گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

اخوان ثالث متولد و بزرگ شده مشهد بود و به زادگاهش عشق میورزید و چنان به این سرزمین علاقهمند بود که برای سومین دخترش نام «تنسگل» را انتخاب کرد؛ میوهای از خانواده آلو که فقط در مشهد یافت میشود؛ ترش و شیرین و بسیار خوشمزه و نایاب. دختری که سه روز پس از تولدش، پدر و مادر را برای همیشه ترک کرد و به دیار باقی رفت و مهدی اخوان ثالث را با غمی عجیب آشنا کرد. این شاعر که آن زمان قصیدهسرا بود، یکی از دوستداشتنیترین مائدههای زمینی را از دست داد و با تلخی عجیبی آشنا شد، انگار مرگ ناگهانی دختر، اخوان را برای تلخیهای بعدی زندگی که کم هم نبودند، آماده کرد. تلخیهایی که نگاه تیزبین اخوان آنها را میدید و با اشعارش آنها را فریاد میزد، تلخیهایی که ریشه در تباهیهای اجتماعی و سیاسی داشت.
اما آیا اخوان ثالث، شاعری ناامید بود که در قبل از پیروزی انقلاب و بعد از آن همه ناامیدان به اشعار او چنگ میزنند و در هر مناسبتی و در هر مکانی با صدای بلند یا زیر لب زمزمه میکنند:« ... که سرما سخت سوزان است...»؟
مصطفی محدثی که خودش شاعری است از سرزمین خراسان و مشهد و پدرش نیز شاعر بوده و به واسطه پدر از همان کودکی به محافل شعرا راه پیدا میکرده و با آنها آشنا میشده در پاسخ به این سوال میگوید: «تقریبا 9 ساله بودم که با پدرم به انجمن شعر فرخ میرفتم، در آنجا بود که زندهیاد مهدی اخوان ثالث را میدیدم. او یکی از شاعران مطرح بود و در همه محافل و انجمنهای ادبی و شاعرانه، شعری میخواند که همه را متاثر کرده و آنها را به تحسین وامیداشت. زندگی اخوان ثالث پر از فراز و نشیب بوده و او اتفاقات زیادی را در خانه و اجتماع تجربه کرده که از میان آنها میتوان به درگذشت دختر سهروزهاش تنسگل، غرقشدن دختر بزرگش در رودخانه کرج و اتفاقات سیاسی مانند کودتای 28 مرداد اشاره کرد اما با همه اینها اخوان در اوج ناامیدی؛ باز هم روزنهای برای زیستن پیدا میکند و این را حتی در تلخترین و به اصطلاح برخی در ناامیدترین شعر او یعنی زمستان میتوان دید، آنجا که میگوید: جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین / هوا بس ناجوانمردانه سرد است .... آی / دمت گرم و سرت خوش باد / سلامم را تو پاسخگوی، در بگشای ...»
محدثی از اخوان به عنوان یکی از تاثیرگذارترین شاعران دهههای 30، 40 و 50 یاد میکند، دورهای که شاعرانی مانند فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، احمد شاملو در اوج بودند و همه تلاش میکردند که شعر نیمایی را کامل کنند و رهرو خوبی برای نیما یوشیج باشند.محدثی میگوید: «شعر اخوان حماسی بود و همین باعث میشد که اشعار او شکوهمندتر از بقیه باشد. اخوان شاعری را با شعر کلاسیک و قصیده و چهارپاره شروع کرد به همین دلیل از پشتوانه غنی شعر خراسانی بهرهمند بود. او عاشق میراث ملی، اسطورهها و نمادهای ملی بود».
عشق به نمادها و اسطورههای ملی و دینی باعث شد او نامهای لاله، لولی، تنسگل، توس، زردشت و مزدک علی را برای فرزندان خود انتخاب کند. اخوان در دوره پهلوی به عنوان شاعری سیاسی و ضد حکومتی شناخته شده بود.
ما وقتی فوت کرد برخی تندروها اجازه نمیدادند که پیکر او در محوطه آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شود، محدثی در اینباره میگوید: «زندهیاد محمد قهرمان؛ شاعر پیشکسوت خراسانی وقتی دید اجازه خاکسپاری نمیدهند، موضوع را با دفتر مقام معظم رهبری در میان گذاشت و به دستور ایشان مجوز دفن مهدی اخوان ثالث در آرامگاه فرودسی صادر شد.
دوستی اخوان و رهبر معظم انقلاب به دورهای برمیگردد که آیتا... خامنهای در مشهد اقامت داشتند و با شاعران و ادیبان رفت و آمد و دوستی داشتند.
رهبر معظم انقلاب آنقدر به اخوان و اشعار او علاقهمندند که در یکی از شب شعرهایی که در ماه رمضان برگزار میشود درباره شعر اخوان فرمودند: آنچه یک ملت از شعر انتظار دارد در شعر اخوان موجود است».
اخوان مردمدار بود و تلاش میکرد حواسش به آدمهای دور و برش باشد و تا جایی که میتواند به آنها کمک کند. محدثی با اشاره به این ویژگی اخوان ثالث به یکی از اسناد منتشرشده اشاره میکند و میگوید: «اخوان وقتی میخواست حسین منزوی را به محضر رهبر معظم انقلاب برای اشتغال معرفی کند، قطعهای با این مضمون سرود: کسی که این ورق آرد حسین منزوی است / حسین منزوی از شاعران زنجانیست/ جوان و فاضل و صاحب قریحهای قوی است...»
رهبر معظم انقلاب به شعر و ادبیات علاقهمندند و همیشه از شاعران خوب حمایت کرده و میکنند.
ایشان در جوانی همنشین شاعران تاثیرگذار بوده و بعد از پیروزی انقلاب نیز دوستی خود با آنها را ادامه دادهاند. شاعرانی مانند شفیعی کدکنی که دوست اخوان بوده و همگَعدهای آیتا... خامنهای مشهد.
محدثی به خاطرهای از شفیعیکدکنی اشاره میکند و میگوید: «وقتی آیتا... خامنهای برای اقامت از مشهد به تهران میآیند روزی سراغ اخوان را از آقای شفیعیکدکنی گرفته و تصمیم میگیرند به خانه اخوان بروند. یکی از شاگردان شفیعیکدکنی آیتا... خامنهای را همراهی میکند، وقتی در خانه را میزنند و اخوان در چارچوب در ظاهر میشود و رهبر معظم انقلاب را میبیند با لهجه مشهدی به همراه میگوید: خبر میدادی که قرار است با آقا سیدعلی بیایی تا من آستینهایم را بالا میزدم که ایشان فکر کند یا وضو گرفتهام یا میخواهم وضو بگیرم....»
مهدی اخوان ثالث متولد و بزرگ شده مشهد است. خانه پدری او در محله سراب بوده و بیشتر اقوام و خویشانش نیز در همین محله ساکن بودهاند. محدثی میگوید: «داییاش عطار بوده و هنوز هم مغازه عطاری او در کوچه سراب سرجایش است و پسرداییها مغازه را میچرخانند.»
اخوان در جوانی به تهران مهاجرت میکند و چندبار به زندان میافتد و یکبار هم به کاشان تبعید میشود.
خانهاش در خیابان زرتشت غربی است، خانهای که بهموزه تبدیل شده اما آنقدر عیب و ایراد داشت که صدای پسر اخوان و حتی مسجدجامعی را درآورد چون در بازسازی ماهیت و قالب اصلی خانه بههم ریخته بود.
تخلص اخوان « میم. امید» است. شاعری با نگاهی به وسعت امید و ناامیدی. پر از شور زندگی هر چند شرایط سخت و دشوار. اخوان ثالث خیلی زود رفت؛ 61سالگی برای رفتن او خیلی زود بود. یادش گرامی.
طاهره آشیانی
روزنامهنگار
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد