یادگارینویسی روی آثار باستانی نهتنها به تخریب میراث فرهنگی و هویت ملی ما منجر میشود بلکه آسیبهای دیگری را نیز بهدنبال دارد، زیرا این مساله چه در قالب نوشتن یادگاری روی دیوارها و ستونهای تاریخی و چه بهصورت آسیبزدن به سازههای باستانی، در واقع نوعی بیاحترامی به تاریخ و فرهنگ جامعه است.
این رفتارهامیتواند ریشه درعوامل مختلف روانشناختی، اجتماعی وفرهنگی داشته باشد. بهعقیده فعالان صنعت گردشگری و میراث فرهنگی، یادگارینویسی و تخریب آثار باستانی نهتنها نشانهای از ناآگاهی است بلکه میتواند پیامدهای زیانبار اجتماعی و فرهنگی نیز بههمراه داشته باشد. برای حفظ هویت تاریخی و فرهنگی کشور، فرهنگسازی و آموزش باید در اولویت قرار گیرد تا نسلهای آینده قدر این میراث گرانبها را بدانند و از تخریب آنها خودداری کنند.
آرش نورآقایی، کارشناس گردشگری درخصوص یادگارینویسی روی دروازه ملل و سایر آثار باستانی به جامجم میگوید: «تخریب آثار باستانی مختص کشور ما نیست؛ این پدیده در همهجای دنیا با عنوان وندالیسم یا تخریبگرایی و خرابکاری شناخته میشود. بااینحال، نکته جالب اینجاست که در ایران این مساله بیشتر درباره میراث فرهنگی مطرح میشود و حساسیت کمتری نسبت به میراث طبیعی وجود دارد.»
آنطور که او توضیح میدهد، اگر روی بدنه تختجمشید یادگاری نوشته شود، واکنشها بسیار شدید است اما اگر همین اتفاق روی تنه یک درخت بیفتد یا روزانه صدها هزار نفر در جنگل آتش روشن کنند، آنچنان سر و صدایی ایجاد نمیشود.
او ادامه میدهد: «بخشی از این موضوع به واژه میراث بازمیگردد؛ وقتی این واژه بهکار میرود، بلافاصله بعد از آن عبارت فرهنگی میآید. حتی کمتر از میراث طبیعی، ناملموس و دیگر انواع میراث سخن گفته میشود، در حالیکه اشکال متنوعی از میراث وجود دارد که به آنها توجه کافی نمیکنیم.»
پدیدهای بهنام وندالیسم
کارشناسان معتقدند در ایران ریشه اصلی تخریب آثار باستانی در نبود آموزش است. آموزش جدی و منسجمی از دوران کودکی، چه در کتابهای درسی و چه بهصورت مستقل، در این زمینه وجود ندارد. شاید نتوان امیدوار بود که این پدیده به صفر برسد اما میتوان با حفاظت و آموزش صحیح، آن را به حداقل رساند. نورآقایی تصریح میکند: «در کنار مشکلات فرهنگی و کمبود نیروی یگان حفاظت، بیش از هرچیزی مساله نبود آموزش بهچشم میآید. در بسیاری از کشورها افراد آموزش میبینند که چگونه از اماکن طبیعی استفاده کنند اما ما چنین آموزشی ندیدهایم. همانطور که نمیدانیم کجا باید کمپ بزنیم یا چگونه آتش روشن کنیم، نمیدانیم چگونه باید با آثار باستانی مواجه شویم.»
او میافزاید: «مشابه این تخریبها شاید بیشتر در شوش رخ دهد اما چون آن مکان به اندازه تختجمشید شناختهشده نیست یا در رسانهها برجسته نمیشود، حساسیت کمتری برمیانگیزد. هر روز کاروانسراها، کتیبهها، آجرها و خشتهای بسیاری تخریب، سرقت یا نابود میشوند اما به دلیل ضعف در اطلاعرسانی و عدم تبیین اهمیت آنها برای افکار عمومی، واکنش گستردهای شکل نمیگیرد.»
بهگفته او، این موضوع باید از زوایای مختلف بررسی شود و صرفا به آثاری مانند تختجمشید محدود نماند. بهنظر میرسد ما تنها به بخشی از میراث که درباره آن ابرروایتی شکل گرفته و محبوبتر است چسبیدهایم و سایر بخشها را کماهمیتتر میدانیم. نورآقایی تاکید میکند: «در این میان، نقش رسانهها نیز قابل توجه است. آنها نتوانستهاند اهمیت و مفهوم واقعی میراث را بهدرستی برای افکار عمومی تبیین کنند. در نتیجه، همه این عوامل باید در کنار هم دیده شوند.»
طبق گفته این کارشناس گردشگری، ارزش و مفهوم واقعی میراث در کشور ما بهدرستی شناخته نشده و لازم است به گونهای آموزش داده شود که هر شهروند خود را حافظ و محیطبان این سرزمین بداند. مساله تنها کمبود بودجه یا نیروی انسانی نیست؛ ما در زمینه نهادسازی و فرهنگسازی نیز ضعف داریم.
او با تاکید بر اینکه آموزش باید در همه سطوح جریان داشته باشد، یادآور میشود: «حتی برخی بلاگرها نیز بهجای تبیین اهمیت این موضوع، تنها زمانی که تخریبی رخ میدهد برای جلب توجه به آن میپردازند و عملا هر فردی خود را در جایگاه خبرگزاری قرار میدهد.»
علل روانشناختی و اجتماعی
تخریب آثار باستانی، پدیدهای است که بهطور مداوم در برخی نقاط جهان، و بهویژه در ایران، مشاهده میشود. در این خصوص، علیرضا شریفییزدی، روانشناس اجتماعی و جامعهشناس میگوید: «تخریب این آثار معمولا از سوی افرادی صورت میگیرد که در گروههای خاصی قابل دستهبندی هستند. یکی از این گروهها افرادی هستند که اختلال شخصیت آنتیسوشال یا ضد اجتماعی دارند.» این افراد معمولا بدون درنظرگرفتن هنجارهای اجتماعی و با بیتوجهی به ارزشهای جامعه، دست به اقداماتی میزنند که برای دیگران آسیبزاست.
او ادامه میدهد: «گروه دوم، افرادی هستند که به اختلال شخصیت هیستریونیک یا نمایشی دچارند. کسانی که بهدنبال جلب توجه و دیدهشدن هستند و در بسیاری از موارد، این رفتارهای معطوف به جلب توجه میتواند به تخریب آثار تاریخی منجر شود.» اغلب این افراد در دوران کودکی به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفتهاند و اکنون سعی دارند این کمبود را از طریق رفتارهای نمایشی جبران کنند.
شریفی یزدی همچنین به گروه سوم اشاره میکند که در آن افرادی قرار دارند که احساس میکنند صدایشان در جامعه شنیده نمیشود و بهطور ناخودآگاه تلاش میکنند تا از طریق تخریب، اثری از خود برجای بگذارند.
در ابعاد اجتماعی، این روانشناس معتقد است که «نهادهای آموزشوپرورش و خانواده در این زمینه نقش تعیینکنندهای دارند.متاسفانه درسیستم آموزشی کشور،علیرغم اینکه این نهاد ۱۲سال اززندگی یک دانشآموز راتحت تاثیر قرار میدهد، هیچگاه مفاهیم مربوط به اهمیت آثار تاریخی و باستانی، سرمایه نمادین جامعه و هویت اجتماعی بهاندازه کافی در برنامههای آموزشی گنجانده نمیشود.» او میافزاید: «آگاهیبخشی به جوانان و نسلهای آینده در خصوص ارزش آثار تاریخی، میتواند به کاهش تخریب این آثار کمک کند. بهعنوان مثال، باید مفاهیم اینچنینی همچون تختجمشید، ارگ بم و سایر آثار تاریخی، بهعنوان نشانههای هویت و تاریخ مشترک مردم ایران، در طول دوران تحصیل تدریس شوند.»
علاوه بر این، شریفی یزدی به مساله خشم اجتماعی و نقش آن در تخریب آثار باستانی اشاره میکند و میگوید: «گاهی یادگارینویسی و دیگر اشکال تخریب میتواند نشانهای از خشم اجتماعی باشد. این خشم، دربسیاری از مواقع نتیجه ناآگاهی، بیعدالتیها یا ناکامیهای فردی و اجتماعی است.»
در نهایت، این جامعهشناس از وجود خلأهای قانونی در زمینه حفظ و حراست از آثار تاریخی سخن میگوید و تصریح میکند: «وجود خلأهای قانونی باعث میشود که افراد بهراحتی دست به تخریب آثار باستانی بزنند. باید قوانینی تصویب شود که تخریب این آثار را تحت پیگرد قرار دهد. علاوه بر این، نهادهای فرهنگی و آموزشی باید برنامهها و اردوهایی برگزار کنند تا مردم و به ویژه جوانان با ارزش و اهمیت این میراثهای فرهنگی آشنا شوند.»
شریفی یزدی همچنین تاکید میکند که برگزاری رویدادهای فرهنگی در مکانهایی چون تختجمشید، میتواند فرصتی مناسب برای تبیین اهمیت این مکانها و آثار تاریخی در ذهن جامعه ایجاد کند.
هرچندکه پایگاه میراث جهانی تخت جمشید در پی انتشار تصاویر یادگارینویسی بر دیواره این بنا، ضمن عذرخواهی بهدلیل قصور در حفاظت و خاطرهنویسی یکفرد خاطی بردیواره دروازه ملل اعلام کرد که این خطوط بلافاصله توسط کارشناسان گروه مرمت از چهره این اثر تاریخی زدوده و پیگیری قضایی مجازات مسبب آن آغاز شده اما لازم است از این مهم غافل نشویم که تخریب آثار باستانی نهتنها ریشه در مسائل روانشناختی و فردی دارد، بلکه به شدت تحت تاثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه است. با اتخاذ تدابیر مناسب و آموزشهای هدفمند، میتوان از وقوع چنین حوادثی جلوگیری و به حفظ میراث تاریخی کشور کمک کرد.