در حوزه امنیتی، ترامپ با زیر سؤال بردن حمایت آمریکا از ناتو و بستن شیر کمکهای نظامی به اوکراین، اروپا را زیر فشار گذاشت تا هزینههای دفاعی خود را بالا ببرد یا به استقلال دفاعی روی آورد.
همزمان کاخسفید با ابراز تمایل به تصاحب گرینلند، سطح تنش را طی روزهای اخیر به بالاترین سطح رسانده و لحن سرکردگان دوسوی آتلانتیک رنگوبوی خصمانهتری گرفته است.
در همین راستا، روزنامه فایننشالتایمز از قول مقامات اروپایی خاطرنشان کرد که بسته حمایتی ۸۰۰میلیارد دلاری بهواسطه اختلافات حول محور گرینلند به محاق رفته است. پیشتر نیز ناتو برنامه اشتراکگذاری اطلاعات با آمریکا را کاهش داد؛ اقدامی که در هشت دهه تاریخ این پیمان کمسابقه است.
مته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک نیز هشدار داد که اگر آمریکا به یک کشور عضو ناتو حمله کند، «همهچیز متوقف میشود.»
جنگ تعرفهای با شرکا
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در ۲ آورریل ۲۰۲۵ (۱۳ فروردین ۱۴۰۴) موسوم به «روز آزادی» به جهانیان ثابت کرد که با اسلاف چهار دهه گذشتهاش تفاوت آشکاری دارد. مطابق «فرمان اجرایی ۱۴۲۵۷» دولت فدرال در این روز بر کلیه شرکای تجاری تعرفههای ۱۰ تا ۵۰ درصدی وضع کرد تا به «عصر تجارت آزاد» که واشنگتن از پایان جنگ جهانی دوم ادعای حراست آن را داشت پایان دهد.
آغاز جنگ جهانی تعرفهای تنها بخش کوچکی از مجموعه سیاستهای هرجومرجطلب سکاندار کاخسفید در امور بینالملل بود؛ تحقیر مداوم متحدان دیرینه اروپایی، تعرض به تاسیسات هستهای ایران، ربایش نیکلاس مادورو و همچنین مداخلات بیسرانجام در باریکه غزه و جنگ علیه یمن و اوکراین زمینه ظهور آنارشی بیمانند را به کشورهای جهان ارزانی داشته است.
امواج بیثباتی ترامپ تنها گریبان بازیگران نظام بینالملل را نگرفت و شهروندان آمریکایی از ترس ماموران اداره گمرک موسوم به «آیس» مدارک تابعیتشان را در کوچه و خیابان حمل میکنند. سایه حکومت پلیسی کاخسفید بر آمریکا زمینه چند دور اعتراضات نظیر «نه به پادشاه» و «اعتراضات زمستانی مینهسوتا» علیه منش اقتدارگرایانه دولت فدرال را هموار کرده است.
با توجه به افول محبوبیت ترامپ در کنار نارضایتی عمومی از سیاستهای اقتصادیاش، باید انتظار شکست کاخسفید در انتخابات میاندورهای را داشت؛ موضوعی که نگرانی چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا نسبت به «سومین استیضاح» را روزبهروز افزایش میدهد.
عقبنشینی در برابر رقبا
دولت دوم ترامپ، برخلاف شعارهای تهاجمی و بلندپروازانهاش، در موارد مهمی پا پس کشیده و در برابر رقبا عقبنشینی کرده است.
بهعنوانمثال،تهدید و درنهایت تأخیر و حتی رد اقدام نظامی مستقیم علیه جمهوری اسلامی ایران در چند مقطع، بازتابدهنده محاسبه مجدد سیاست واشنگتن بود؛ تصمیمی که رسانهها آن را عقبنشینی در برابر پیامدهای پرهزینه احتمالی دانستند و تحلیل کردند که ترکیب فشار دیپلماتیک، محاسبات هزینه ــ فایده و نگرانی از واکنشهای جهانی باعث شده رئیسجمهور آمریکا گام جنگی برندارد.
روابط با روسیه نیز در این دوره دستخوش بازتعریف شده است؛ در اجلاس سال ۲۰۲۵ میان ترامپ و پوتین در آلاسکا، هیچ توافق جدی درباره پایان جنگ اوکراین حاصل نشد و ترامپ بعدها تلویحا بار مسئولیت مذاکره را به دوش اوکراین انداخت که نشانهای از کاهش فشار مستقیم کاخسفید بر مسکو در مناقشات ژئوپلیتیک بزرگ ارزیابی میشود. این نوع برخورد، در مقابل انتظارات رایج درباره مواجهه سخت با روسیه، بهعنوان نوعی عقبنشینی از سیاست رقابت با قدرت قدیمی اوراسیاست.
همزمان، روابط اقتصادی با چین و پیامهای رسمی دو طرف منعکسکننده فضایی متفاوت از رقابت کامل است. وزارت امور خارجه چین در روزهای اخیر بر ضرورت همکاری با آمریکا تأکید کرده وگفته که رویارویی به ضرر هر دو کشور است، بااینحال کاخسفید با اعمال تعرفههای ۴۷.۵درصدی برمحصولات چینی به جنگ بزرگترین کارخانه تولیدی جهان رفت. تحلیلهای رسانهای و نظرسنجیهای بینالمللی حاکی از آن است که سیاستهای ترامپ در عمل به تقویت موقعیت چین در عرصه جهانی کمک کردهاند. نظرسنجیهای گسترده نشان میدهد که تحت سیاست اول آمریکا و تغییر اولویتها، اعتماد و نفوذ چین در بسیاری از کشورها بالا رفته و تصویر جهانی آمریکا تضعیف شده است؛ نتیجهای که تحلیلگران آن را بهعنوان نوعی عقبنشینی غیرمستقیم آمریکا در رقابت با چین تعبیر کردهاند، چون تمرکز واشنگتن بهجای تقابل سخت بر بازارها و توافقهای اقتصادی موقتی استوار شده است.
حکومت وحشت بر ایالات آمریکایی
گزند رویکرد اقتدارگرایانه ترامپ، محدود به خارجیها نیست و شهروندان آمریکایی نیز اسیر رویکردهای خصمانه وی طی یکسال اخیر بودند. صدور دستورهای اجرایی برای تقویت نیروهای فدرال و اختیارات گسترده در برخورد با معترضان، گسترش نقش نیروهای سرکوب کاخسفید و شبهنظامیان در شهرها واستفاده از نیروهای گارد ملی برای سرکوب اعتراضات محلی ازجمله اقدامات ترامپ علیه مردم آمریکاست. از دید سازمانهای مدافع حقوقبشر، این اقدامات نشانهای از افزایش تمرکز قدرت اجرایی در نهادهای امنیتی وکاهش فضای مدنی بودهاند که موجب انتقاد گسترده افکارعمومی و کارشناسان شده است.
این سیاستهای امنیتی باعث شده اعتراضات سراسری در سطح کشور ازجنبشهای اعتراض علیه سختگیریهای مهاجرتی و عملیات آیس گرفته تا تجمعات بزرگ سالانه مثل جنبشهای«۵۰۵۰۱» و «نه به پادشاه» در ۲۰۲۵ که میلیونها نفر در دهها ایالت شرکت کردند و خواهان توقف اقدامات ترامپ بودند. در ایالتهایی مانند اورگن نیز اعتراضات با مداخله نیروهای گارد ملی و برخورد مستقیم همراه شد و به بازداشت صدها نفر انجامید. این رویکرد تا آنجا پیش رفت که برنامه استقرار گسترده گارد ملی در پورتلند تا پایان سال متوقف و پیگردهای قضایی درباره این موضوع آغاز شد.
درنهایت ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶، سالگرد یکسالگی ریاستجمهوری ترامپ، موجی دیگر از اعتراضها تحت عنوان «اعتصاب سراسری برای آزادی آمریکا» در سراسر ایالات متحده برگزار شد؛ معترضان از کار، مدرسه و فعالیتهای تجاری دست کشیدند تا مخالفت خود را با سیاستهای مهاجرتی، نقش گسترده نیروهای فدرال و آنچه «تضعیف آزادیهای مدنی» مینامیدند، ابراز کنند. در همین حال، وزارت دادگستری تحقیقات جنایی علیه مقامات ایالتی که با سیاستهای ترامپ مخالفت کردهاند را دنبال کرده که منتقدان آن را ابزار فشار سیاسی و تلاش برای سرکوب صدای مخالف میدانند. منظومه رفتارهای ضددموکراتیک ترامپ بهشکست محتمل وی در انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ دامن زده است.