۲- مروری بر تاریخ خلیجفارس درسهای مهمی بهویژه برای نسل نوجوان و جوان ما دارد. اولین تسلط ایرانیان به خلیجفارس مربوط به ۷۰۰ سال قبل از میلاد یعنی دوره مادهاست. در زمان امپراتوری هخامنشی خلیجفارس یک هویت یکپارچه ایرانی مییابد و مرزهای قلمرو ایران تا دریای سرخ و خلیج عدن گسترش مییابد بهطوریکه در نقشههای روم باستان و یونان به دریای پارس شهرت مییابد و در حدود ۱۸۰۰ نقشه موجود تاریخی در موزهها و مراکز پژوهشی دنیا نام Persian Gulf (خلیجفارس) تکرار شده است.
۳- با شکلگیری استعمار پرتغالیها در اوایل قرن ۱۶ میلادی که مقارن با دوره تیموری و اوایل صفویه است، به مدت ۱۰۰سال خلیجفارس تحت سلطه پرتغالیها بود تا اینکه در زمان شاهعباس صفوی، ایران مجددا بر کل خلیجفارس حاکمیت مییابد و در سال ۱۶۰۲ میلادی بحرین و در سال ۱۶۱۲ جزایر ایرانی دبی، ابوظبی، شارجه، عجمان، رأسالخیمه، فجیره و امالقوین را اعاده حاکمیت میکند. بعد از فروپاشی صفویه تمام جزایر حاشیه خلیجفارس ملتهب میشود که مجددا با ظهور نادرشاه افشار و کریمخان زند کماکان ادامه داشت و بهموجب توافقات با هلندیها و انگلیسیها، ایران همچنان مسئول تامین امنیت در منطقه خلیجفارس است.
۴- معالاسف از زمان روی کار آمدن قاجار، از حدود ۱۸۲۰ میلادی انگلیسیها، فضا را مناسب میبینند که سلطه خودشان را بر خلیجفارس تثبیت کنند و این فرآیند از زمان فتحعلیشاه تا ناصرالدینشاه قاجار امتداد مییابد. منتها برخلاف رقبای پرتغالی و هلندیشان، انگلیسیها یک پروژه مهم تعریف میکنند؛ «ایرانزدایی از خلیجفارس» که شامل چندین اقدام است: نخست سراغ قبایل و بومیان دبی، ابوظبی، شارجه و... میروند و طی قراردادهایی با روسای قبایل پرجمعیت در سالهای ۱۸۲۰، ۱۸۵۳ و ۱۸۹۲ توافق میکنند که در ازای پشتیبانی نظامی انگلستان، آنها هم بدون رضایت بریتانیا با هیچ دولت خارجی رابطه سیاسی نداشته باشند و واگذاری زمین هم نکنند به غیربومیان. دوم در راستای هویتبخشی به آنها، مبادرت به زدودن فرهنگ و زبان فارسی میکنند از این مناطق، به طوریکه اجازه مکتب یا مدرسه به زبان فارسی در بحرین و امارات امروز را نمیدهند. سوم آنکه برای آنها جغرافیای سیاسی تعریف میکنند و بریتانیاییها آنها را ملزم میکنند که که باید دارای تذکره (پاسپورت) شوند برای خارج شدن از جزایر هفتگانه تا کمکم هویت مستقل از ایران برایشان شکل دهند. چهارم با هدف جلوگیری از قدرتیافتن نیروی دریایی ایرانیان وبه بهانه مبارزه بادزدان دریایی،تجارت برده و قاچاق اسلحه، اداره تمام فانوسهای دریایی درجزایر ایرانی را بهدستگرفتند و عملا تبدیل به نیروی کنترل وبرج مراقبت بر خلیجفارس شدند وانگلیسیها مسیرهند راتحت کنترل ونظارت خوددرآوردندوراه نفوذایران و عثمانی را عملا مسدود کردند.
پنجم که بسیار اهمیت دارد و استخوان لای زخمی است که انگلیسیهای خبیث در منطقه تاریخی خلیجفارس گذاشتند و برمیگردد به پیشنهاد مستشار بریتانیا در بحرین به سال ۱۹۳۰ میلادی، سر چارلز بلگراو، طی نامهای رسمی به وزارت مستعمرات بریتانیای صغیر پیشنهاد داد که خلیجفارس به Arabian Gulf (خلج عربی) تغییر نام پیدا کند که منجر به شکلگیری پروندهای در سال۱۹۳۸ میشود. در وزارت خارجه بریتانیا که در آن پرونده به تقویت هویت عربی شیخنشینها کاهش نفوذ تاریخی و فرهنگی ایران و جلب حمایت اعراب غرب آسیا اشاره شده است.
۵- در دوره قاجار باضعف دولت مرکزی و نفوذ فزاینده استعمار بریتانیا در خلیجفارس و در جهت حمایت از روسای قبایل سواحل جنوبی خلیجفارس، بهطور موقت اداره جزایر تنب کوچک و تنب بزرگ را به رأسالخیمه و اداره جزیره بوموسی را به شارجه واگذار میکند اما بعد از جنگ جهانی دوم که چالشهای اقتصادی و نظامی متعددی برای انگلیس بهوجود آمد، تصمیم گرفت تا پایان دهه ۱۹۷۰ از شرق کانال سوئز خارج شود که به معنای بستن پایگاههای نظامی و نیروی دریایی در خلیجفارس نیز بود. در چنین شرایطی فرصتی تاریخی فراهم شد تا ایران حقوق خود را در این آبراه حیاتی بازستاند که پس از گفتوگو با روسای قبایل شارجه، جزیره بوموسی به شکل مسالمتآمیز برگردانده شد اما راسالخیمه به اشغالگری خود بر جزایر ایرانی تنب کوچک و تنب بزرگ پای فشرد که در نهایت در بامدادان نهم آذر ۱۳۵۰، تفنگداران دریایی ایران وارد جزایر مذکور شدند و خاک پاک این جزایر را به کشورمان ایران الحاق نمودند و تبدیل به جزایر یگانه ایران شدند.
یاد باد خاطره شهیدان راه مام وطن که در عملیات آزادسازی تنب کوچک و تنب بزرگ فداکارانه جنگیدند.