دلیل این امر روشن است؛چراکه بهصراحت اعلام شده هرگونه برخورد با ایران، با واکنش متقابل وضربه به پایگاههای آمریکا در منطقه همراه خواهد بود. از همین رو،صهیونیستها با توجه به تجربههای گذشته خود، در شرایط فعلی رویکردی بازدارنده در پیش گرفتهاند و تمایلی ندارند مساله به سطحی برسد که هزینههای جدی امنیتی برای آنان در منطقه ایجاد کند.
بر همین اساس، تلاش کردهاند موضوع را به حوزهای دیگر منتقل کنند و آن، مقوله حقوق بشر است. این درحالی است که مدعیان امروز حقوق بشر، خود دارای بدترین کارنامهها در این زمینه هستند؛ جریانهایی که چه از طریق ایجاد و گسترش داعش و چه با باز گذاشتن دست صهیونیستها برای جنایت علیه ملتهای منطقه، نقش مستقیمی در نقض گسترده حقوق ملتها داشتهاند. همین جریانهاامروز مدعی دفاع ازحقوق بشر شدهاند،درحالی که بازوان عملیاتی آنان،یعنی منافقین و سلطنتطلبها، کارنامهای بسیار سیاه و مملو از ترور و جنایت دارند. اگر به پارلمان اروپا مراجعه شود، بهوضوح دیده میشود که منافقین در آنجا عملا محل استقرار دارند و نهادهای اروپایی و نمایندگان پارلمان اروپا همواره در نشستها و میتینگهای آنان حضور پیدا میکنند. حال همین پارلمان اروپا امروز مدعی دفاع از حقوق بشر شده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، با یک بازی کاملا ابزاری و سیاسی در حوزه حقوق بشر مواجه باشیم. افکارعمومی جهان بهخوبی واقفاند که این ادعاها صرفا تلاشی برای جبران شکستهاست و ملتها هیچگونه اعتنایی به این فضاسازیها نخواهند داشت. تجربه نشان داده که این جریانها هرگاه جنایتکارترین گروهها در مسیر منافع آنان حرکت کنند، چشم خود را بر همه جنایتها میبندند.
در مقابل، وقتی کشوری مانند ایران از ملت مظلوم فلسطین حمایت میکند و حاضر نیست یک رژیم نژادپرست را به رسمیت بشناسد، همانها ناگهان پرچم نقض حقوقبشر را علیه ایران برافراشته میکنند.این تناقض آشکار، بهروشنی رفتار دوگانه و غیرصادقانه آنان را به نمایش میگذارد و ماهیت سیاسی این ادعاها را عیان میسازد.