گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
برای اینکه در مقام ارشد اداره ضدجاسوسی انگلیس بهجای اینکه به امپراتوری انگلیس خدمت کند؛ به امپراتوری کمونیستی شوروی خدمت کرد و مهمترین اطلاعات امنیتی انگلیس و اروپا و البته آمریکا را جمعآوری کرد و به سازمان اطلاعات و امنیت شوروی سابق تقدیم کرد.
آنچه پشت این نام حک شده، این حقیقت است که شورویها در نظام امنیتی انگلیس بعد از دو دهه از خاموششدن جنگ، بالاترین نفوذ را به دست آورده بودند و پس از افشای آن، آبروی سازمان اطلاعاتی سلطنتی انگلیس را به باد سیاه دادند و بیش از یکسال در رسانههای اروپا بحث از ناتوانی اطلاعاتی و آبروریزی امنیتی از یکصفحه به صفحه دیگر چرخ میخورد و مخاطب را سرگرم میساخت.
با این همه شکست امنیتی و اطلاعاتی و آبروریزی رسانهای؛ ناگهان فیلم سینمایی «دکتر نو» با بازی شون کانری ــ یا آقای جیمز باند ــ ساخته شد و به نمایش درآمد.
در فضای پرجنبش سینمایی دهه ۷۰ میلادی چندین شخصیت امنیتی خدمتگزار به منافع ملی دولتها و کشورها، طراحی و جذابیت بخش هنری شد و به بازار فرهنگ و مصرف جهان عرضه شد و در کنار سینمای امنیتی «جیمز باند» به سالنهای سینما راه یافت، اما از جیمز باند جلو نزد و برنده نشد. فیلم سیاسی یا امنیتی جیمز باند که با انگیزه آبروبخشی و حیثیتآفرینی براس سازمان اطلاعاتی انگلیس که در ماجرای «خیانت ــ فیلبی» شکست وحشتناکی از سازمان جاسوسی و ضدجاسوسی روسها خورده بود؛ ساخته شد و بهخوبی توانست چهره شکستهشده سازمان اطلاعات و امنیت انگلیس را نقاشی کند و فیلبی را به سایه فراموشی بسپارد و چهرهای خدمتگزار و مدافع مردم و ملتها به سازمان «امآی ۶» انگلیس همیشه سیهچهره و سیهسیاست و سیهنگاه ببخشد.
هماینک که در آستانه سالگرد تولد «ایران ذوالفقاری» و نقش درخشنده نژاد آریانی در جهان پرتنش و پرفریب امروزین هستیم؛ نام آسمانی و مقتدر «عمار» با رسانه و سینما جمع شده است و جشنواره بزرگ آن، چه در دایره آسمانی بچههای عمار و کوششگران رسانه و سینما، امروزه حائز اهمیت و نگاه کردن است. این حقیقت مسلم و انکارناپذیر است که از آن لحظه طلایی و پرفروغی که امام خمینی پای مقتدر خویش را روی این خاک آریایی گذاشت، ایرانزمین را «صدای ایرانی امروز» را به تماشاگه بازار جهانی رسانهها برده و میکوشد این همای هفترنگ پرتلألو و پرموج و خیز را در برابر ذهنیت جامعه بشری، آنگونه که هست معرفی کند و به آن شناسنامهای تاریخی و مستند و حقیقتگرا ببخشد.
از بیشخصیت سیاسی و بیارزشی در روابط جهانی قدرتها دور ساخت و شکوه باطنی و شکوفاییخواهی ملی را در گستره اندیشه ایرانزمین به حرکت درآورد و ایران را از زندان بزرگ ناتوانی و بیمعنایی و بیقدرتی نجات بخشید. آنچه در این تغییر و تحول شگرف تاریخی رخ داد نقش پرقدرت و دگرگونهساز «قهرمانان ملی» است؛ قهرمانانی که نهتنها در تاریخ ایران، بلکه باید در جهان همانند جیمزباند، پرجلوه و پرموج دیده شوند و در ذهنیتهای جامعه جهانی بلندمرتبه و والانقش تصور شوند.
جیمز باند؛ یک دروغ بزرگ سینمایی بود، با وجود این، در سایه وسیع ذهنی و سینمایی این دروغ، منافع و خشونتها و خونریزیهای اجباری سیاست خارجی انگلیس عالی معرفی میشوند و جنایتهای واقعی پنهان یا دفن میگردند.
بچههای عمار نباید در برابر قهرمانان اقتدارآفرین ایران که هرکدام از جیمزباند دروغین انگلیس، پرنقشتر و وفادارتر به ایران، انسانیت، بشریت، اخلاق و معصومیت جهان ارزشها هستند بیتفاوت یا بیانگیزه باشند. نبرد جهانی ارزشهای تمدنی غرب با دنیای مظلومان غارت شده و ستمدیده و خونینجگر نیازمند به غیرت و پرکاری و زیباآفرینی اهل عمار یا سربازان جبهه فرهنگی مقاومت است.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد