به گزارش خبرنگار جامجم، شامگاه بیستوهشتم دی امسال زنی با پلیس ۱۱۰ تهران تماس گرفت و از درگیری در خانه زن همسایهشان در محله خانیآبادنو خبر داد. مأموران با حضور در محل پی بردند خانواده این زن هم با کلید یدکی وارد خانه شده و جسد او را در اتاق نشیمن در حالی یافتهاند که ساعاتی از مرگ این زن میگذشت و وسایل خانهاش بههم ریخته و طلاهایش به سرقت رفته بود و مادر مبتلا به آلزایمر وی هم متوجه مرگ او نشده بود. همچنین مأموران به تحقیق از همسایههای مقتول پرداختند که معلوم شد مردی جوان مهمان او بوده و بعد از آن صدای دعوا و درگیری شنیدهاند. مرد جوان هراسان از خانه این زن بیرون آمده و فرار کرده بود. خانواده مقتول با تماس همسایهها و حضور در منزل متوجه فوت او شدند و به ماموران اطلاع دادند. مأموران در بازبینی فیلم دوربین مداربسته ساختمان و اطراف آنجا تصویر مرد فراری را یافتند. تصویر مرد مورد شناسایی اعضای خانواده قرار گرفت و گفتند او برادرزاده شان است. همچنین پی بردند که پیش از فرار برادرزاده مقتول، جوانی که ماسک بر چهره داشت ازهمان ساختمان خارج شده و سپس او و متهم با هم از آنجا گریختند. همین سرنخ کافی بود تا مأموران احتمال دهنداین دونفر دراین سرقت مرگبارنقش داشتهاند. مأموران برای دستگیری برادرزاده مقتول اقدام کردند که او در منزل نبود و خانوادهاش هم خبری از او نداشتند. شامگاه سیام دی امسال رد قاتل فراری در خانهای در جنوب شهر تهران به دست آمد و ماموان متهم را دستگیر کردند. مرد جوان با انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران در بازجویی وقتی فهمید مورد شناسایی همسایهها قرار گرفته و فیلم دوربین مداربسته هم تصویرش را موقع ورود و خروج ثبت کرده، ناچار سکوت خود را شکست و گفت: دچار مشکلات مالی شده بودم و هر چه کردم این مشکلات حل نشد. سراغ یکی از دوستانم رفتم تا از او کمک بگیرم اما او هم وضع مالیاش بدتر از من بود. بنابراین تصمیم به سرقت گرفتیم تا مشکلات مالیمان را حل کنیم. یادم آمد عمهام طلاهای زیادی دارد و میتوانیم با سرقت و فروش طلاها مشکلات هردویمان را حل کنیم. موضوع را با دوستم در میان گذاشتم که قبول کردوبا من همراه شد. طبق نقشه بهعنوان مهمان به خانه عمهام رفتم و بعد دوستم در پشتبام پنهان شد.عمهام هنگام پذیرایی ازمن وقتی سمت آشپزخانه رفت در خانه را باز کردم و دوستم وارد منزل شد. عمهام با دیدن جوان غریبه در خانه داد و فریاد راه انداخت که از او خواستیم ساکت شود وهرچه طلا دارد به ما بدهد تا بدون سروصدا محل را ترک کنیم اما عمهام قبول نکرد و خواست از خانهاش بیرون برویم. باهم درگیر شدیم ودر ادامه بادستانمان اورا خفه کردیم. بعد همه طلاها را برداشتیم.همدستم زودتر ازمن خارج شدتاهمسایهها متوجه مانشوند.بعد هم من بیرون رفتم وفرار کردیم. طلاها را به مبلغ سه میلیارد تومان فروختیم که پول آن در کارت بانکام مانده بود.
با اعتراف متهم، همدستش نیز بازداشت شد و به همکاری با او در این سرقت مرگبار اعتراف کرد.
برای متهمان از سوی بازپرس شعبه هشتم دادسرای جنایی تهران قرار قانونی صادرشدوتحقیقات در این رابطه ادامه دارد.