
اما به نظر می رسد گفتوگو و صحبت در فضایی آرام و دموکرات که طرفین بپذیرند قرار است با هم صحبت کنند تا اختلاف یا سوءتفاهمی حل شود، یکی از بهترین راهها برای کنترل خشونت در جامعه است.
شاید اگر شعار بیا با هم حرف بزنیم در همه جای کشور نوشته شود و کمکم به پسزمینه تفکر ما تبدیل شود، بسیاری از خشونتها و نابهنجاریها حل شود.
اگر بپذیریم گفتوگو بهترین راه حل است و راههای صحبت با هم را یاد بگیریم دیگر لازم نیست در هر سطحی بجنگیم و دعوا کنیم.
با شهرام شفیعی، نویسنده کتاب برای کودکان و نوجوانان همصحبت شدم تا از فرهنگ گفتوگو و چگونگی فراگیریاش برایمان بگوید.
او که برای کودکان مینویسد، بهتر میداند اگر بچهها گفتوگو را یاد بگیرند دنیای آینده دنیای بهتری خواهد بود.
انتخاب با کودکان است
شفیعی، کتابخوانی را یکی از بهترین راههای گسترش گفتوگو در خانواده و بین فرزندان و والدین میداند.
این نویسنده میگوید: وقتی پدر یا مادر برای خردسالان کتاب میخوانند یعنی فضای تعاملی به وجود آمده و والد و فرزند برای هم وقت گذاشتهاند و به نوعی دارند گفتوگو میکنند. حالا یک طرف این صحبت، نویسندهای است که کتاب او برای خواندن انتخاب شده و صحبتهایش را والد قبول کرده و این اعتماد آنقدر عمیق شده که تصیم گرفته آنها را به فرزند خود بیاموزد.در اینجا چالشی هم بهوجود میآید که اگر از آن بهدرستی استفاده شود،میتواند گفتوگو را به مسیر درستی ببرد.این که والدین در زمان خواندن کتاب به فرزند خود این امکان را بدهند که او قصه و روند کتاب را دوست داشته یا نداشته باشد.اگر بچه در جایی از کتاب دیگر حوصله شنیدن آن را نداشت یا به شخصیتها و رفتارهای داستان انتقاد کرد، والدین نظر او را بپذیرند.این یعنی گفتوگوی سالم و این که بزرگترها تصمیم ندارند نظر و سلیقه خود را به کوچکترها تحمیل کنند. معتقدم نباید از کتاب امری مقدس ساخت.چون در این صورت این باور را در بچهها شکل میدهیم که گفتههای هر کتابی درست است و آنها باید آن را بپذیرند در حالی که کتابهای زیادی در بازار هستند که محتوای آنها برای بچهها سود ندارد و گاهی آسیبزا هم هست.به نظرم هر خانهای باید کتابخانهای داشته باشد و بچهها هم در این کتابخانه سهمی داشته باشند، حتی در چینش کتابها باید نظر بچهها را پرسید و این که بچه دوست دارد کدام کتاب را بخواند و خودش آن را از کتابخانه بیاورد.همه اینها تمرین گفتوگو با بچهها و فرزندان است.به نظرم گفتوگو درباره کتاب، آغازگر گفتوگو در خانواده است.
انسان کتابخوان، جامعه متفکر میسازد
از شفیعی میپرسم چگونه میتوان گفتوگو را فرهنگسازی و آن را به یک نیاز اجتماعی و فردی تبدیل کرد؟ میگوید: قبول کنیم، دوره این که بزرگترها و والدین درستترین و آخرین حرف را در خانواده یا جمع میزنند، تغییر کرده. همین که بپذیریم شاید آن که سنش کمتر است، آموختههایش بیشتر و موثرتر از ماست و بپذیریم باید به بچهها و نوجوانان هم فرصت صحبت و ابراز عقیده بدهیم، یعنی یک گام بزرگ در مسیر گفتوگو و تعامل سازنده برای دوستی و ارتباط بیشتر و کمکردن خودمحوری در خانواده و جمع برداشتهایم.اگر بخواهم درباره تاثیر کتابخوانی در این زمینه صحبت کنم باید به این نکته اشاره کنم که وقتی به فرزندان اجازه میدهیم درباره آنچه میخوانند یا دوست دارند، بخوانند صحبت کنند، یعنی صبر و شکیبایی شنیدن صحبت آنها را داریم حتی اگر بر خلاف میل ما باشد.همین ارتقای سطح تحمل از طریق گفتوگو میتواند خیلی از مشکلات احتمالی را حل کند.وقتی ما گفتوگو در خانواده را یاد بگیریم حتما در مدرسه و در محیطهای بزرگتر هم از این مهارت استفادهمیکنیم.در این صورت است که به جای واکنشهای لحظهای و گاهی توام با خشم، از فکرمان استفاده کرده و تلاش میکنیم بهترین راهحل را بدون کمترین آسیب ارائه کنیم.خانواده که کتابخوان باشد، جامعه متفکر میشود و چنین جامعهای رشد کرده و پیشرفت میکند،چون آدمهایش میاندیشند و راههای بهتری برای زندگی و روابط پیدا میکنند.
من برخلاف برخی که انتقادهایی به میزان کتابخوانی در کشور دارند، معتقدم مردم ما کتاب زیاد میخوانند.اگر سری به کتابفروشیها بزنیم حتما متوجه این استقبال میشویم.کتابفروشیهای زیبا که فضای دلنشینی دارند روز به روز بیشتر میشود.من بارها با چشم خود دیدهام که مقابل صندوق کتابفروشیها صف میبندند.گروههای زیادی برای ترویج کتابخوانی تشکیل شدهاند که حتی به دورترین نقاط ایران هم کتاب میبرند و بزرگ و کوچک را تشویق به کتابخوانی میکنند و همه به این نکته تاکید دارند که کتابخوانی باب گفتوگو را باز میکند و اگر گفتوگو در فرهنگ زیستی و شخصی ما جا باز کند، بسیاری از مشکلات حل میشود.
بچهها میتوانند دنیا را تغییر دهند
به شفیعی میگویم در یک ماه اخیر چند قتل خانوادگی رخ داد که برخی دلیل آن را نبود فضای گفتوگو بین اعضای خانواده ذکر میکنند و میگویند اگر ما بلد باشیم درباره مشکلاتمان صحبت کنیم حتما به راهحلهایی میرسیم که نتیجهاش غیر از آن چیزی است که اتفاق افتاده.به نظرتان چگونه میشود از این تهدید به عنوان فرصت استفاده کرد و گفتوگوی سازنده را جایگزین مجادله و خشونت کرد؟
میگوید: ابتدا بگویم که من با برخی از واکنشهای شبکههای اجتماعی درباره این موضوعات مخالفم، هر چند اصل خشونت اعمال شده را به هیچ عنوان نمیپذیرم، اما به باور من خطایی از هر دو طرف سرزده.نمیتوان یکجانبه گفت آن که قتل مرتکب شده صددرصد مقصر است. باید باز هم از گفتوگو استفاده کنیم و بپرسیم چه شد که کار به اینجا رسید؟ اما چیزی که باید حواسمان باشد، این است که خطا نباید به خشونت و قتل منجر شود و اینجاست که چالش بلد نبودن گفتوگو منجر به خشم میشود.
در چنین شرایطی مهمترین نکته این است که ابتدا باید فضای امنی برای صحبت ایجاد شود تا طرفین بتوانند صحبت کنند و بدانند وقتی حرفشان را گفتند، امنیت جانی و روانیشان از بین نمیرود.این امنیت زمانی ایجاد میشود که پدر و مادر سعه صدر و تحمل شنیدن صحبتهای فرزند را بالا برده باشند.در همان ابتدای صحبتم گفتم بهترین راه برای گسترش فضای گفتوگو و نقد آنجاست که به بچهها اجازه بدهیم درباره کتابی که برایشان میخوانیم نظر بدهند یا حتی بگویند که آن را دوست ندارند یا نظرشان را درباره فضا و شخصیتهای داستان بگویند.
به نظرم کتابخوانی و صحبت درباره کتاب بهترین راه برای ایجاد فضای گفتوگوست.اگر میخواهیم جامعه سالم و بدون خشونتی داشته باشیم باید از کتاب شروع کنیم. مردمی که فرهنگ چگونه کتابخواندن را بیاموزند، گفتوگو را هم یاد میگیرند.
باید از گروههای کتابخوان که راهاندازی شدهاند، حمایت شود و بیشتر شوند.به نظرم باید به دور دسترسترین نقاط کشور کتاب و کتابخوان بفرستیم و کوچک و بزرگ را تشویق کنیم که کتاب خوب بخوانند.
کتابها آدمها را با دنیاهای متفاوتی آشنا کرده و تجربه زیست بهتری را نشانشان میدهند.حتی اگر فقط بچهها کتاب بخوانند و راه درست زندگی کردن را یاد بگیرند، حتما میتوانند بر بزرگترها هم تاثیر بگذارند و جامعه و خانواده بهتری بسازند.
طاهره آشیانی - روزنامه نگار / روزنامه جام جم