
به گزارش
جام جم آنلاین، روزنامه جام جم نوشت: 10 سال است وارد حرفه بازیگری شده و در 28 فیلم قابل تامل سینمای ایران بازی کرده و در همین مدت پنج جایزه معتبر هم برای فیلمهای مختلف گرفته. یزدانبخش نه بازیگر حرفهای بود و نه تصمیم داشت وارد این حرفه شود، اما زمانیکه بازنشسته شد برای پرکردن اوقات فراغتش تبدیل شد به یکی از بینندههای ثابت نمایشهایی که در تئاتر شهر روی صحنه میرفت تا اینکه افشین هاشمی به او پیشنهاد داد، بازیگر شود و او را به کارگردان فیلم «لطفا مزاحم نشوید» معرفی کرد.
همین یک نقش کافی بود تا او به یکی از متفاوتترین بازیگران سینمای ایران تبدیل شود، آن هم در 61 سالگی. یزدان بخش آدم باحوصلهای است و مودب و فروتن؛ اما این روزها کلافه است.کرونا و محدودیتهایی که به وجود آورده، کلافهاش کرده. میگوید: در این شب و روزهای محترم محرم و تاسوعا و عاشورا از صمیم قلب دعا میکنم خداوند هر چه زودتر این کرونا را نابود کند، ویروسی که زندگی همه را مختل کرده. من اصلا آدم خانه نشستن نیستم؛ اما الان چند ماه هست که مجبورم در خانه بمانم، برای همین تنها آرزوی فعلیام این است که کرونا دست از سرمان بردارد.
پدر خانم یزدانبخش نظامی بوده و او به دلیل کار پدر، کودکیاش را در شهرهای مختلفی سپری کرد؛ وقتی از او میپرسم دورترین خاطرهتان از عزاداری امام حسین ؟ع؟ چیست، میگوید: در شهرهای مختلفی از جمله بهبهان زندگی کردهام.از هر شهری خاطره محوی در ذهنم مانده اما قالب همه آنها این است که در ایام محرم و دهه اولش شهر سیاهپوش میشد و هیاتهای عزاداری برقرار بودند و نوحهخوانی و سینهزنی. 9 ساله بودم که به تهران آمدیم و ماندگار شدیم. عزاداری در تهران کلاسیکتر است و تقریبا همه محلهها شبیه هم عزاداری میکنند. تا جایی که یادم میآید، متفاوتترین عزاداریها را در منطقه بازار دیدهام.
روضه ؛ سبکی از زندگی
از یزدانبخش درباره روضه میپرسم، میگوید: من هم مثل بیشتر بچههای دیگر با مادرم به مراسم روضهخوانی میرفتم و یادم هست،اوایل برایم جالب بود اما به مرور رفتن به مراسم روضه برایمان به یک سبک زندگی تبدیل شد؛ چون وقتی بچه بودم و نوجوان، مراسم روضه در بیشتر خانهها برگزار میشد و معمولا هفتهای یکبار ما به این مراسم میرفتیم و در ماه محرم بیشتر هم میشد.
یزدانبخش درباره نذری میگوید: من خودم هیچوقت نذری نپختهام چون اصلا آشپزی بلد نیستم ! اما مادر و خواهرم نذری زیاد دادهاند؛ شلهزرد و قیمه.برای کمک میرفتم اما راستش را بخواهید کار خانه و آشپزی زیاد بلد نیستم. من سالهای زیادی با مادرم زندگی کردهام و تا زمانی که مادر زنده بود اصلا آشپزی نمیکردم.اما بعد مجبور شدم کمی یاد بگیرم. نذری هم زیاد خوردهام. از قیمه و شلهزرد بگیر تا چلوکباب. سفره با برکتی است، همه چیز در آن پیدا میشود. از خدا میخواهم همه را حاجتروا کند تا این سفره همیشه با برکت بماند.
باز این چه شورش است...
یزدانبخش درباره نوحهها و اشعار عاشورایی که در ذهنش مانده، میگوید: من هر چند در شهرهای زیادی زندگی کردهام که هر کدام آداب خاصی برای محرم داشتند اما الان که آنها را کنار هم میگذارم به این نتیجه میرسم بیشتر آواهای محرم شباهت زیادی به هم دارند، غمگیناند و واقعهای تلخ را روایت میکنند.الان دیگر در ذهنم همه این آواها آشناست تا صدایشان را میشنوم، میگویم: محرم است. اما از میان همه آواها و اشعار، شعر محتشم کاشانی در یادم مانده است: باز این چه شورش است که در خلق عالم است/ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است...
این بازیگر درباره شخصیتهایی که در کربلا حضور داشته و شهید شدهاند، میگوید: همهشان برایمان عزیزند. همه عضوی از یک خاندان محترماند.