سالگرد انقلاب اسلامی همواره با حضور مردم همراه بوده اما امسال تفاوتی اساسی با سالهای قبل داشت. در یک سال گذشته دو مقطع مهم و کمسابقه شکل گرفت؛ یکی در جریان جنگ ۱۲ روزه و دیگری در فتنه دیماه. در هر دو طراحی، دشمن بر این تصور بود که نیمی از پروژه بر دوش مردم قرار دارد. در سناریوی نخست گمان میکردند با حمله و هدف قرار دادن فرماندهان، نظام تضعیف میشود و مردم به خیابانها میآیند اما این پروژه شکست خورد. در ارزیابی بعدی به این جمعبندی رسیدند که اگر عامل بیرونی از ابتدا وارد نشود و اعتراض از داخل شکل بگیرد و سپس عامل خارجی اضافه شود، امکان موفقیت بیشتر خواهد بود. بر همین اساس تلاش کردند با استفاده از گروههای تروریستی آموزشدیده، مردم را به شورش بکشانند و در نهایت با دخالت نظامی، پروژه «تغییر رژیم» را اجرا کنند.با این حال مردم درهر دو مقطع سربلند بیرون آمدند و نشان دادند همچنان پشت نظام ایستادهاند و همان تعبیر امام(ره) درباره وفاداری این ملت همچنان صادق است: «مردم، عنصر اصلی قدرت جمهوری اسلامی هستند.»
حضور اخیر مردم را میتوان سومین گام در این روند دانست؛ گامی که پیام روشنی برای دشمنان خارجی داشت. آنان در ماههای اخیر هم قدرت نظامی ایران را تجربه کردهاند و هم قدرت نرم و مردمی آن را. این واقعیت در محاسبات آمریکا و متحدانش تأثیرگذار خواهد بود و بهطور طبیعی از زیادهخواهی آنان خواهد کاست.
در سوی دیگر، حضور آرمادای (ناوگان بزرگ در اصطلاح لاتین) آمریکا در منطقه که دونالد ترامپ به آن صفت «زیبا» هم الحاق کرده است(beautiful Armada) بیش از آنکه بیانگر توان واقعی برای اقدام مؤثر علیه ایران باشد، نوعی نمایش قدرت رسانهای است. همین آرمادا بهواسطه بزرگی و کندی خود در عمل هدفی آشکار و آسانتر برای موشکهای ایرانی بهشمار میرود هدف از آوردن آن ایجاد فشار در مذاکرات است. تلاشی برای ترساندن ایران یا کسب وجهه در فضای بینالمللی؛ به خصوص که تجربه یمن نشان داد که این ناوگان نتوانست به اهداف خود دست یابد. یمنیها با وجود سالها محاصره و فشار، با وجود توانی بهمراتب بسیار ضعیفتر از کشور ما، بلکه توان غیرقابلمقایسه با توان نظامی ایران مقاومت کردند و در نهایت این آمریکاییها بودند که منطقه را ترک کردند و حتی برای امنیت کشتیهای خود به تفاهم تن دادند. این واقعیت میدان است، هرچند تصویر رسانهای متفاوتی ارائه میشود.
در جنگ ۱۲ روزه نیز این طرف مقابل بود که درخواست آتشبس داد. بنابراین آمریکا میداند در مقابل کشوری که در فاصله کمتر از یک سال با این دو تجربه روبهرو شده و آن را مدیریت کرده، اساسا سناریوی «تغییر رژیم» دیگر برای آن متصور نیست. فرماندهان نظامی آمریکا هم بهخوبی میدانند اقدام قاطع علیه ایران چه هزینههای سنگینی برای نیروهای آنها خواهد داشت و ایران اراده خود را برای منطقهای کردن جنگ تصریح کرده است و امروز هم حضور میلیونها ایرانی موید و حامی این تصمیم قاطعانه رهبری است.
ایران موضع خود را در قبال مذاکرات روشن کرده است؛ مذاکره صرفا در چارچوب موضوع هستهای و بدونپذیرش زیادهخواهی. همین موضع باعث شد طرف مقابل بپذیرد مذاکرات در همین چارچوب ادامه یابد. به این ترتیب، در تقابل آرمادای اراده الهی شکستناپذیر ملت ایران با آرمادای مادی آمریکایی، بار دیگر معلوم میشود که عامل تعیینکننده، اراده و حضور مردم است؛ عنصری که همچنان مهمترین پشتوانه قدرت جمهوری اسلامی بهشمار میرود.