ازسوی دیگر، پس از ماهها مذاکرات فشرده و پیچیده، کمیسیون اروپا دیروز توافق تجارت آزاد با هند را نهایی کرد؛ معاهدهای که در شرایط ملتهب جهان پس ازاعمال تعرفههای رئیسجمهورآمریکا، بهطورچشمگیری تعرفهها بر محصولات اتحادیه اروپا از خودرو گرفته تا نوشیدنیها را کاهش خواهد داد. اعلام این توافق در جریان سفر رسمی و بلندپایه رهبران اتحادیه اروپا، از جمله اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا انجام شد.
پیشتر درهمین راستا مارک کارنی، نخستوزیر کانادا درسخنرانی صریح و بیپردهای در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، خواستار آن شد که «قدرتهای میانی» -یعنی کشورهایی که نه ابرقدرت محسوب میشوند و نه بازیگران حاشیهای- در کنار یکدیگر بایستند و در قالب «ائتلافهای داوطلبانه» با هم همکاری کنند. او اعلام کرد که «ما در میانه یک گسست قرار داریم، نه صرفا یک دوره گذار» و تاکید کرد که نظم موجود دچار شکافهای عمیق شده است.
جزئیات راهبرد نگاه به شرق
مارک کارنی که از چهاردهم تا هفدهم ژانویه (۲۴ تا ۲۷ دیماه) به چین سفر کرده بود، گفت که کانادا قرار است حدود ۴۹ هزار خودروی برقی ساخت چین را با شرایط ترجیحی وارد کند؛ اقدامی که با راهبرد همسایه جنوبی اوتاوا برای جلوگیری از ورود خودروهای برقی چینی به آمریکای شمالی از طریق اعمال تعرفههای صددرصدی در تضاد آشکار قرار دارد.مطابق همین الگوی شرقگرایی،بازدید نخستوزیرانگلستان ازامروزآغاز شده واستارمر باشی جینپینگ، رئیسجمهور چین و لی چیانگ، نخستوزیر دومین اقتصاد قدرتمند نظام بینالملل دیدار خواهد داشت. وزیر بازرگانی انگلیس، پیتر کایل، و دهها مدیرارشد شرکتهای بزرگ نیز اورادرچین همراهی میکنند،چراکه لندن در پی دسترسی به فناوری و سرمایهگذاری چینی و همچنین گسترش حضور خدمات مالی، صنعت خودروسازی و صادرات نوشیدنیهای اسکاتلندی خود به اژدهای زرد شرقی است. بهنقل از یورونیوز، رهبران قاره سبز نیز در قرارداد تجارت آزادشان با دهلینو قصد دارد با کاهش تعرفهها بر بخش عمدهای از صادرات خود به هند، حجم صادرات کالایی به این کشور را تا اوایل دهه آینده دو برابر کند؛ اقدامی که به کاهش چند میلیارد یورویی هزینههای سالانه ناشی از عوارض گمرکی منجر خواهد شد. در صورت تحقق کامل ظرفیتهای این توافق، بازاری با جمعیتی نزدیک به دو میلیارد نفر شکل میگیرد که ابعاد بیسابقهای دارد.
مصائب یک طلاق عاطفی
گرایش متحدان دیرینه آمریکا به قدرتهای شرقی بدون مشکل نیست چراکه ضعف آنها ممکن است مانع تحقق حداکثری چرخش بهسمت رقبای کاخسفید شود. دونالد ترامپ با خطابکردن مارک کارنی، نخستوزیر کانادا بهعنوان «فرماندار»، هشدار داد که رهبر کانادا در گشودن درهای کشورش به روی گسترش همکاریهای تجاری با چین از جمله توافق اخیر که امکان افزایش صادرات خودروهای برقی چینی را فراهم میکند «بهشدت دچار اشتباه شده است.»
بهادعای اکونومیست، اگر انگلستان بهدنبال کاهش آسیبپذیری خود در برابر فشارها و زورگوییهای ترامپ است، چین گزینه چندانی برای کمک ارائه نمیدهد. مهمترین وابستگیهای لندن به آمریکا شامل داراییهایی حیاتی مانند بازدارندگی هستهای، هواپیماهای جنگنده و خدمات دیجیتال، از جمله محاسبات ابری، ارزیابی میشود. انگلیس، مانند سایر قدرتهای غربی، قصد ندارد تسلیحات یا خدمات ذخیرهسازی داده چینی را خریداری کند. حتی در حوزههایی که ظاهرا کمخطرتر هستند، سابقه حزب کمونیست در استفاده ابزاری از سلطهاش بر زنجیرههای تامین بهویژه عناصر کمیاب خاکی، تسکین چندانی در لندن ایجاد نکرده همچنین جایگزینکردن نزدیکی به آمریکا با وابستگی به پکن، حاشیه امنیت مدنظر سیاسیون آتلانتیکی را شکل نمیدهد.
در راستای همین روند مارک روته، دبیرکل ناتو روز دوشنبه در دیدار با اعضای پارلمان اروپا با اشاره به هزینههای اقدام به تنهایی و لزوم ایجاد توانایی هستهای گفت، اروپاییها اگر فکر میکنند این قاره میتواند بدون ایالات متحده از خود دفاع کند، «رویاپردازی» میکنند. دبیرکل پیمان آتلانتیک شمالی افزود که اگر اوکراین بتواند تجهیزات را از اروپا یا پایگاه صنعتی دفاعی خود خریداری کند، بهترتیب «فوقالعاده» یا «عالی» است اما بدون جریان سلاح از پنتاگون، «ما نمیتوانیم اوکراین را در جنگ نگه داریم»، چرا که آمریکاییها رهگیرهای ضروری برای سیستمهای دفاع هوایی را فراهم میکنند.
آینده مبهم نظم جهانی
مانورهای شرکای امنیتی-اقتصادی کاخسفید به نظر نمیرسد که منجربه تغییر رویه ترامپ شود. چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا باور دارد آمریکا تمامی برگهای برنده را در اختیار دارد، زیرا متحدان اروپایی و آسیایی او در صورت بروز اختلاف، زیان بیشتری نسبت به آمریکا خواهند دید؛ برای مثال اگر آمریکا از فروش تسلیحات به اوکراین خودداری و همکاریهای اطلاعاتی را مسدود کند، با خطر شکست اوکراین و تشویق روسیه برای پیروزیهای بعدی مواجه خواهد شد. اروپا و آسیا برای تجهیزات نظامی به پنتاگون وابستهاند. واشنگتن۴۰درصد از ظرفیت ناتو راتأمین میکند و این۴۰ درصد مهمترین بخش آن است. همچنین آمریکا خدمات و فناوریهای حیاتی اقتصادی و دیجیتال را به قاره سبز عرضه میکند.
دربرابر رویکرد خصمانه ترامپ، متحدان باید اهمیت استراتژیکشان را یادآوری کنند؛ کشورهایی مانند آلمان، ژاپن، لهستان و کره جنوبی با سرعت بیشتری مسلح خواهند شد و حتی به دنبال تسلیحات هستهای بروند. گسترش تسلیحات کشتارجمعی،ارزش زرادخانه اتمی کاخسفیدراکاهش داده ومانع ازکارآمدی سیاست خارجی آن علیه رقباخواهدشد. درنهایت، در دهههای گذشته چتر امنیتی آمریکا، قاره سبز را تنبل کرده است؛ اروپاییها بهجای رویارویی با قدرت سخت، بیشتر به زندگی مرفه خود میاندیشیدند؛ اما آن دوران به پایان رسیده و رهبران کرانه شرقی آتلانتیک باید بکوشند تا فرسایش اتحاد هشت دههای با واشنگتن را کند کنند اما همزمان آماده روزی شوند که ناتو دیگر وجود نخواهد داشت.
ستونهای ناسیونالیسم آمریکایی
بهاعتقاد ملیگرایان واشنگتن، جهانبینی سختگیرانه ترامپ خروجی ظهور قدرتهای چالشگر جدیدی است که ساختار جریان اصلی ایالاتمتحده از زمان پایان جنگجهانی دوم امکان رقابت مؤثر با آنان را ندارد. در راستای همین روند، ستونهای اصلی ملیگرایی آمریکا به شرح زیر است:
*رد شکل کلاسیک منافع حیاتی ملی پس از جنگ جهانی دوم، بهطور مشخص، چشمانداز سنتی آمریکا در امنیت و رهبری جهانی مورد تاکید قرار نمیگیرد.
*رها کردن دیپلماسی چندجانبه بهعنوان ابزاری برای پیشبرد منافع ملی آمریکا.
*اطمینان از اینکه هرگونه استفاده یا گسترش سلاحهای هستهای، مردم آمریکا را به خطر نمیاندازد.
*استفاده از نیروی نظامی آمریکا تنها برای خنثیکردن تهدیدات مستقیم در نیمکره غربی.
*اعلام اینکه ایالات متحده نباید از متحدان راهبردی خود در آسیا یا اروپا دفاع کند.
*پیگیری سیاستهای تجاری حمایتگرایانه، برای حداکثرسازی تراز تجاری آمریکا، پیروزی در رقابت فناوری پیشرفته (شامل هوش مصنوعی) و بازگرداندن شرکتهای آمریکایی به داخل کشور.
*امتناع از دخالت در امور داخلی دیگر کشورها حتی در زمینه دفاع از حقوق بشر و نادیده گرفتن دغدغههای تغییرات اقلیمی، بخشی از این رویکرد به دلیل محدودیتها و نگرانیها درباره حاکمیت ملی آمریکا است.