یکی ازمهمترین عوامل افزایش مصرف موادمخدر درجامعه امروز،بازاریابی پررنگ وهدفمند عرضهکنندگان است. سوداگران مواد مخدر با استفاده از نامهای جذاب و ایجاد حس کنجکاوی، تقاضا را در بازار مصرف زنده نگهمیدارند. این بازاریابی، نهتنها بر پایه معرفی یک ماده جدید، بلکه بر القای تفاوت و تمایز با مخدرهای شناختهشده گذشته شکل گرفته است. درواقع، تغییر برند و عنوان، ابزاری برای فریب مصرفکننده و حفظ بازار است.
گزارش شناسایی ۱۵نوع ماده مخدر و روانگردان جدید در کشور، بار دیگر موضوع «مواد نوظهور» را به صدر اخبار آورد. حسین ذوالفقاری، دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر با اعلام این خبر گفت: «این مواد در سطح جهانی مصرف میشوند و پس از دریافت گزارشها، وزارت بهداشت و سازمان بهداشت جهانی بررسیهای لازم را انجام میدهند و در صورت تأیید ماهیت مخدر بودن، به کشورها اعلام میشود که آن ماده در فهرست مواد مخدر قرار گیرد.»
به گفته ذوالفقاری «درحالحاضر ۱۵ نوع ماده روانگردان در مقادیر محدود با نامهایی چون بومزای، دستمال، کروکودیل، غبار میمون، سورچه، قات، کمیکال، کیتکت، اسپایس، فلاکا، فتانیل، ترنک، C-B۲، کتامین و بتل کتامین و کی ــ ۲ در کشور شناسایی شده است.»
مواد جدید یا نامهای تازه؟
برای بررسی ابعاد این موضوع با عباس دیلمیزاده، کارشناس حوزه اعتیاد گفتوگو کردیم. او درخصوص مسأله شناسایی مواد مخدر جدید در کشور توضیح میدهد: «آنچه در حال وقوع است، بیشتر به ظهور برندها و نامهای تازه مربوط میشود تا تولید مواد جدید. منشأ و ماده اولیه تولید اغلب این محصولات یکسان است و تنها در نوع و میزان افزودنیها تفاوتهای اندکی با هم دارند. درواقع، آنچه رخ میدهد، نوعی برندسازی است.»
دیلمیزاده برای توضیح این موضوع مثالی ساده میزند و ادامه میدهد: «مانند زمانی که به یک فروشگاه بزرگ مراجعه میکنید تا سس مایونز بخرید و با برندها و نامهای مختلفی روبهرو میشوید اما مواد اولیه همه آنها یکسان است. درباره مواد مخدر جدید نیز همین موضوع مطرح است. بنابراین، آنچه در جامعه بهعنوان مواد مخدر جدید مطرح میشود، در اصل همان مواد پیشین است که با افزودنیها و نامهای تازه عرضه میشوند.»
بنابراین، جوسازیهایی که برای معرفی مواد مخدر جدید در جامعه انجام میشود، موضوع جدیدی نیست و همان مخدرهای قبلی است که با نام تازهای به بازار عرضه شده است. این کارشناس حوزه اعتیاد تأکید میکند: «عرضهکنندگان مواد مخدر برای محصول خود به دنبال بازاریابی مؤثر هستند و برای جلب نظر مشتریان ــ بهویژه جوانان ــ از اسامی و برندهای متنوعی استفاده میکنند تا تصویری از یک محصول جدید و متفاوت ارائه دهند.»
اصل ماجرا؛ بازاریابی مواد مخدر
به باور این کارشناس حوزه اعتیاد، مسأله اصلی، شگرد بازاریابی سوداگران مواد مخدر است. او تأکید میکند: «فروشندگان مواد مخدر برای جذب مشتری، از نامها و برندهای متنوع استفاده میکنند تا محصول خود را بهعنوان مادهای جدید معرفی کنند. اصل ماجرا بازاریابی است.»
دیلمیزاده با اشاره به وضعیت درمان اعتیاد در کشور ادامه میدهد: «ما در حوزه کاهش تقاضا و درمان، نتوانستهایم بازاریابی مؤثری داشته باشیم. درحالیکه عرضهکنندگان با بهرهگیری از شگردهای بازاریابی، افراد زیادی را به سمت مصرف مخدر سوق میدهند.»
امروز اگر در حوزه درمان، فردی بخواهد وارد یک سیستم درمان واقعی و علمی و تخصصی شود، چند نام بیشتر در ذهنش خطور پیدا نمیکند؛ کمپ، متادون، بوپرنورفین و شربت اوپیوم و چند نام دیگر.
به گفته او «آمار مراجعه به مراکز درمانی برای ترک اعتیاد، طی پنج سال اخیر رشد قابلتوجهی نداشته است. این درحالیاست که عرضهکنندگان مواد مخدر با بهرهگیری از نامهای تجاری متنوع و بازاریابیهای گسترده، مخاطبان بسیاری را به سمت مصرف موادی سوق میدهند که درواقع ماهیتی یکسان با مخدرهای پیشین دارند.»
مبارزه با مواد مخدر
ستاد مبارزه با مواد مخدر، همانطور که از عنوان آن برمیآید، مسئولیت مبارزه با مواد مخدر را دارد اما موضوع این است که برخی کارشناسان افزایش مصرف مواد مخدر در کشور را ناشی از ترک فعلها در این حوزه میدانند.
دیلمیزاده درباره عملکرد ستاد مبارزه با مواد مخدر توضیح میدهد: «ستاد مبارزه با مواد مخدر یک سازمان مستقل نیست؛ بلکه دبیرخانهای متشکل از دستگاههای مختلف است. بنابراین، بهجای تمرکز بر ستاد، باید عملکرد دستگاههای عضو آن را بررسی کرد.»
وزارت بهداشت، وزارت رفاه، سازمان بهزیستی، آموزشوپرورش، نیروی انتظامی و قوه قضاییه ازجمله دستگاههایی هستند که در این ستاد عضویت دارند. به گفته این کارشناس حوزه اعتیاد «اگر کارنامه این دستگاهها توسط نهادهای مستقل و بیطرف ارزیابی شود، مشخص خواهد شد که بسیاری از آنها وظایف ذاتی خود را بهدرستی انجام ندادهاند.»
نقش خانواده در پیشگیری و درمان
دیلمیزاده به نقش خانوادهها نیز در پیشگیری از اعتیاد اشاره میکند و میگوید: «خانواده نقشی کلیدی در پیشگیری و درمان دارد. ضرورتی ندارد آموزشهای پیچیدهای به خانوادهها داده شود؛ آنچه اهمیت دارد استحکام بنیان خانواده است.» او جمعبندی میکند: «استحکام بنیان خانواده ــ و اینکه این نهاد اجتماعی بتواند بهعنوان یک واحد مستقل در جامعه عمل کند ــ هم در حوزه پیشگیری، هم در حوزه درمان و هم در حوزه بهبود کمککننده است. بنابراین استحکام بنیان خانواده و کمککردن اعضای خانواده به همدیگر بسیار مهم است.»