سلبریتی‌ها، مسئولیت ملی و خط قرمز‌های حکمرانی فرهنگی

سلبریتی در دنیای امروز صرفا یک «چهره محبوب» نیست؛ او یک کنشگر اثرگذار در میدان افکار عمومی و بخشی از زنجیره قدرت نرم است.
سلبریتی در دنیای امروز صرفا یک «چهره محبوب» نیست؛ او یک کنشگر اثرگذار در میدان افکار عمومی و بخشی از زنجیره قدرت نرم است.
کد خبر: ۱۵۴۲۸۹۸
نویسنده دکتر محمودرضا امینی - کارشناس ارشد راهبردی و حکمرانی اسلامی

در ادبیات حکمرانی نوین، به‌ویژه پس از گسترش شبکه‌های اجتماعی، سلبریتی‌ها در کنار رسانه‌ها و نخبگان، به تولیدکنندگان معنا، روایت و جهت‌دهنده هیجانات جمعی بدل شده‌اند. از همین رو، هیچ نظام سیاسی عاقلی، نسبت به رفتار، مواضع و نقش‌آفرینی آنان بی‌تفاوت نیست.

در ایران اسلامی، اما با پدیده‌ای متناقض مواجه‌ایم:
افرادی که شهرت، ثروت، تریبون و سرمایه اجتماعی خود را عمدتا در بستر امنیت، امکانات، رسانه‌ها و زیرساخت‌های همین کشور به‌دست آورده‌اند، در بزنگاه‌های اجتماعی و سیاسی یا سکوتی فرصت‌طلبانه پیشه می‌کنند یا آشکارا در صف مخالفان منافع ملی، ارزش‌های دینی و حتی امنیت عمومی قرار می‌گیرند و در عین حال، انتظار دارند همچنان از مزایای زیست سلبریتی‌محور در داخل کشور بهره‌مند بمانند.

فرضیه اصلی 
سلبریتی‌هایی که از ظرفیت‌ها، منابع و امکانات ملی و دولتی برخوردار بوده‌اند، از منظر اخلاق حرفه‌ای، حقوق عمومی و منطق حکمرانی، حق ندارند علیه منافع، امنیت، هویت ملی و ارزش‌های دینی جامعه‌ای که آنان را ساخته است، کنشگری مخرب داشته باشند.
این گزاره نه ایدئولوژیک است، نه استثنایی؛ بلکه در اغلب نظام‌های سیاسی جهان، یک قاعده پذیرفته‌شده است.

اخلاق حرفه‌ای؛ آزادی بدون مسئولیت وجود ندارد 
آزادی بیان، حتی در لیبرال‌ترین دموکراسی‌ها، مقید به مسئولیت اجتماعی و امنیت ملی است. اسناد حقوقی بین‌المللی نیز این محدودیت را به رسمیت شناخته‌اند؛ از جمله: 
- میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، ماده ۱۹ که صراحتا اعمال محدودیت در صورت تهدید امنیت ملی و نظم عمومی را مجاز می‌داند. 

 در کشور‌های پیشرفته: 
- سلبریتی‌هایی که متهم به تحریک خشونت، نفرت، براندازی یا همکاری با دشمنان امنیتی شوند، نه‌تنها تحت فشار افکار عمومی بلکه با محرومیت حرفه‌ای، لغو قرارداد‌ها و حتی پیگرد قضایی مواجه می‌شوند. 
- نمونه‌های متعدد در آمریکا و اروپا نشان می‌دهد که «خط قرمز امنیت ملی» شوخی‌بردار نیست، حتی اگر فرد، ستاره هالیوود یا ورزشکار جهانی باشد.

در این چارچوب، آنچه در ایران رخ می‌دهد، نه سخت‌گیری غیرمتعارف بلکه سهل‌انگاری مزمن در اجرای قاعده‌ای بدیهی است.

سلبریتی و جنگ شناختی
 رهبر معظم انقلاب بار‌ها نسبت به جنگ روایت‌ها، جنگ شناختی و مهندسی ادراک عمومی هشدار داده‌اند و تصریح کرده‌اند که دشمن به‌دنبال «تغییر محاسبات مردم» است، نه صرفا تغییر حاکمیت. در این میدان، سلبریتی‌ها به‌دلیل ضریب نفوذ بالا، ابزار ایده‌آل این پروژه‌اند.
وقتی یک سلبریتی بدون تخصص، بدون مسئولیت‌پذیری و بدون هزینه‌دادن، افکار عمومی را تحریک می‌کند:
- اعتماد اجتماعی را فرسایش می‌دهد 
- مرجعیت فکری را از نخبگان و نهاد‌های مسئول می‌رباید 
- و ناخواسته یا آگاهانه، در پازل عملیات روانی دشمن قرار می‌گیرد 

در چنین شرایطی، بی‌عملی حاکمیت، خود نوعی کنش مخرب است.

آیا حکومت به سلبریتی‌ها نیاز دارد؟ 
یکی از خطا‌های راهبردی در حکمرانی فرهنگی کشور، تصور نیاز حیاتی نظام به سلبریتی‌هاست؛ گویی مشروعیت، انسجام یا محبوبیت نظام، وابسته به همراهی چند چهره مشهور است.
این نگاه: 
- مردم را دست‌کم می‌گیرد 
- نخبگان واقعی را به حاشیه می‌راند 
- و قدرت نرم را به افراد فاقد صلاحیت فکری و اخلاقی واگذار می‌کند 

در حالی که تجربه انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس نشان داد مرجعیت فرهنگی و اجتماعی واقعی، از دل ایمان، صداقت، کارآمدی و فداکاری می‌جوشد، نه از شهرت مصنوعی. شخصیت‌هایی، چون شهید سلیمانی، بدون سلبریتی‌بازی، به نماد سرمایه اجتماعی بدل شدند.

وارونگی خطرناک: فشار بر متعهدان، حاشیه امن برای معارضان 
تناقض تلخ آنجاست که سلبریتی‌هایی که از وطن، دین و نظام دفاع می‌کنند، اغلب با هجمه رسانه‌ای، تمسخر و حذف نرم مواجه می‌شوند؛ اما چهره‌های معارض، با حمایت رسانه‌های خارجی و سکوت داخلی، به‌تدریج به «صدای غالب» بدل می‌شوند. این وضعیت، نتیجه مستقیم فقدان تنظیم‌گری هوشمند فرهنگی است.

مقایسه تطبیقی 
در کشور‌های پیشرفته: 
- رابطه دولت با سلبریتی‌ها شفاف، قراردادی و مشروط است 
- حمایت‌ها با تعهدات رفتاری و خطوط قرمز مشخص همراه است 
- نهاد‌های تنظیم‌گر فرهنگی فعال و مقتدرند 

 در ایران اسلامی:
- حمایت‌ها اغلب بی‌ضابطه و غیرشفاف است 
- تعهد متقابل تعریف نشده 
- واکنش‌ها دیرهنگام، احساسی و موردی است 

ارزیابی 
مسأله سلبریتی‌ها، مسأله آزادی نیست؛ مسأله حکمرانی فرهنگی، اخلاق حرفه‌ای و امنیت ملی است. برای اصلاح وضعیت، حداقل اقدامات زیر ضروری است:
۱- تعریف چارچوب حقوقی چهره‌های عمومی 
تعیین مسئولیت‌ها، تعهدات و خطوط قرمز رفتاری برای سلبریتی‌ها.

۲- مشروط‌سازی حمایت‌های دولتی و عمومی 
هر نوع مجوز، حمایت مالی یا تریبون عمومی باید به تعهد رسمی به منافع ملی گره بخورد.

۳- ایجاد نهاد تنظیم‌گر مقتدر فرهنگی 
نه امنیتی‌سازی افراطی، نه ولنگاری؛ بلکه تنظیم‌گری حرفه‌ای.

۴- بازسازی مرجعیت فرهنگی 
سرمایه‌گذاری بر نخبگان فکری، هنرمندان متعهد و الگو‌های اصیل.

۵- کنش فعال رسانه‌ای 
روشنگری مستند درباره نقش سلبریتی‌های معارض در جنگ شناختی.

کلام آخر 
سلبریتی‌ای که با سرمایه این ملت ساخته شده، نمی‌تواند علیه همان ملت بایستد و همچنان از مزایای آن بهره‌مند باشد. این گزاره، نه شعاری است و نه استثنایی؛ بلکه قاعده‌ای عقلانی، اخلاقی و جهانی است که جمهوری اسلامی، دیر یا زود، ناگزیر از اجرای هوشمندانه آن است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها