در موارد متعددی که طرف مقابل عقبنشینی کرده و از رجزخوانیها و تهدیدهای خود ــ ازجمله استقرار ناوها و تجهیزات نظامی در آبها و پایگاههای اطراف ایران ــ کاسته، یکی از اهدافش آزمودن شرایط و سنجش واکنشها بوده است. این اقدامات همچنین با هدف تأثیرگذاری بر روان جامعه و اقتصاد انجام میشود تا فضای تردید نسبت به آینده ایجاد کند؛ امری که نه فقط برای ایران که برای فعالیتهای بینالمللی زیانبار است. با توجه به شناخت ملت ایران از روند مذاکرات و تجربه حملات نظامی در میانه برخی مذاکرات، این بار آرامش در زندگی عادی و توجه به واقعیات اهمیت دارد. عقبنشینیهای صورتگرفته نشان میدهد ابزارهای بازدارندگی ایران مؤثر بوده است. اگرقرار باشد این ابزارها و مؤلفههای امنیت ملی در برابر وعدههایی مانند تعلیق موقت تحریمها یا اقدام محدود برای کاهش فشار اقتصادی قرار گیرد، این دو کفه برابر نیست و چنین معاملهای ارزشمند نخواهد بود. همانگونه که توانمندیهای داخلی و دفاعی کشور تاکنون کارآمد بوده، درخواستهایی که به تضعیف این توانمندیها منجر شود، نمیتواند پذیرفتنی باشد. تجربه کشورهایی چون سوریه، لیبی و ونزوئلا نیز نشان میدهد که حتی ابراز حسننیت و گشودن باب همکاری، لزوما مانع فشار و آسیبهای بعدی نشده است. از اینرو، مذاکرهکنندگان باید با اشراف کامل به این سوابق و درسهای تاریخی وارد گفتوگو شوند و اجازه ندهند همان الگوها درباره ایران تکرار شود. در مجموع، تکیه بر قدرت ملی و حفظ خویشتنداری در کنار مطالبه احترام متقابل از سوی طرف مقابل، چارچوب کلی این رویکرد است.