خطر خوفناک گسست متخصصان 

سیاست شیطانی اسرائیل و آمریکا بین دو اغتشاش‌آفرینی، پیشبرد طرح‌های تشدید ریزش است. این طرح‌ها تنها کشته‌سازی و سپس در فواصل اغتشاشی تبلیغ در میان مردم علیه حکومت و گسترش بی‌اعتمادی و ریزش روانی، فکری و عملی اقشار متوسط و فرودست نیست بلکه بسط سیاست‌های غلط نابجا و نابهنگام اقتصادی و اجتماعی هم هست که باید عاقلانه و مستدل مانع آن شد .
کد خبر: ۱۵۴۳۰۸۱
نویسنده احمد میراحسان

یکی از مهم‌ترین خطرهای کاملا بدیهی در وضعیت‌های فوق‌العاده و جنگی و پرتنش، خطر هلاکت‌بار گسست فکری و ذهنی و راهبردی مسئولان و اداره‌کنندگان جامعه از واقعیت‌های مشخص و امور و برداشت انضمامی است در غلتیدن متخصصان و طراحان اقتصادی و کنش سیاسی و اجتماعی در فضای ذهنی و گسسته از واقعیت‌های جاری و حرکت اقتصادی و اجتماعی ضد وضعیت ملت و اهمیت ندادن به تنگناهای میلیون‌ها تن از مردم و راه‌حل‌های معکوس برگزیدن و عمل و اقدام نامعقول و تنش‌آفرین در این اوضاع، اگر به‌وسیله ایادی دشمن مستقیما عمل نشده باشد، محصول اقشار تکنوکرات و بوروکراتی است که درکی سوبژکتیو نسبت به واقعیت دارند. تحصیل‌کردگانی کور و کر نسبت به وضع اکثریت ملت هستند. به سبب زندگی مرفه و حقوق‌های کلان و دیدگاه ضدمردمی‌شان مطلقا انس و حسی نسبت به دشواری‌های تحمل‌ناپذیر ندارند یا از مصائب ملت کک‌شان نمی‌گزد و فاقد قوه درک زمانی و موقع‌شناسی هستند و مدیرانی ناتوانند که بدون ساختن مقدمات و زمینه‌ها، راه‌حل‌های پوچ و مشکل آفرین و ملانقطی و کتابی را از کتاب‌ها یا اساتید غربی دانشگاه‌های استعماری و استکباری و بی‌ربط به زندگی کشور در حال جنگ با استکبار تقلید می‌کنند و وضع را بحرانی‌تر می‌نمایند. هر نفر یک میلیون یارانه به میلیون‌ها انسان زیر خط فقر می‌دهند و پنج میلیون از قدرت خرید آنان در ارتباط با هزینه‌های ضروری می‌کاهند. لازم نیست مسئول محترم جاسوس باشد تا مرتکب ابن خبط شود، این روش دارای تبارشناسی دیگری است. فرض کنید درون قدرت انقلابی برآمده از انقلاب اسلامی جناحی غربگرا و نولیبرال و ضد اصول و روش امام (ره) و راهبرد‌های انقلاب اسلامی و رهبر معزز قدرت را در اختیار بگیرد. بدیهی است این متخصصان براساس دیدگاه خود عمل می‌کنند. در دیدگاه غربگرای اینان نه‌تنها شرایطی که منجر به شکست و فروپاشی قدرت انقلابی و جناح رقیب لیبرالیسم و استحاله حکمرانی شود، امری مذموم و فاجعه‌بار نیست بلکه مطلوب است! پس بی‌مهابا به عملیات مختلفی به اسم اصلاح‌طلبی در وسط میدان جنگ دست می‌زنند که عمیقا عصیان و خشم توده‌های فقیر را برمی‌انگیزد. طبیعی است که حکومت در شرایط جنگی تحمل رفتارهایی که امکان آشوب و براندازی را دامن می‌زند ندارد و جلوی آن می‌ایستد. پس این سیاست غلط به‌جای اصلاح به بحرانی مضاعف بدل می‌گردد و چه بسا اعتراضات انباشته به اغتشاش بدل گردد و حکومت انقلابی ناگزیر به مقابله با مردم تن دهد. این امر البته به سود جریان غربگرا است و همان است که نتانیاهو و ترامپ دنبالش هستند. زیرا مشروعیت نظام دینی انقلابی را به سود نظمی سکولار و غربگرا و متناسب با باورهای این مدیران و مسئولان و کارشناسان و روسا زیر سئوال می‌برد.
سیاست‌های اقتصادی پس از جنگ‌ 12 روزه، با تعارض، بیگانگی و گسست از واقعیت‌های خاص این فضای جنگی و سیاست‌ها و اقتصاد جنگی عمل کرده و مدام فشار شدید بر گرده مستضعفان آورده است. مثل تکرار گرانی‌های شوک‌آور و ناگهانی از جنس شوک درمانی اغتشاش‌آفرین دوران آقای روحانی!!! آن هم وسط میدان جنگ! این اجرای انواع سیاست‌های تشدیدکننده گرانی، فقر و پابین کشیدن قدرت خرید میلیون‌ها ایرانی زیر خط فقر و پایین کشیدن دستوری ارزش پول ملی، عملی جنون‌آمیز است. مثل عمل کاملا مشکوک و بی‌رحمانه گرانی قیمت نان .
دادن کالابرگ نامکفی برای ۹ رقم کالا که با آنان در حد ممانعت از مرگ مدت معدودی از ماه را می‌توان زندگی کرد و چند برابر شدن ده‌ها رقم کالای حیاتی از سبزی، گوجه، بادمجان، پیاز، سیب‌زمینی، دارو، پوشاک و هزینه‌های حمل و نقل و.....و به این اکتفا نکردن و قیمت نان را به طور ذلت‌آوری گران کردن معنایش چیست؟ در زبان و حرف و تبلیغ، مردم را به مقاومت فراخواندن و قلبا و روحا و عملا ملت را به سستی و غیظ و این فهم که حکومت علیه آنان اقدام می‌کند، سوق دادن معنایش چیست؟ جز پروژه دلخواه اسرائیل و آمریکا را در ارتباط با گسست مردم از حکومت عملا پیش بردن؟ با این رفتار دولت و تبعیض موجود در جامعه و دو شقه شدگی و رفاه خودی‌های قدرتمند و بالایی‌ها، خوف‌آور نیست ؟ با این وقت‌نشناسی و داده بحران‌زا وسط جنگ دولت ما، رفاه قشر ممتاز و تجار دلارخوار و بانکداران فاسد و شرکت‌های کلان سرمایه و اعوان و انصار و مدیران و وزرا و قضات و مقامات بالای قوا و وکلای مرفه و 20 یا 30 درصد دهک‌های اهل تکاثر و اسراف و اتراف و اشرافیت نوکیسه رانتخوار و ثروت انباشته از حرام و پولدارهای همدست آمریکا را محافظت می‌کند نه بقای جمهوری اسلامی و قوت بخور نمیر مردم زحمتکش و مقاوم را !
 باید نه به طور فریبناک‌ بلکه جداً سخن رهبری را در باره عدالت و راه حل‌های مردمی، و نه راحتی اشراف چپاولچی و فشار توانفرسا بر معیشت مردم را عمل و پیاده کرد و همه متخصصان مردمی و علما و وکلا و قاضیان عادل و فرماندهان مومن و حوزه‌ها و همه مردم مانع سیاست‌های غلط و سوء استفاده از این وضع جنگی برای فشار مرگبار بر دوش مردم تا حد گران کردن قیمت نان و آب و در وسط میدان جنگ شوند . و مانع شوند تفکر غلط متخصصان لیبرال مردم را به ستوه آورند.
آیا در شرایط یک جنگ وحشیانه، تکلیف ملت، نخبگان، مومنان، مدافعان حفظ جمهوری اسلامی، طرفداران انسجام و اتحاد ملی و جلوگیری از تفرقه ی ملت، یاران راستین ولی فقیه در برابر سیاست‌های غلط و اغتشاش آفرین و خطر خیز چیست ؟ سکوت و اجازه به تشدید بحران و تفکر سکولار هر کاری خواست بکند آن هم وسط میدان جنگ ؟ 
مسلم است که بحران سازی در وسط میدان جنگ و کمک به خشم و تاب از دست دادگی مردم، در اصل نقشه شیطانی خصم است و در داخل همدستان دشمنان ایران، این امر را پیش می‌برند . اما اقشار دیگری هم در جمهوری اسلامی هستند که با انگیزه‌های دیگر و گاه‌به هر رو حداقل ظاهراً توسعه طلبانه، اقداماتی می‌کنند که در مسیر آرام کردن تنش‌های اجتماعی و قوت قلب اکثریت مردم چاره از کف داده و راه حلی منطقی علیه بحران سازی نیست بلکه به عوامل بحران آفرین ضریب می‌دهد .
می توان گفت یکی از مهمترین این عوامل بحران آفرین، وجود نیروهای برنامه ریز و مدیرانی متخصص و کارشناسان طراح توسعه ای است که به سبب نگرش ایدئولوژیک و نو لیبرالیستی و تفکر سیاسی غربگرا و داشتن تفکری انتزاعی و سوبژکتیو و دانش کتابی و گسسته از زندگی و واقعیت‌های واقعا موجود و اعتماد به راه حل‌های نهادهای سرمایه‌سالاری استثماری و ضد مردمی باور دارند و آن را کور کورانه عمل می‌کنند و بحران می‌آفرینند .
گران کردن نان در این وضعیت نمونه ای از سیاست‌های تشدید گسست بین حکومت و مردم زحمتکش، به نفع طرح دشمن است!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها