سیاست خارجی آمریکا، در دوران ترامپ همواره بر یک اصل ثابت استوار بوده است: اولویت مطلق منافع ایالات متحده، حتی اگر هزینه آن نقض حاکمیت کشورها، تضعیف اقتصادهای ملی، بیثباتسازی امنیت منطقهای و قربانی شدن رفاه میلیونها انسان باشد.
تفاوت ترامپ با اسلاف خود نه در ماهیت این سیاست بلکه در عریان بودن و بیپرده بودن آن است. آنچه پیشتر در پوشش دیپلماسی، ائتلافسازی و ادبیات چندجانبهگرایی اعمال میشد اکنون با تهدید، تعرفه، فشار مستقیم و منطق قانون جنگل پیگیری میشود.
حضور دولت ترامپ در داووس نه با هدف گفتوگو یا یافتن راهحلهای مشترک برای بحرانهای جهانی بلکه برای اعلام یک پیام روشن انجام شد: نظم موجود باید تغییر کند، اما نه به نفع جهان بلکه به سود آمریکا.
بیانیهای که وزیر بازرگانی ایالات متحده برای توجیه این حضور منتشر کرد، سندی گویاست از نوع نگاه واشنگتن به اقتصاد و سیاست جهانی. در این روایت، آمریکا خود را قربانی جهانیگرایی معرفی میکند و مدعی است بازسازی قدرت ملیاش نهتنها به جهان آسیب نمیزند بلکه رفاه جهانی را نیز تضمین میکند.
اما این روایت بیش از آنکه تحلیلی واقعگرایانه باشد، بازنویسی گزینشی تاریخ اقتصاد جهانی است؛ جهانیگراییای که آمریکا امروز آن را «شکستخورده» میخواند، دقیقا همان ساختاری است که دههها در خدمت گسترش نفوذ اقتصادی، مالی و سیاسی واشنگتن قرار داشت. شرکتهای چندملیتی آمریکایی، نظام مالی دلارمحور و نهادهای بینالمللی تحت نفوذ غرب، بیشترین سود را از همین نظم بردهاند. اکنون که بخشی از هزینههای این ساختار به داخل آمریکا بازگشته، دولت ترامپ ترجیح میدهد بهجای اصلاح جمعی، کل سازه را با منطق زور بازطراحی کند.
اختلافات کمسابقه میان آمریکا و اروپا در داووس_ بهویژه بر سر موضوعاتی، چون گرینلند_ تعرفههای تجاری و تعهدات امنیتی، تنها نشانهای سطحی از بحران عمیقتر روابط آتلانتیکی است. اروپا که طی دههها سیاستهای امنیتی، اقتصادی و حتی فناوری خود را با واشنگتن هماهنگ کرده بود، اکنون با واقعیتی تلخ روبهروست: در معادله «اول آمریکا»، جایی برای منافع متحدان سابق وجود ندارد.
موضوع گرینلند_ که بهظاهر یک اختلاف ارضی یا امنیتی است_ درواقع نماد نگاه ابزارمحور آمریکا به حاکمیت کشورهای اروپایی محسوب میشود. تهدیدات اقتصادی و تعرفهای علیه اروپا در صورت عدم همراهی، این پیام را منتقل میکند که حتی اصول بدیهی اتحاد و احترام متقابل نیز میتوانند قربانی جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی شوند. برای پایتختهای اروپایی، این رفتار نه یک اختلاف مقطعی بلکه نشانهای از تغییر بنیادین در رفتار آمریکاست.
پیامد مستقیم این تنشها بیش از هر چیز در آینده پیمان آتلانتیک شمالی نمایان شده است. ناتو که زمانی ستون اصلی امنیت جمعی غرب بود، اکنون با بحران اعتماد روبهروست. رویکرد دولت ترامپ در مشروط کردن تعهدات امنیتی، نگاه هزینه_فایده به دفاع جمعی و استفاده ابزاری از تهدید خروج یا کاهش حمایت، بنیانهای این اتحاد را متزلزل کرده است.
بحث فروپاشی یا تضعیف جدی ناتو دیگر صرفا یک سناریوی نظری نیست. اختلافات بر سر روسیه، جنگ اوکراین، تقسیم بار مالی و موضوعی، چون گرینلند نشان میدهد شکاف میان دو سوی اقیانوس اطلس ساختاری شده است. اروپا که سالها به چتر امنیتی آمریکا تکیه داشت، ناگهان خود را در برابر این پرسش میبیند که آیا این چتر همچنان وجود دارد یا صرفا ابزاری برای اعمال فشار سیاسی است.
جنگ اوکراین یکی از نخستین میدانهایی است که آثار این شکاف را بهوضوح نشان میدهد. کاهش هماهنگی میان آمریکا و اروپا، تردید در تداوم حمایتها و تبدیل کمکهای نظامی و اقتصادی به اهرم چانهزنی سیاسی، موقعیت کییف را بیش از پیش متزلزل کرده. برای اوکراین که بقای خود را به انسجام غرب گره زده بود، اختلافات داخلی غرب پیام روشنی دارد: اتحاد دیگر تضمینشده نیست.
این وضعیت نشان میدهد سیاست «اول آمریکا» حتی برای متحدانی که در خط مقدم بحرانها قرار دارند نیز امنیت پایدار ایجاد نمیکند. منافع کوتاهمدت واشنگتن بهسادگی میتواند جایگزین تعهدات راهبردی شود.
آنچه در داووس امسال رخ داد، فراتر از یک اختلاف دیپلماتیک یا اقتصادی است. این نشست تصویری روشن از جهانی ارائه داد که در آن قواعد مشترک، نهادهای بینالمللی و مفهوم همکاری جمعی، در برابر منطق قدرت عریان عقبنشینی میکنند. وقتی بزرگترین اقتصاد و قدرت نظامی جهان آشکارا اعلام میکند که قواعد فقط تا جایی معتبرند که منافعش را تأمین کنند، پیامد آن بیثباتی گسترده و گسترش رقابتهای مخرب خواهد بود.
کشورهای خارج از بلوک غرب نیز این تحولات را با دقت دنبال میکنند. تضعیف اتحادهای سنتی غرب، فرصتهایی برای بازیگران دیگر ایجاد میکند تا نظمهای بدیل را پیشنهاد دهند. بدین ترتیب سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا نهتنها اروپا بلکه جایگاه جهانی غرب را نیز با چالش جدی مواجه کرده است.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد