جام‌جم برخی تخلفات پلتفرم‌های نمایش خانگی را مرور می‌کند

صف‌آرایی در برابر فضای امن فرهنگی

زاگربی‌ها، چاه ویل انیمیشن ایران

کد خبر: ۱۳۷۴۹۵۴
نویسنده محمدتقی فهیم - منتقد سینما
مکتب «زاگرب» در دوره‌ای طولانی بلای انیمیشن ایران شد. شک ندارم که برخی با این نظر آشوب خواهند گرفت، اما با مروری بر سال‌های نه‌چندان دور خواهیم دید که انیمیشن یوگسلاوی سابق با تنوع مضمونی‌اش، فقط رویکرد سیاسی و شعاری‌اش نصیب انیمیشن‌سازی ایران شد. خصوصا که شور و شعار‌های اوایل انقلاب هم به رونق این انحراف کمک کرد.

زاگربی‌ها بی‌تردید در جایگاه قطب مهم تولید کار‌های کوتاه، حرفی جدی برای جهان داشتند. همچنان‌که تا سال‌ها دراین زمینه آلترناتیو شناخته می‌شدند، ولی حضور تعدادی از کارگردان‌های نسل اول انیمیشن‌سازی تحصیل‌کرده در اروپای شرقی و بعضا با افکار چپ سوسیالیستی، باعث و بانی نوعی انیمیشن در ایران شد که با قصه‌های رئال و مضامین سیاسی، چیزی جز مانیفست‌هایی در قالب نقاشی نبودند.

ارثیه زاگربی‌ها برای ایران، سفارش انیمیشن‌های جشنواره‌پسند بود، نوعی از تولید که صرفا موفقیتش را در میدان‌های روشنفکرانه خارج از ایران می‌دید، البته خود انیمیشن‌سازان اروپای شرقی نگاهی به مخاطب داشتند و عنصر فانتزی و رویا همواره در کارهای‌شان تجلی داشت، ولی گروه مقلدان ایرانی‌اش آنچه از آن مکتب گرفتند و اینجا رواج دادند، رویکرد واقع‌گرایانه‌ای بود که تماشاگر داخلی برایش اهمیت دست چندم بود.
مثلا انیمیشن کوتاه «تبر» که الحق نمونه خوب و جذابی در بازسازی مضامین واقعی مانند اتحاد و مبارزه بود، اما همچنان در چارچوب داستان‌های با اجرای واقعی قابل ارزیابی بود که در زمره سفارش برای جشنواره‌ها می‌گنجید. این کار هنوز هم ملکه ذهن بسیاری از فعالان این حوزه است. مانند آنچه در مستندسازی دست به گریبان آن هستیم. «اون شب که بارون اومد» همچنان تنها نمونه قابل تقلید مستندسازان است، اما حکایت تبر و تبرسازان به‌مراتب فاجعه‌آمیزتر است. شاید تعجب کنید که تا سال‌ها مدیران فقط انیمیشن پر جایزه تبر را می‌شناختند و در صورتی به میدان حمایت پا می‌گذاشتند که کسی با طرحی مشابه تبر به دفترش پا بگذارد.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که سردمدار سفارش انیمیشن‌های جشنواره‌ای بود (و هست) بنیانی را پی افکند که هیچ تناسبی با جامعه ایران نداشت و مخاطب داخلی را اساسا به حساب نمی‌آورد. اگر آمریکا و برخی کشور‌های اروپایی من‌جمله فرانسه را ملاک قرار ندهیم، ژاپن سابقه‌ای بیشتر از ما در «انیمه» ندارد، ولی با انبوه‌سازی و نگاه به مخاطب داخلی، حالا هم مخاطب کشورش را حفظ کرده و هم بازار جهانی را در دست گرفته است، چنان‌که پس از آمریکا و فرانسه، ژاپنی‌ها سومین تولیدکننده پر مشتری در دنیا هستند.
سخن در این زمینه بسیار است، ولی اصلی‌ترینش به اختصار این است که باید تولید انیمیشن با رویکرد‌های دربرگیری گروه سنی کودک و نوجوان در اولویت قرار گیرد، و این نمی‌شود مگر با فاصله گرفتن از بازسازی واقعیت و کنار گذاشتن قصه‌های قابل اجرا به‌صورت زنده و متقابلا باید گرایش به متن‌های غیرقابل اجرای زنده را در دستور تولید قرار داد. چنین آثاری صد البته که گروه سنی بزرگسال را هم به سالن‌ها خواهد کشید. نمونه‌های موفقی در این راستا قابل اشاره هستند. مثلا از فیلم تهران ۱۵۰۰ تا فیلشاه (که یکی از پرفروش‌های سال ۹۷ شد) با انبوه تماشاگرانی مواجه شدند که پدر و مادر‌ها اصلی‌ترین تعداد تماشاگران را تشکیل می‌دادند.


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها