بااینحال، کارشناسان معتقدند این روند، مشکلات عمیق و ساختاری نظام آموزشعالی کشور را نیز آشکار میکند؛ از نبود نقشهراه مشخص و بهرهگیری از آییننامههای قدیمی گرفته تا عدم توازن میان نیاز واقعی کشور. همچنین ظرفیت محدود جذب و مهاجرت نخبگان از کشور، چالشهایی است که بر کیفیت آموزش و پژوهش تأثیرگذار است و آینده دانشگاهها را با ابهام مواجه میکند.
براساس اعلام حسینعلی قبادی، رئیس مرکز جذب اعضای هیاتعلمی وزارت علوم، ثبتنام سیامین فراخوان جذب اعضای هیات علمی تا ۱۹بهمن ۱۴۰۴ از طریق «سامانه مهر رضوی» به نشانی applicant.markazjazb.ir انجام میشود. متقاضیان میتوانند در صورت وجود اعلام نیاز متناسب با رشته و گرایش خود، در این فراخوان ثبتنام کنند. اما در شرایطی که کشور با چالشهایی مانند بحران آب، تغییرات اقلیمی، بیکاری، اعتراضات، نیاز به نوآوری و توسعه فناوری و ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش مواجه است در فرآیند جدید جذب اعضای هیاتعلمی ضرورت توجه به شاخصهای ارزیابی آنان بیش از پیش برجسته میشود، چراکه این شاخصها میتواند مسیر مدیریت و رفع مشکلات کشور را هموارتر کند.
نبود نقشه راه؛ ضعف اصلی
اگرچه آمارهای رسمی جذب اعضای هیاتعلمی در سالهای اخیر، درظاهر از تلاش نظام آموزشعالی برای تأمین نیروی انسانی دانشگاهها حکایت دارد اما در پس این ارقام، مشکلات ساختاری و حلنشدهای نهفته است که آینده علمی کشور را با ابهام مواجه میکند. براساس آمار رسمی مرکز جذب اعضای هیاتعلمی در سال ۱۴۰۳، بیش از ۳۹هزار نفر در فراخوان جذب شرکت کردند که از این تعداد، ثبتنام بیش از ۱۵هزار داوطلب بهصورت قطعی انجام شد؛ آماری قابلتوجه که در مقابل آن، ظرفیت جذب نهایی تنها حدود ۲۰۰۰ نفر پیشبینی شده بود؛ شکافی چشمگیر میان تقاضای بالای جامعه علمی و ظرفیت محدود جذب که از عدم توازن جدی در نظام تأمین نیروی انسانی دانشگاهها خبر میدهد. در کنار این عدمتعادل، پدیده نگرانکننده مهاجرت اعضای هیات علمی نیز به یکی از چالشهای جدی آموزشعالی تبدیل شده است. چندی پیش مدیر دفتر ارزیابی و نظارت دانشگاه صنعتی شریف اعلام کرد که هر سال بهطور میانگین بین ۱۵ تا ۲۵ نفر عضو هیاتعلمی جدید به جمع دانشگاه اضافه میشود اما معمولا ۵ -۴ نفر در همان سالهای ابتدایی به دلایلی مانند فرصتهای کاری خارج از کشور، تغییر مسیر شغلی یا عدم تمایل به ادامه همکاری، دانشگاه را ترک میکنند.
دکتر مسعود میرزاییشهرابی، رئیس سابق دانشگاه فردوسی مشهد و عضو هیاتعلمی این دانشگاه در گفتوگو با جام،جم ریشه اصلی چالشها در آموزش عالی کشور را نه صرفا منابع مالی، بلکه فقدان نقشهراه مشخص، آییننامههای بهروز و نگاه مأموریتمحور به نقش اعضای هیاتعلمی میداند.
به اعتقاد میرزاییشهرابی، فرآیند جذب اساتید همچنان بر پایه آییننامههایی انجام میشود که عمدتا متعلق به دهههای ۶۰ و ۷۰هستند؛ آییننامههایی که برای دانشگاه امروز، نیازهای جامعه و تحولات جهانی علم طراحی نشدهاند؛ اسنادی قدیمی که بهجای تشویق اساتید به نقشآفرینی اجتماعی و حل مسأله، آنان را به سمت فعالیتهای حداقلی و کماثر سوق میدهد.
آنطور که او توضیح میدهد، اگر از همان ابتدای ورود اعضای هیات علمی، مأموریت مشخص و متناسب با نیازهای جامعه برای آنها تعریف نشود، اساتید بهتدریج با الگوی حداقلی «تدریس صرف و تولید مقاله» خو میگیرند؛ الگویی که تغییر و اصلاح آن در سالهای بعد، بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود.
تولید علم یا حل مسأله؟
بسیاری از کارشناسان معتقدند نظام آموزش عالی کشور هنوز گرفتار نگاه سنتی است که محدود به تولید مقاله و تدریس میشود. این رویکرد نهفقط انگیزه اعضای هیات علمی را کاهش میدهد بلکه مانع اثرگذاری واقعی دانشگاهها در حل مسائل استانی و ملی میشود. دکتر میرزایی شهرابی معتقد است: اگر دانشگاه صرفا محل تولید علم تلقی شود، وابستگی دائمی به بودجه دولتی اجتنابناپذیر خواهد بود اما اگر دانشگاه بهعنوان «شبکه حل مسائل استانی و ملی» تعریف شود، مسیر جذب منابع، همکاری با صنعت و اثرگذاری اجتماعی هموار میشود. البته تبدیل دانشگاهها به شبکه حل مسائل بهمعنای کماهمیت شدن تولید علم نیست چراکه به گفته او تولید علم رابطهای مستقیم با رفع مشکلات کشور و جذب ثروت دارد. درواقع هیچ کشور ثروتمندی در تولید مقاله، ثبت اختراع و توسعه اندیشکدهها ضعیف عمل نمیکند. بنابراین اکنون مشکل اصلی کشور در مصرف علم و تبدیل آن به فناوری و نوآوری است، نه در تولید علم. به همین دلیل، این کارشناس پیشنهاد میدهد تأسیس و فعالیت اندیشکدهها بهعنوان یکی از وظایف رسمی اعضای هیات علمی لحاظ شود.
او همچنین بر بازتعریف مأموریت دانشگاهها با توجه به مزیتهای منطقهای تأکید میکند و میگوید: وظایف اعضای هیات علمی نباید صرفا براساس استانداردهای یکسان تعیین شود بلکه باید با توجه به ظرفیتهای هر استان طراحی گردد. برای تحقق این هدف،عبور ازساختارهای سنتی وایجاد دانشکدههای میانرشتهای ضروریاست چراکه امروزکشوربه دانشکدههای بینرشتهای و همکاریهای علمی گسترده نیاز دارد تا اعضای هیات علمی رشتههای مختلف بتوانند پروژههای مشترک تعریف کنند و از انزوای علمی خارج شوند زیرا تنها با چنین رویکرد مأموریتمحور و تعاملی است که دانشگاهها میتوانند هم در تولید علم و هم درحل مسائل واقعی جامعه اثرگذار باشندونقش واقعی خودرادرتوسعه علم،فناوری وجامعه ایفا کنند.
مسألهای پنهان اما تعیینکننده
یکی از مسائل کمتر دیدهشده اما تأثیرگذار در کیفیت آموزش و پژوهش در دانشگاههای کشور، وضعیت معیشتی و نظام انگیزشی اعضای هیات علمی است. رئیس سابق دانشگاه فردوسی مشهد میگوید: بسیاری از اساتید با وجود ساعات کاری طولانی، مسئولیتهای گسترده پژوهشی وآموزشی ومشارکت درحل مسائل اجتماعی و صنعتی، ازحقوق و امکانات متناسب با تلاش خود برخوردار نیستند. این شکاف، علاوه بر ایجاد نارضایتی شخصی میتواند انگیزه اساتید را کاهش دهد و بر کیفیت آموزش و پژوهش اثرگذار باشد. به گفته شهرابی، نبود یک نظام تشویقی واقعی و مبتنی بر عملکرد، یکی از دلایل اصلی تضعیف انگیزه و بهرهوری اعضای هیات علمی است. در حال حاضر تفاوت حقوق میان استاد فعال و استاد کمکار اغلب ناچیز است. وی معتقد است اصلاح نظام حقوق و امکانات دانشگاهی باید براساس عملکرد واقعی و مأموریتهای محوله انجام شود. این یعنی اساتیدی که در پژوهش، حل مسائل صنعتی، نوآوری و آموزش مؤثر عمل میکنند باید از درآمد و مزایای بیشتر برخوردار شوند.
اعضای هیات علمی با نگاه آمار
جذب اعضای هیات علمی در کشور از دهه ۱۳۸۰ با نظارت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام میشود. طبق آمار رسمی هیات عالی جذب، از سال ۱۳۸۷ تا سال ۱۴۰۴ بیش از ۵۵هزار عضو هیات علمی بهصورت پیمانی جذب شدهاند و بیش از ۵۳هزار نفر نیز رسمی شدهاند. بررسی توزیع آموزشگران دانشگاهی در مؤسسات آموزش عالی کشور در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ نشان میدهد در مجموع ۱۷۳هزار و ۶۳۰نفر در این مراکز به تدریس اشتغال داشتهاند. از این تعداد، ۴۶درصد (۷۹هزار و ۷۵۷نفر) بهصورت تماموقت و ۵۴درصد (۹۳هزار و ۸۷۳نفر) به شکل پارهوقت فعالیت کردهاند. همچنین از میان کل آموزشگران دانشگاهی، ۱۱۳هزار و ۲۴۳نفر (۶۵.۲درصد) مرد و ۶۰هزار و ۳۸۷نفر (۳۴.۸درصد) زن بودهاند. آمارهای مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی نشان میدهد از مجموع ۱۷۳هزار و ۶۳۰آموزشگر دانشگاهی، ۸۹هزار و ۱۲۸نفر عضو هیات علمی هستند که بهصورت تماموقت یا پارهوقت در دانشگاهها فعالیت میکنند. طبق این گزارش، از میان ۷۹هزار و ۷۵۷آموزشگر تماموقت، ۷۹هزار و ۱۰۱نفر (۹۹.۲درصد) عضو هیات علمی تماموقت بهشمار میروند. از این تعداد، ۶۸درصد (۵۳هزار و ۸۶۸نفر) در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی دولتی و ۳۲درصد (۲۵هزار و ۲۳۳نفر) در دانشگاهها و مؤسسات غیردولتی مشغول تدریس هستند.