نهادهای مدعی؛ حمایتهای فراموششده
رضا رویگری روایت کرده بود گاه حتی پرداخت بیمهاش از سوی خانهسینما به فراموشی سپرده میشد. این موضوع، پرسش بزرگی را درباره کارکرد واقعی نهادهایی مانند خانه سینما و انجمن بازیگران مطرح میکند که ظاهرا مأموریت حمایت از اعضای خود را دارند. در حالی که بسیاری از پیشکسوتان هنر در انزوا و تنگدستی روزگار میگذرانند، این نهادها عمدتا در حاشیهای امن به فعالیتهای نمایشی و آیینی بسنده میکنند. مراسم نکوداشت، اهدای جایزه و تجلیلهای فرمالیته زمانی ارزشمند است که پشتوانهای واقعی برای معیشت و سلامت هنرمندان فراهم کند.
صداوسیما؛ اقدام عملی در خلأ حمایتی
صداوسیما در اقدامی قابل تقدیر برای رویگری در دوران بیماری، مسکن و پرستار تماموقت فراهم کرد. شاهد آن عکس معروف حسین قرایی، مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی است که هنوز در اینترنت وجود دارد. این حرکت اگرچه دیرهنگام اما نوری در تاریکی بیمسئولیتی برخی نهادهای دیگر بود. صداوسیما افزون بر این، با اختصاص برنامههای نکوداشت و دعوت از پیشکسوتان در برنامههای خود، نقشی فراتر از یک رسانه بازی کرده و شکلی از پشتیبانی اجتماعی را ارائه داده است. این اقدام الگویی عملی است که میتواند رسالتی تازه برای نهادهای فرهنگی ترسیم کند.
تشییع؛ آینهای از وفاداری مردمی و غیبت نهادینه
مراسم بدرقه پیکر رویگری نیز صحنه دیگری از این قصه بود.درحالی که مردم عادی و دوستان وفادار، حلقهای از محبت در اطراف پیکر او تشکیل دادند، غیبت چشمگیر بسیاری از چهرههای شناختهشده و مسئولان نهادهای هنری معنادار بود. این غیبت گویای عمق فاصله میان بدنه هنری و نهادهای متولی آن است؛ گویی حمایتهای واقعی را باید در دلهای مردم جست، نه در سالنهای رسمی و بیانیههای اداری.
پایان یک زندگی، آغاز یک پرسش
مرگ رضا رویگری تلنگری است بر وجدان خوابآلود جامعه هنری رسمی. پرسش این است: آیا وقت آن نرسیده که خانه سینما و نهادهای مشابه بهجای تمرکز بر جشنهای درخشان و روابط عمومی فاخر، به نظامی شفاف و عملی برای حمایت از هنرمندان پیر و نیازمند تبدیل شوند؟ اقدام صداوسیما نشان میدهد ارادهای کوچک میتواند تغییری بزرگ ایجاد کند. رویگری اکنون خاموش است اما صدای پرسشگری از چگونگی حمایت از هنرمندان، بلندتر از همیشه بهگوش میرسد.