حضور گسترده مردم ایران در راهپیمایی ۲۲ بهمن باعث آشفتگی در محاسبات دشمن شده است

معادلات جدید پس از حضور تاریخی ملت

پوشش‌راهپیمایی۲۲بهمن‌دررسانه‌های جریان اصلی‌غربی باردیگرفاصله‌گذاری‌تعمدی‌میان واقعیت میدانی و روایت‌سازی‌های مبتنی بر عملیات روانی و جنگ شناختی را آشکار کرد. رسانه‌هایی چون آسوشیتدپرس، رویترز، بی بی سی و گاردین ناگزیر شدند تصاویر و گزارش‌هایی از حضور گسترده مردم در شهرهای مختلف ایران منتشر کنند؛ تصاویری که به‌دلیل ماهیت عینی و غیرقابل انکار، امکان نادیده ‌گرفتن آن وجود نداشت.
پوشش‌راهپیمایی۲۲بهمن‌دررسانه‌های جریان اصلی‌غربی باردیگرفاصله‌گذاری‌تعمدی‌میان واقعیت میدانی و روایت‌سازی‌های مبتنی بر عملیات روانی و جنگ شناختی را آشکار کرد. رسانه‌هایی چون آسوشیتدپرس، رویترز، بی بی سی و گاردین ناگزیر شدند تصاویر و گزارش‌هایی از حضور گسترده مردم در شهرهای مختلف ایران منتشر کنند؛ تصاویری که به‌دلیل ماهیت عینی و غیرقابل انکار، امکان نادیده ‌گرفتن آن وجود نداشت.
کد خبر: ۱۵۴۲۵۷۰
نویسنده محمد زمانی - گروه سیاسی
 
با این حال، در چارچوبی نخ‌نما و تکراری، در متن گزارش‌ها یا همان تیترها تلاش شد اهمیت این حضور با برجسته‌سازی فشار اقتصادی، چالش‌های داخلی و روایت‌های انتقادی تاحدممکن برای مخاطبان غربی کاهش یابد.اگرچه قطعا سیاستمداران غربی هم به‌واسطه تصاویر ارسالی و هم به‌واسطه ارسال گزارش وابستگان دیپلماتیک در تهران، قدرتنمایی ملت ایران و توان آن در حمایت از منویات رهبری را به‌خوبی به نظاره نشستند و درجه بالای آمادگی این ملت را برای به‌هم زدن محاسبات‌شان درک کردند.

 تغییر محاسبات واشنگتن؛ از «آرمادا» تا تمرکز بر واقع‌گرایی
ترامپ اولین بار استفاده از واژه آرماد (واژه‌ای لاتینی-اسپانیایی که به ناوگان بزرگ فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا در ۱۵۸۸ میلادی اطلاق شد که برای محاصره و تصاحب انگلیس، اعزام شد( و اتفاقا شکست خورد) تقلا کرد خوراک خاصی برای رسانه‌های غربی و معاند تهیه کند که قرار بود حرکت این ناوگان را در راستای حمایت از اغتشاشگران و براندازی در ایران بزرگنمایی کنند اما ناظران معتقدند که ترکیب پیام رهبر معظم انقلاب در مورد منطقه‌ای بودن پاسخ ایران به هر نوع اقدام نظامی آمریکا و همین‌طور حضور غافلگیرکننده مردم در ۲۲دی و سپس ۲۲ بهمن، برداشت تصمیم‌سازان آمریکایی از میزان اثرگذاری «نمایش قدرت نظامی» بر فرآیند تصمیم‌سازی ایران را تا حد زیادی تعدیل کرده است و آنها به این درک رسیده‌اند فعلا تن به بازگشت به مذاکرات بدهند و درخلال این مذاکرات هم با بازی با کارت اعزام یک ناوگروه دیگر دوباره عزم ایران را تست کنند. همین نشان‌ می‌دهد که در محافل راهبردی آمریکا فعلا شکافی درباره نحوه تعامل وجود دارد و نوعی دو صدایی در اظهارات مقام آمریکایی را رقم زده است. ازسویی،اظهارات معاون ترامپ در ارمنستان مبنی بر این‌که تمرکزواشنگتن برپرونده هسته‌ای واین‌که مسائل سیاسی داخل ایران به خودایرانیان مربوط است،ازنگاه برخی تحلیلگران نشانه‌ای از تعدیل در ادبیات رسمی آمریکا تلقی می‌شود که بیانگرتغییر تدریجی محاسبات از «فشار نمادین» به «واقع‌گرایی سیاسی» است و هم‌راستا با بازگشت آمریکا به مسیر مذاکره است وبازتاب‌دهنده هشدارهای نهادهای کارشناسی در ساختار نظامی آمریکا، بر پیچیدگی و هزینه‌بر بودن هرگونه راهبرد کمپین نظامی صرف علیه ایران است وبر ضرورت ترکیب بازدارندگی‌ودیپلماسی لااقل دراین مرحله اصراردارد.ازسوی دیگر ترامپ تلاش کرده کمی تندتر باشدواز لزوم طرح پرونده موشکی در مذاکرات بگوید و لحن تهدید را تداوم بخشد که بیانگر آرزو‌پردازی‌های نامنطبق با توان نظامی آمریکاست. 
 
سیگنال به متحدان و تشویق به تداوم میانجی‌گری 
تداوم حضور اجتماعی ایرانیان در حمایت از نظام  در مقاطع مختلف، برای شرکای راهبردی ایران نیز حامل پیام است. استمرار این روند می‌تواند برای بازیگرانی مانند روسیه و چین نشانه‌ای از ثبات و قابلیت اتکای ساختار سیاسی ایران تلقی شود و این برداشت را تقویت کند که مسیر همکاری سیاسی و امنیتی با ایران بر پایه واقعیت اجتماعی استوار است. در چنین چارچوبی، به خوبی روشن می‌شود که فرضیه «سوریه‌سازی ایران» که گاه در برخی محافل رسانه‌ای مخالف مطرح می‌شود با واقعیات میدانی همخوانی ندارد. در واقع،تداوم آمادگی ملت برای ناامیدسازی دشمنانش، امیدهای شرکای خارجی ایران را در جهت حفظ و تقویت همکاری‌ها تشدید می‌کند. درسطح منطقه‌ای نیز بازتاب تصاویر حضور مردمی و نمایش توان حاکمیتی می‌تواند کشورهای عربی را به ادامه مسیر میانجی‌گری میان ایران و آمریکا ترغیب کند. شیوخ عربی قطعا با دیدن تصاویر قدرت‌نمایی ملت در ۱۴۰۰ شهر کشور، بی‌مبنا بودن روایت‌های بنی‌اسرائیلی درمورد ضعیف شدن ایران را بهتر درک کردند که همین می‌تواند مؤید و تقویت‌کننده پیگیری آنها باشد برای باز شدن مسیرهای دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن برای جلوگیری از تشدید تنش در منطقه. به‌خصوص که آنها می‌دانند ایران بعد از تحولات غزه با اجرای سلسه عملیات وعده صادق به برتری گفتمانی در میان ملت‌های عربی دست یافته است. 
 
ملت ایران آماده له کردن آمریکا
رصد مواضع آمریکا به خصوص از زمان اغتشاشات نشان می‌دهد استمرار قدرتنمایی پایگاه اجتماعی نظام در کنار پیام‌های رسمی در مورد عزم ایران برای یک جواب منطقه‌ای به تجاوزی حتی محدود می‌تواند بر ادراک راهبردی کاخ سفید اثری معنادار گذاشته باشد. به خصوص که مولفه‌های تقابلی ایران بر خلاف روایت‌پردازی‌های رسانه‌ای طرف مقابل، بر مولفه‌های کامل قابل سنجش در صحنه (‌گستردگی و تداوم حضور مردمی، توانایی روزافزون موشکی و پهپادی و تداوم انسجام ساختار سیاسی مبتنی بر مواضع مقتدرانه رهبری، دولت و فرماندهان عالی رتبه) متکی است. علاوه بر این ، آمریکا می‌داند به محض تهاجم  غیر از پاسخ خود ایران، در شرایط فعلی، موج جدیدی از اعتراضات جبهه آزادی‌خواهان جهان را شاهد خواهد بود. بنابر این در برابر جنگ ترکیبی طرف مقابل که صرفا به نمایش توانایی نظامی و جعل روایت رسانه‌ای شکل گرفته است و به امتیازگیری از ایران چشم دوخته، تهران با مولفه‌هایی قابل محاسبه و واقعی هم در دیپلماسی و هم در میدان حضوری موثر دارد. آمریکا مخیر است بر تمرکز اعلامی واقع‌گرایانه بر پرونده هسته‌ای و تعدیل نسبی ادبیات تقابلی ادامه دهد یا با دست‎فرمان نتانیاهو وارد ورطه دیگری شود که نتیجه نهایی آن، دور کردن ترامپ از رویای کسب جایزه صلح، از دست رفتن حمایت جنبش ماگا در آمریکا در انتخابات بعدی و ثبت او در تاریخ به عنوان کسی که باعث شد نفوذ آمریکا در غرب آسیا افول کند، است. میلیون‌ها ایرانی مشتاق هشتند پشت سر رهبر معظم انقلاب، بی‌هیچ تعللی کابوسی مداوم برای ترامپ بسازند؛ چراکه اتمام حجت‌ها به شکل روشن انجام شده است.
newsQrCode
برچسب ها: 22 بهمن
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها