درهمین راستا، رئیسجمهور آمریکا این گفتوگوی خصوصی را بهشکل کامل برای عموم منتشرکردتاضمن تحقیر فرانسه، نشان دهد با این طراحی مخالف است. مکرون با لحنی ملتمسانه نوشته بود: «ما میتونیم کارای بزرگی تو سوریه و ایران انجام بدیم، چهکار به گرینلند داری، بیا بریم یک شامی بخوریم در پاریس، جلسه G۷ را هم در پاریس برگزار میکنیم و اوکراینیها، سوریها و روسیها رو هم دعوت میکنم.»
همزمان با انتشار این مطلب، اکانت شخصی ترامپ تصویری از رئیسجمهور و معاون آمریکا در حال برافراشتن پرچم ایالاتمتحده برفراز سرزمین قطبی گرینلند منتشر کرد که گویی حاوی پیام پیروزی سکاندار کاخسفید بر منازعه با متحدان دیرینه است. اختلافات آتلانتیکیها به ابعاد بیسابقهای طی یکسال اخیر رسیده، تروئیکای قاره سبز بارها تلاش کردند که با چانهزنی، امیال امپریالیستی آمریکا را تحدید کنند اما کاخسفید بیتوجه به هشتدهه شراکت راهبردی، یکجانبهگرایی خطرناکی را علیه نظام بینالملل اتخاذ کرده است.
آناتومی یک رابطه نابرابر
جمهوری پنجم فرانسه از زمان تاسیس توسط ژنرال شارل دوگل در ۵ اکتبر ۱۹۵۸ خواهان رویکرد استقلالطلبانه نسبت به جهانبینی واشنگتن بود. این ژست «سیاستخارجی منحصربهفرد» و «داعیه رهبری اروپا» همچنان در محافل تصمیمگیری پاریس طرفدارانی دارد. بههمین دلیل، مکرون داوطلب مهار یکجانبهگرایی واشنگتن بهعنوان نماینده خودخوانده قاره سبز شد.با وجود این، رئیسجمهور فرانسه درک نکرده است که در منظومه فکری ترامپ، دوستی شخصی بدون پشتوانه قوی میسر نیست.
تا بهامروز، چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا فقط رهبران چین و روسیه را برابر با خویش دانسته که این نوع نگاه خروجی اقتصاد قدرتمند، نیروی نظامی وسیع همچنین وسعت سرزمینی قابل توجه است. در برابر قدرتهای فوق، کشورهای اروپایی بهواسطه فقدان همبستگی و اتحاد نیرومند شریک برابری برای واشنگتن قلمداد نمیشوند.
فرانسه در مقایسه با آمریکا، روسیه و چین از نظر امنیتی قدرتی متوسط اما دارای فناوری محسوب میشود. گرچه کاخالیزه زرادخانه هستهای مستقل و ارتش حرفهای دارد اما در مقیاس توان نظامی و بودجه دفاعی با برتری جهانی آمریکا و ظرفیت سختافزاری گسترده روسیه و چین فاصله دارد. از منظر اقتصادی نیز پاریس با اقتصادی پیشرفته، متنوع و مبتنی بر خدمات و صنعت، جایگاهی باثبات در میان اقتصادهای بزرگ جهان دارد اما از نظر اندازه بازار، نفوذ مالی و نقش ارز ملی، پایینتر از اقتصادهای عظیم آمریکا و چین قرار میگیرد.
پایانی بر ملاحظات هنجاری
از سوی دیگر ظهور ترامپ با رویکرد تهاجمی افولی بر حقوق بینالملل و پیشبینیپذیری سیاست جهانی است. با مرگ نهادهای چندجانبهگرا نظیر سازمان ملل متحد، بازیگران سطوح اعتمادشان بهیکدیگر کاهش قابلتوجهی پیدا خواهد کرد. دنیای زورآزمایی به جنگلی عریان برای بازیگران کوچک و متوسط تبدیل خواهد شد که اتحادیه اروپا بیشتر نقش قربانی را خواهد داشت.در راستای همین زورگویی قدرتهای بزرگ، رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ، باردیگر برای پیشبرد اهداف خود به ابزار تهدید متوسل شد و گفت که احتمالا تعرفهای ۲۰۰ درصدی برای مشروبات الکلی فرانسه وضع خواهد کرد تا رئیسجمهور این کشور اروپایی امانوئل مکرون را وادار کند تا از تصمیم اولیه مبنی بر عدم پیوستن به «شورای صلح» غزه منصرف کند.
سکاندار کاخسفید در ادامه اظهارات خصمانه علیه مکرون افزود که هیچکس او را نمیخواهد و او بهزودی از سمتش برکنار خواهد شد. پیش تر رئیسجمهور فرانسه خواهان ترتیب نشستی در روز پنجشنبه آینده با محوریت ایران، سوریه، اوکراین و گرینلند در پاریس با حضور همتای آمریکایی بود که باتوجه به واکنش تند کاخسفید فعلا بهمحاق رفته است. باتوجه به مجادلات فوق، شکاف عمیق آتلانتیکیها بهسمت جدایی کامل طرفین یا پذیرش استیلای تمامعیار آمریکا در حال حرکت ارزیابی میشود.
نارضایتی از فرامین دیکتاتور
رویارویی متحدان دیرینه در دیوانسالاری ایالاتمتحده را بهنگرانی قابلتوجهی درباه حراست از منافع مشترک جهان غرب سوق داده؛ جنگ داخلی زمینه گسترش نفوذ چین و روسیه در شطرنج جهانی را تقویت خواهد کرد و برخی چهرههای دولت ترامپ نگران این موضوع هستند. در راستای همین روند، شبکه سیانان در گزارشی گفت: «در حالی که تیم ترامپ تا حد زیادی بر سر اهمیت کنترل آمریکا بر گرینلند به دلایل امنیتی با او همسوست، بسیاری از مشاوران ارشد او درباره بهترین روش انجام دادن این کار با او موافق نیستند.»
برخلاف مواضع رئیس جمهور آمریکا یکی از مشاوران ارشد ترامپ به سیانان خاطرنشان کرد: «ما نمیخواهیم گرینلند را به یکی از ایالتهایمان تبدیل کنیم اما تردیدی درباره این نیست که به دنبال اتحاد با آنها هستیم.» رسانه انگلیسی «آیپیپر» بهنقلاز منابع امنیتی در دو سوی اقیانوس اطلس همچنین افزود که روابط امنیتی و اطلاعاتی آمریکا و انگلیس به پایینترین سطح خود از دهه ۱۹۵۰ میلادی رسیده و این وضعیت، امنیت اروپا را در معرض تهدید قرار داده است.
بنابر حقایق میدان، رهبران قاره سبز برای مقابله با ترامپ درحال وارسی تجهیزات اقتصادیشان هستند؛ روزنامه والاستریت ژورنال با پرداختن به گزینههای پیش روی کشورهای اروپایی برای مقابله با این فشار اقتصادی در عین حفظ مواضع خود درباره استقلال گرینلند در گزارشی تصریح کرد: «با وجود اینکه کشورهای اروپایی به صورت جداگانه توان مقابله با تعرفههای ۱۰ درصدی آمریکا را ندارند، اتحادیه اروپا میتواند با استفاده از فهرست کالاهای آمریکایی به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برای تعرفههای متقابل، یا حتی تعلیق بخشهای کلیدی توافق تجاری با آمریکا، هزینه این اقدامات را افزایش دهد.» درواقع، لشکرکشی تعرفهای برادران آتلانتیکی، مهر پایانی بر اتمام آینده مشترک جهان غرب در تحولات آتی نظام پرآشوب جهانی است.
نقطه صفر نظم جهانی جدید
در نگاه اول، دلیل پافشاری کاخسفید بر تصاحب گرینلند به اندازه گسست راهبردی با اروپا ارزشمند به نظر نمیآید اما گرینلند به نقطه صفر یک نظم جهانی جدید تبدیل شده؛ جایی که قدرتهای بزرگ حوزههای سلطهشان را تعریف میکنند، اگر هوشیار نباشیم. کشورهای اروپایی اکنون دریافتهاند که این روند برای کشورهای کوچکتر فاجعهبار است.» ترامپ تلاش برای تصاحب گرینلند و پیش از آن ونزوئلا را زیر چتر «دفاع نیمکرهای» پنهان کرده و مدعی است که ایالات متحده برای امنیت خود به کنترل کامل قاره آمریکا نیاز دارد؛ ادعایی که در استراتژی امنیت ملی جدیدش نیز تکرار شده است. این نگاه، قطب شمال را از منطقهای برای همکاری مشترک به عرصهای رقابتی و پرتنش تبدیل میکند؛ فضایی شبیه به «بازی بزرگ» دوران استعماری، جایی که ابرقدرتها از فراز قطب شمال با یکدیگر روبهرو میشوند.
گرینلند دروازه اصلی دفاع نیمکرهای است. مسأله فقط ذوب شدن یخها نیست؛ مشکل این است که آیا میتوان به یک کشور کوچک در آنسوی جهان اعتماد کرد تا امنیت ورودی اصلی آمریکا را تضمین کند. این ریسک برای آمریکا بیش از حد بالاست. یکی از چالشهای بزرگ این است که شورای قطب شمال نهادی که با دادن صدای برابر به هشت کشور قطبی، آرامش منطقه را حفظ کرده بود اکنون عملا از کار افتاده است؛ همکاری با روسیه پس از تهاجم گسترده این کشور به اوکراین در سال ۲۰۲۲ معلق شد. یک دیپلمات از یکی از کشورهای قطبی گفت: «این وضعیت به وضوح چشمانداز ما از یک قطب شمال آرام را تهدید میکند، زیرا ابزار اصلی این چشمانداز دیگر کار نمیکند.»