حمایت قاطع نهادهایی چون سازمان همکاری شانگهای، گروه بریکس و ائتلاف ۱۷کشور مدافع منشور ملل متحد، نشان داد که دوران دیکتاتوری سیاسی غرب به پایان رسیده و هرگونه تلاش بیگانگان برای تغییر حاکمیت در ایران، با واکنشی زنجیرهای و پرهزینه در سطح بینالمللی مواجه خواهد شد.
جبهههای متحد در برابر قانونگریزی
در حالی که رسانههای غربی تلاش میکردند چهرهای موجه از آشوبهای هدایتشده ارائه دهند، بیانیه ۱۷کشور عضو «گروه دوستان مدافع منشور ملل متحد» (شامل قدرتهایی نظیر روسیه، چین، الجزایر، کوبا و ونزوئلا) همچون پتکی بر بدنه این روایت دروغین فرود آمد. این گروه با ادبیاتی صریح، اقدامات آمریکا و رژیمصهیونیستی در بهخشونت کشاندن تجمعات را محکوم کرده و آن را «نقض آشکار اصول منشور ملل متحد» دانستند. در بخشی از این بیانیه که لرزه بر اندام دیپلماسی مداخلهجوی غرب انداخت، بر این نکته تأکید شد که: «تحریک به خشونت، حمایت از اقدامات تروریستی و تهدید به استفاده از زور علیه ایران، نه تنها حمله به یک دولت، بلکه یورش به ثبات بینالمللی است. ما نسبت به هدف قرار گرفتن غیرنظامیان، کودکان و نیروهای حافظ امنیت توسط عناصر تروریستی مورد حمایت خارجی ابراز نگرانی عمیق کرده و خواهان محکومیت صریح این رفتارهای غیرمسئولانه توسط دبیرکل سازمان ملل هستیم». این موضعگیری نشان داد ایران در نبرد حقوقی و بینالمللی، تنها نیست و جبهه متحدی از کشورهای جنوب جهانی و قدرتهای اوراسیا، هرگونه مداخله در امور داخلی ایران را به مثابه تهدیدی علیه خود تلقی میکنند.
شانگهای؛ ایران بخشی از امنیت قلب زمین
یکی از نقاط عطف در حمایتهای بینالمللی از ایران، بیانیه صریح و مکتوب دبیرخانه سازمان همکاری شانگهای بود که با ادبیاتی دقیق، پرده از ماهیت حوادث اخیر برداشت. در بخشی از این موضعگیری راهبردی که متناسب با روح منشور این سازمان تنظیم شده بود، آمده است:«کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، هرگونه تلاش برای بیثباتسازی جمهوری اسلامی ایران از طریق تحریکات خارجی وابزارهای تروریستی رامحکوم کرده وبر ضرورت رعایت اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها تاکید میورزند. معتقدیم امنیت ایران،بخشی جداییناپذیر ازامنیت پایداردرمنطقه اوراسیاست و با هرگونه سوءاستفاده از مفاهیم حقوقبشری برای پیشبرد مقاصدسیاسی وضربه زدن به حاکمیت ملی مخالفت میکنیم.».
این بیانیه به خوبی نشان داد که اعضای شانگهای، حوادث ایران را نه یک اعتراض مدنی، بلکه در زمره «سه نیروی شر» (تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی) طبقهبندی کردهاند که ریشه در تحریکات دستگاههای اطلاعاتی غرب دارد. این موضعگیری رسمی، عملا مشروعیت بینالمللی فشارهای غرب را از بین برد. سازمان همکاری شانگهای با نگاهی واقعبینانه، حوادث اخیر را نه یک پدیده اجتماعی، بلکه نمودی از «تروریسم و افراطگرایی» هدایتشده دانست. این سازمان با تاکید بر اینکه امنیت ایران، بخشی جداییناپذیر از امنیت قلب زمین (اوراسیا) است، نشان داد عصر «کدخدامنشی» آمریکا به پایان رسیده است.اعضای شانگهای به خوبی میدانند که هدف غرب از بیثباتسازی ایران، ایجاد یک «سیاهچاله امنیتی» برای ضربه زدن به روسیه و چین است؛ لذا حمایت آنها از حاکمیت ایران، یک دفاع راهبردی از امنیتِ کل قاره است.
هزینه «نجومی» دخالت نظامی برای غرب
امروز این پرسش مطرح است که چرا آمریکا و اسرائیل علیرغم لفاظیهای تند، از هرگونه ماجراجویی سختافزاری علیه ایران هراس دارند؟ پاسخ را باید در پیوند خوردن امنیت ایران با منافع حیاتی ۱۷ کشور مدافع منشور و بلوکهای قدرت در شرق جستوجو کرد. ورود ایران به پیمانهای راهبردی، محاسبات «هزینه-فایده» را به سه دلیل علمی و منطقی دگرگون کرده است:
۱. پیوستگی امنیت ملی ایران با امنیت انرژی و تجارت جهانی: ایران امروز لنگرگاه ثبات در کریدورهای راهبردی نظیر «شمال-جنوب» و طرح «کمربند-جاده» است. وقتی ۱۷ کشور از چهار قاره جهان (از آسیا و آفریقا تا آمریکای لاتین) در کنار ایران میایستند، پیامی روشن به پنتاگون مخابره میکند: «ایران تنها نیست.» هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، به معنای قطع شریانهای حیاتی اقتصاد در منطقه و برهم خوردن امنیت اقتصادی جهان خواهد بود. در علم استراتژی، این یعنی «بازدارندگی از راه ادغام منافع»؛ جایی که هزینه حمله به ایران، برابر با هزینه رویارویی با نیمی از قدرت اقتصادی و جمعیتی جهان است.
۲. مشروعیتزدایی از مداخلات غربی: آمریکا همواره برای جنگافروزی به دنبال ایجاد «اجماع دروغین» است اما حضور دهها کشور در جبهه مدافعان حاکمیت ایران، عملا ابزار مشروعیتسازی را از دست واشنگتن خارج کرده است. وقتی کشورهایی چون الجزایر، بلاروس، کوبا و بولیوی در کنار قدرتهای بزرگ شرقی، مداخله در ایران را محکوم میکنند، هرگونه اقدام نظامی آمریکا بهعنوان یک «جنایت جنگی آشکار» و «تجاوز غیرقانونی» در افکار عمومی جهان ثبت میشود. این انزوای سیاسی، هزینههای دیپلماتیک هرگونه حماقت نظامی را برای کاخ سفید به شدت بالا برده است.
۳. تابآوری در برابر جنگ ترکیبی و تروریسم دولتی: ورود ایران و همکاری گسترده در بریکس و شانگهای، به ایران اجازه داده است تا «سپر مالی» خود را در برابر تروریسم اقتصادی غرب تقویت کند. از منظر علمی، وقتی یک کشور میتواند از بنبستهای بانکی غرب عبور کند، پروژه «فروپاشی از درون» که پیشزمینه حمله نظامی است، با شکست مواجه میشود. ائتلاف کشورهای مدافع منشور ملل متحد با تأکید بر محکومیت تروریسم علیه نیروهای مجری قانون در ایران، عملا نقشه غرب برای تضعیف اقتدار امنیتی ایران را بیاثر کردند.
نفاق غربی و بیداری وجدانهای آزاده در جهان
بخش مهمی از این کارزار جهانی، در بیداری ملتها نهفته است. در حالی که رسانههای لندنی و سعودی برای کشته شدن کودکان در عملیاتهای تروریستی (نظیر آنچه کرمانشاه گذشت) سکوت پیشه کردند، کشورهای مدافع منشور ملل متحد با نام بردن از این جنایات، نفاق غربی را به چالش کشیدند. این برخورد دوگانه غرب که از یک سو مدعی حقوق بشر است و از سوی دیگر از عوامل ترور غیرنظامیان و تخریب اموال عمومی حمایت میکند باعث شد تا نه تنها دولتها، بلکه اقشار مختلف مردم در سراسر جهان، از آمریکای لاتین تا جنوب آسیا، در کنار ملت ایران بایستند. از همین رو در روزهای گذشته شاهد برگزاری اجتماعاتی در حمایت از حاکمیت جمهوری اسلامی و محکوم کردن دخالتهای دولت آمریکا و نهادهای جاسوسی و امنیتی مانند موساد در حوادث ایران بودهایم.
اسرائیل؛ بازنده بزرگِ اقتدارِ شرقی ایران
رژیم صهیونیستی که بر روی «گسست ایران از جهان» شرطبندی کرده بود، اکنون خود را در برابر یک ایرانِ مقتدر میبیند که از حمایت رسمی کشورهای مدافع قانونگرایی بینالمللی برخوردار است. تلآویو به خوبی درک کرده است که هرگونه تعرض به ایران، با واکنشِ کشورهایی مواجه خواهد شد که دیگر حاضر نیستند نظم بینالمللی را فدای زیادهخواهیهای صهیونیسم کنند. این موضوع، یعنی «تغییر موازنه وحشت»؛ جایی که ایران با تکیه بر دیپلماسی فعال و پیوندهای راهبردی، اسرائیل را در لاک دفاعی فرو برده است.
طلوع حقیقت در عصر پس غرب
تحولات اخیر و سیل حمایتهای جهانی از ایران، نشاندهنده واقعیتی انکارناپذیر است: ایران به سلامت از پیچ تاریخی «جنگ ترکیبی» عبور کرده است. همبستگی بیسابقه قدرتهای شرقی گواهی بر این است که نقشه قدرتهای غربی برای تغییر حکومت در ایران، به دلیل پیوندهای عمیق ایران با قطبهای جدید قدرت، به بنبست قطعی رسیده است. امروز ایران نه یک کشور تحت محاصره، بلکه کنشگری مقتدر است که در قلب جبهه جهانی علیه یکجانبهگرایی میدرخشد. حمایت از حاکمیت ایران، اکنون به نمادی از «مقاومت جهانی در برابر بیقانونی آمریکا» تبدیل شده است.
لاوروف: عناصر خارجی بهدنبال بیثباتی ایران هستند
وزیرخارجه روسیه در کنفرانس مطبوعاتی روز گذشته خود تأکید کرد: تلاش نیروهای خارجی برای بیثباتسازی وضعیت سیاسی داخلی ایران عمیقا نگرانکننده است. وی همچنین گفت: ایالات متحده در حال تهدید کوبا و دیگر کشورهای آمریکای لاتین است.
لاوروف درادامه حمله اخیر آمریکا به ونزوئلا و بازداشت مادورو را «تهاجم مسلحانه فاحش» توصیف کرد. وزیر خارجه روسیه خاطرنشان کرد: امروز در جهان، بازی «هر کسی که قویتر است، حق با اوست» در جریان است.
وزیر امورخارجه روسیه در ادامه تاکید کرد:مسکوعلاقهمند است تابه کاهش تنشهای به وجود آمده هم درجمهوری اسلامی ایران و هم در ونزوئلا کمک کند. وزیرامورخارجه روسیه درپاسخ به پرسشی درباره چشمانداز تجارت با ایران پس از تعرفه ۲۵درصدی دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا بر مبادلات تجاری کشورها با تهران نیز گفت: مناسبات و تجارت روسیه با ایران توسعه خواهد یافت. وی یادآور شد: ما با جمهوری اسلامی ایران برنامههای خوبی برای همکاری داریم، نه تنها در تجارت، بلکه در حوزه سرمایهگذاری. لاوروف افزود: همکاری دو کشور برای توسعه نیروگاه بوشهر و همچنین کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب بین روسیه،جمهوری آذربایجان و ایران درحال انجام است.وی ادامه داد: بسیاری از پروژههای دیگر نیز در همکاری مشترک مسکووتهران درحال انجام است و دلیلی نمیبینیم این پروژهها را متوقف کنیم.