛ اما این پیوند هفت ماه هم دوام نیاورد.

حسام که دادخواست طلاق داده است به قاضی دادگاه خانواده تهران می‌گوید: «آقای قاضی، همسرم مرا فریب داده است. او یک معتاد است که آبروی مرا پیش خانواده‌ام برده است. یک روز هم حاضر نیستم با او زیر یک سقف زندگی کنم.»

آن طور که حسام به قاضی می‌گفت، بنفشه وقتی دستش رو شده، ادعا کرده برای لاغری شیشه مصرف می‌کرده و سه بار بیشتر شیشه نکشیده اما وقتی نزد پزشک رفتند معلوم شد نوعروس چند سالی است که اعتیاد دارد.

بنفشه که نگاهش را به موزائیک‌های کف اتاق دوخته است، وقتی حرف‌های شوهرش تمام شد، بغضش می‌ترکد و هق هق کنان به قاضی می‌گوید: «من عاشق حسام هستم. اگر موضوع اعتیادم را به او نگفتم، چون دوستش داشتم و هنوز هم دارم. برای اثبات دوست داشتنم، حاضرم اینجا تعهد بدهم که ترک می‌کنم و دیگر سمت مواد نمی‌روم.»این حرف‌ها هیچ تاثیری بر تصمیم حسام ندارد و با نگاهی که تنفر در آن موج می‌زند، به بنفشه خیره شده و می‌گوید: «یک شیشه‌ای هیچ وقت نمی‌تواند ترک کند، آن هم یک دروغگوی شیشه‌ای. من طلاق می‌خواهم و حاضر نیستم به او فرصت بدهم.» قاضی دادگاه جلسه دادگاه را تجدید وقت می‌کند تا این زوج بیشتر در مورد تصمیم خود فکر کنند.

مرد معتاد، مرد زندگی نیست

لیلا تنها به دادگاه آمده تا دادخواست طلاق دهد. می‌گوید: «سه ماه است از شوهرم خبر ندارم. به همین خاطر دادخواست طلاق غیابی داده ‌ام. قرار بود بهمن ماه تولد 25‌سالگی ‌ام را دونفره در خانه ‌مان برگزار کنیم.»

زن جوان اضافه می‌کند: «من قبل از ازدواج می‌دانستم که سهیل معتاد است اما او قول داده بود ترک کند و یک ماه بعد از ازدواج برای ترک به کمپ برود. البته رفت ولی شش روز بیشتر دوام نیاورد و فرار کرد. همه به من می‌گفتند که مرد معتاد، مرد زندگی نیست اما من قبول نکردم و حالا پشیمانم. او را حتی به یک کلینیک فوق تخصصی بردیم؛ اما چه فایده فقط چند روز سالم بود و دوباره روز از نو روزی از نو. حالا هم که سه ماه است غیب شده است. نمی‌دانم زنده است یا مرده. دیگر از این وضعیت خسته شده‌ام و تصمیم گرفته‌ام غیابی طلاق بگیرم.»

مهرم حلال، جانم آزاد

گاهی می‌شود با اعتیاد همسر کنار آمد اما با عوارض آن نه. مینا هم از این دست زن‌هایی است که با اعتیاد شوهرش کنار آمد تا شاید او را ترک دهد و کار به طلاق کشیده نشود؛ اما کارهای غیرعادی شوهرش بعد از مصرف مواد او را ترسانده است. به همین خاطر تصمیم گرفت خانه‌اش را ترک کند و پیش پدر و مادرش بازگردد. این کار او نه‌تنها مشکل را حل نکرد بلکه گره زندگی او را محکم‌تر کرد. همراه مادرش به بخش مشاوره آمده تا برای طرح دادخواست کمک بگیرد.

می‌گوید: «سوختم و ساختم تا شاید سرش به سنگ بخورد و به زندگی برگردد اما صبر هم حدی دارد. او نه تنها ترک نکرد بلکه وضعش بدتر هم شد. نمی‌دانم الان چی می‌کشد که یکدفعه جنی می‌شود. یک بار گلویم را گرفت و گفت اعتراف کن چرا به من خیانت کردی؟ یک شب هم شروع به شکستن وسایل خانه کرد و می‌گفت کجا مخفی‌اش کرده‌ای؟ می‌خواست با چاقو مرا بکشد که همسایه‌ها با پلیس تماس گرفتند. دیگر در آن خانه امنیت نداشتم و به خانه پدرم بازگشتم اما او دست‌بردار نیست و شب‌ها با سنگ شیشه پنجره‌های خانه پدرم را می‌شکند. مهریه نمی‌خواهم فقط از او جدا شوم، کافی است.»

محمد غمخوار - دبیر گروه حوادث

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها