به گزارش خبرنگار جامجم، شهرام ۴۵ساله، اوایل تیرماه سال گذشته در جریان اختلاف با همسایهاش، او و همسرش را با ضربات چاقو در خانهشان واقع درمحله کارگر جنوبی به قتل رساند.تیم جنایی باحضور درمحل قتل، درراهپلههای ساختمان، با جسد زن و شوهری جوان مواجه شد که براثر ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند. در صحنه، پسر حدود سهسالهای با لباس خونین و حالت بهتزدگی حضور داشت که فرزند مقتولان بود. گزارشهای اولیه نیز حکایت از آن داشت که این زن و شوهر در جریان درگیری با یکی از همسایهها به قتل رسیدهاند و عامل این جنایت قبل از رسیدن پلیس فرار کرده است. تردد متهم نزدیک صحنه جنایت بهسرعت شناسایی شد و تیم پلیس بلافاصله او را به اتهام مباشرت در قتل عمدی بازداشت کرد.
اعتراف به قتل
متهم پس ازدستگیری درباره انگیزه قتل مدعی شد:کارمند یک شرکت هستم، متأهلم و یک پسر ۱۲ساله دارم. فارغالتحصیل مدیریت بازرگانی هستم و برای اولین بار است بازداشت میشوم. مقتولان مالک طبقه اول بودند و من و خانوادهام هشت ماه میشد که در واحد طبقه همکف بهعنوان مستاجر زندگی میکردیم.
یک ماه بعد از حضورمان اختلاف ما با مرد همسایه آغاز شد. سر شارژ ساختمان، تعمیرات، هزینه آب، گاز و ... اختلاف و دعوا داشتیم. شب قبل از حادثه چهارمیلیون تومان از من بابت تعمیرات ساختمان خواست. پولی ندادم و سر کار رفتم. صبح روز بعد که به خانهام برگشتم، چاقویی برداشتم تا سراغش بروم. مقابل خانهشان رفتم، صدای او و زنش میآمد. در نیمهباز بود که آن را باز کردم. فریاد کشیدیم و گلاویز شدیم. همانجا برای تنبیه سه ضربه به او زدم. زنش ترسیده بود و رفت از آشپزخانه دو چاقو آورد، یکی را به شوهر زخمیاش داد و دیگری هم دست خودش بود. پسر خردسالش گریه میکرد. خشم، وجودم را گرفته بود. با چاقو ضربهای به کمر آن زن زدم که کف اتاق افتاد. ۱۱ضربه دیگر نیز به شوهرش زدم. چاقو را هم در خانهشان انداختم. باورم نمیشد این کار را انجام دادهام. تصمیم گرفتم بروم بالای یک بلندی و از آنجا خودم را پرت کنم، اما صدای مرد همسایهمان را شنیدم که میگفت فرار نکن. به اورژانس زنگ زدم. دلم به حال زن و بچهام سوخت و فرار نکردم. پلیس آمد و بازداشت شدم.
در اولین جلسه دادگاه چه گذشت؟
با تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه قتل، برای متهم کیفرخواست صادر شد. متهم مذکور شهریور امسال برای نخستینبار در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. در ابتدای جلسه محاکمه، اولیای دم قربانیان برای او درخواست قصاص کردند.
شهرام هم در دفاع از خودگفت: یک ماه بعد ازحضورمان دراین ساختمان، آزارمدیر ساختمان شروع شد.سر هر موضوعی آب و برق را قطع میکرد. برای هزینهها هم پول میخواست. طوری رفتار میکرد که نمیتوانستم از در دوستی وارد شوم. یکبار پیش از این با هم درگیر شدیم که او از من شکایت کرد. همسرم سراغش رفت تا رضایت بگیرد، اما برخورد خوبی نداشت. من شبکار بودم و روز حادثه وقتی به خانه آمدم سراغش رفتم تا حرف بزنم. برای احتیاط هم چاقویی با خودم بردم. دوباره درگیر شدیم که مدیر ساختمان به همسرش گفت از آشپزخانه چاقو بیاور. او هم چاقو آورد که حتی ضربهای زد و لباسم پاره شد. من هم ضربهای به زن زدم که افتاد و بعد هم ضربههایی به شوهرش وارد کردم. پس از دفاعیات متهم به قتل، قضات برای صدور رأی وارد شور شده و او را به دوبار قصاص محکوم کردند.
محاکمه دوباره
با اعتراض متهم به حکم مجازاتش، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد. قضات دیوان عالی کشور در جریان رسیدگی به رأی دادگاه به آن نقص گرفته و پرونده را برای رفع آن به دادگاه بازگرداندند. یکی از موضوعات مورد نظر دیوان عالی کشور، زمان مرگ دو قربانی بود؛ اینکه کدامیک زودتر جان باخته بودند؟ با رفع نواقص پرونده، شهرام برای دومین بار پای میز محاکمه ایستاد. اولیای دم دو قربانی دراین جلسه هم برای شهرام درخواست قصاص کردند.اوهم پس از قرارگرفتن در جایگاه با تکرار حرفهای قبلی خود گفت: پشیمان و شرمنده اولیای دم هستم. قصد قتل نداشتم. آن روز به خانهشان رفتم تا بابت شکایتی که از من کرده بودند رضایت بگیرم دعوایمان شد و در عصبانیت مرتکب قتل شدم. آنها هم چاقو داشتند.
رئیس دادگاه: اگر قصد حرفزدن داشتی چرا با خودت چاقو بردی؟
متهم به قتل: من همیشه همراه خودم چاقو دارم.
پس از این دفاعیات قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.