قانون:خوش به حال همراه اول آمریکا
این آمریکاییها شورش را درآوردهاند. ما هم میخواهیم شورمان را دربیاوریم. یعنی چی؟ 125 میلیارد تماس تلفنی را در یک ماه شنود کرده اند. آن گوش چه گوشی است آخه لامصب. 125 میلیارد تماس تلفنی؟ اولش که خبر را خواندیم، گفتیم خوش به حال همراه اول آمریکا. چه درآمدی داشته. فقط 125 میلیاردش را اینها شنود کرده اند. حتما کلی هم از دست شان در رفته. بعد فهمیدیم نه، همه آن 125 میلیارد در آمریکا نبوده. فقط 3 میلیارد تماس در آمریکا بوده و بیشترین شنودها در خاورمیانه صورت گرفته. حالا بماند 22 میلیارد تماس در افغانستان شنود شده و در پاکستان نزدیک 13 میلیارد شنود صورت گرفته. ما مشکل مان این است که یک میلیارد و هفتصدوسی هزار تماس از ایران شنود شده. ازتان نمی گذریم اگر تماس ما با مسعود کاظمی که پشت سر سردبیر حرف میزدیم را ضبط کرده باشید. ازتان نمی گذریم اگر تماس های ما با مخاطب خاص مان را شنود کرده باشید و آن همه میو میو که کردیم را گوش داده باشید و به ریش ما خندیده باشید. اوه اوه، این ماه چقدر با اون خانمه که زنگ زده بود شماره مشابه همراهاولمان را به ما بفروشد درد دل کردیم. خدا ازت نگذرد اوباما که مو را به تن مان سیخ کردی. امیدوارم موهایت سیخ که نه، میخ شود و فرو برود توی تنت تا دیگر حرف ایرانی ها را گوش نکنی. بنده خدا علی مطهری را بگو چقدر دنبال آنهایی که توی کانال کولر دفترش وسایل شنود کار گذاشته بودند، گشت. نگو خود سیاه سوخته اش آمده کار گذاشته رفته. اوباما را می گوییم دیگر. واقعا بیایید فکر کنیم همیشه یک آمریکایی وجود دارد که حرفهای ما را گوش می کند. دنیا بهشت می شود. دیگر کسی غیبت نمیکند. کسی زیرآب همکارش را نمی زند. کسی برای نامزدش گربه، سگ، خر و دیگر حیوانات اهلی نمی شود و خلاصه گلستانی میشود دنیا. ولی تمام اینها دلیل نمی شود که ما کار زشت باراک را فراموش کنیم. بی معرفت، مگه ما بد گوش می کنیم؟ خبر میدادی می آمدیم با هم گوش می کردیم. خوراک مان همین خاله زنک بازیهاست. حالا هم این را بدان می خواستیم 13 آبان آرام تر و نرمتر از هر سال تظاهرات کنیم ولی بهانه دست مان دادی تا برویم در خیابان و شعار مرگ بر آمریکا را بلندتر از همیشه سر دهیم. آخه اون همه میو میو.. لعنت به تو باراک.
شرق:من یک علت تامه هستم، متاسفم
کمیسیون ایمنی راههای کشور مقصران تصادف دو اتوبوس مسافربری در جاده قم را - که 44نفر کشته و 47نفر زخمی داشت - اعلام کرد: در این گزارش درخصوص «علت تامه» تصادف آمده است: عدم توانایی در کنترل وسیله نقلیه از جانب راننده اتوبوس شماره یک بهعلت بروز نقص فنی (دو پوستهشدن و ترکیدن لاستیک) که منجر به تغییر مسیر و تجاوز کامل به چپ شده و در ضمن در این تصادف ایجاد حریق در هر دو اتوبوس پس از برخورد و همچنین بازنشدن درهای اتوبوسها و نیز عدم امکان خروج اضطراری آسان، باعث افزایش تلفات و مجروحان شده است.
نظر کارشناسی دهخدا چیست؟ لغتنامه دهخدا میگوید: علت تامه یعنی «سبب کامل. امری که خود مستقلا وجود چیزی را ایجاب کند.» اول پاراگراف میگوید علت تامه مرگ 44نفر، عدم توانایی وسیله نقلیه توسط راننده اتوبوس است. اما آخر پاراگراف میگوید آتشگرفتن در هر دو اتوبوس و بازنشدن درها و عدم امکان خروج اضطراری «باعث افزایش تلفات و مجروحان» است.
مقصر راننده بدبخت است: پس ما فهمیدیم مقصر راننده است. در همه جای دنیا اینطوری است که اگر دو ماشین به هم بخورند اول از تو آتش میگیرند و تبدیل به مایکروفر میشوند سپس درهایشان باز نمیشود تا مسافران ابتدا تبدیل به سوختگان سپس پشتدرماندگان شوند.
نظر کارشناسی شاعر چیست؟ پس متوجه شدیم به قول شاعر: خام بودم، پخته شدم، سوختم. یعنی شهروند ایرانی بودم کار خاصی هم نمیکردم و خام بودم. سوار ماشین شدیم برویم مسافرت زیرا که بسیار سفر باید تا پخته شود خامی. اما تصادف شد. البته «علتتامه» تصادف راننده بود. اما ما خودبهخود سوختیم تا مردمی پخته شویم که جا دارد همینجا از مسوولان مربوطه، خودروسازان زاقارت داخلی، واردکنندگان بنجلهای خارجی و باقی آقازادگان تشکر کنم. در نهایت هم با توجه به درایتهای مسوولان مربوطه، دلسوزی خودروسازان زاقارت داخلی، تلاش بیوقفه واردکنندگان بنجلهای خارجی و انساندوستی باقی آقازادگان طبق فرموده شاعر، ما خام بودیم، پخته شدیم، سوختیم.
نظر مسوولان چیست؟ کمیسیون ایمنی راههای کشور اما برای جلوگیری از فاجعه، پیشنهاد داد. اما چه پیشنهادی: «وزارت راه و شهرسازی نسبت به بازنگری در سرعت مجاز اتوبوسها در آزادراههای کشور اقدام کند.»
پیشنهاد ما چیست؟ با توجه به اینکه کمیسیون ایمنی نظر داده است که رانندهها یواش بروند، ما پیشنهاد میکنیم برای جلوگیری از فجایع دیگر: با توجه به آتشگرفتن سرخود خودروها، بهازای هر صندلی، یک گالن آب برای خاموشکردن خود و اطرافیان تعبیه شود.
-در هر وسیله نقلیه بهازای هر مسافر از یک آتشنشان با تجهیزات کامل استفاده شود. - با توجه به اینکه بعد از تصادف درها باز نمیشود، راننده حق ندارد از اول درها را ببندد. - باز و بستن پنجره به انتخاب مسافر است اما مسوولیتش را هم باید بهعهده بگیرد.
- با توجه به «دو پوستشدن و ترکیدن لاستیک» مسافران موظف هستند لاستیک همراه داشته باشند. - کودکان حتما باید لاستیک شده باشند. - عجیب است که شهروندان قدرنشناس هستند. چون اگر یادشان باشد توپ پلاستیکی را دو لایه میکردند. اما امروزه که ما تلاش میکنیم با «دوپوستکردن» لاستیک خودروها خاطرات خوش کودکی را برای آنان زنده کنیم، به ما اعتراض میکنند. قدرنشناسها.
نظر نهایی: در ایران با سرعت 120کیلومتر در ساعت در آزادراهها، سالانه بین 25 تا 27هزار کشته و در آلمان که محدودیت سرعت ندارد چهارهزارنفر در سال است. پس نتیجه میگیریم با همت مسوولان، اگر در ایران سرعت مجاز به صفر میل کند همهچیز حل است.
تقدیر و تشکر: به اینوسیله از مسببان امر یعنی مسوولان مربوطه، خودروسازان زاقارت داخلی، واردکنندگان بنجلهای خارجی و باقی آقازادگان تقدیر و تشکر میکنیم.
تنبیه و تذکر: و با همین وسیله به «علل تامه» یعنی رانندگان که پشت ماشین مینشینند و علت تامه میشوند، مسافران که مسافرت میروند و علت تامه ترافیک میشوند، شهروندان که شهر مینوردند و علت تامه شهرآشوب میشوند، آدمها که نفس میکشند و علت تامه بقا میشوند، تذکر شفاهی داده و برای تنبیه آنان را به همین مسوولان مربوطه، خودروسازان زاقارت داخلی، واردکنندگان بنجلهای خارجی و باقی آقازادگان واگذار میکنیم.
عذرخواهی: صاحب این قلم متاسفانه کاری از دستش برنمیآید جز قلمفرسایی. کاش عذرخواهی من برای آسیبدیدگان و جانباختگان و مالباختگان و جوانان ناکام و کودکان بیکام و پیرهای تلخکام کافی بود تا تکتک ازشان عذر بخواهم و بگویم متاسفم که من نمیتوانم جبران مالی و معنوی آسیبهای شما را بکنم. متاسفم که نمیتوانم جلوی تولید و واردات خودرو بنجل و بلندشدن هواپیمای مستعمل و فرسودن قطارهای مستهلک و هزارویک آسیب بیهوای دیگر را موجب شوم که از زمین و آسمان میبارد. ببخشید که من مسوول نیستم. من فقط «علت تامه» هستم. علت تامه یعنی شاهد عینی کرامت انسانی که باید بهعلت امیدآوری شما طنز بنویسد چراکه به چرک مینشیند خنده به نوار زخمبندیاش اگر ببندی. من دیگر شهروند نیستم، یک علت تامه هستم. متاسفم.
اعتماد:باد هوا اومد و اومد تا نشست سر سفره ما
یک روزهایی هست مشتری نداریم. نیمه تعطیل. دکان تق و لق! معمولادر چنین روزهایی روزنامه خواندن و چای نوشیدن می چسبد. به ویژه وقتی هوا هم نموره سرد شده باشد. من هم نشستم پشت دخل و روزنامه خواندم. اما مگر این موسیو شیطان گذاشت ما یک روز هم شده آرامش داشته باشیم؟! خودتان قضاوت کنید:
من: وزیر دادگستری گفته هر فعالیت خلاف نباید جرم تلقی شود.
موسیو شیطان: معنی اش این است که خلافکاران مجرم نیستند؟
من: دانشمندان دریافته اند که باکتری ها می توانند با هم صحبت کنند
موسیو شیطان: صد رحمت به باکتری ها. سیاستمداران که نمی توانند دو کلام با هم صحبت کنند. تا حرف می زنند با لنگه کفش مواجه می شوند
من: باهنر گفته خزانه کشور پر است اما دولت ریالی ندارد.
موسیو شیطان: پس می شود بفرمایید خزانه کشور با چی پر شده؟ کاه یا باد هوا؟
من: آلیا گفته با طلای نیمی از زنان ایران می توانیم بانک های امریکا را بخریم.
موسیو شیطان: بعد از گرفتن مهریه شان یا قبل از آن؟ اگر بحث مهریه است که نتیجه می گیریم با خرید نیمی از بانک های امریکا با استفاده از مهریه ها، نصف مردان ایرانی می افتند زندان و با پول فروش نصف بانک های امریکا باید زندان بیشتری بسازیم.
من: روزانه ؟لیتر بنزین قاچاق می شود.
موسیو شیطان: واقعا خدا قاچاقچان را خیر بدهد وگرنه هوای تهران چه می شد؟
من: روزنامه ها نوشته اند موزه مطبوعات تاسیس می شود.
موسیو شیطان: از قدیم رسم بود هر چیز آنتیک و کمیابی را بگذارند توی موزه.
من: شنیده ام در ده سال گذشته 13 روزنامه نگار در بنگلادش به قتل رسیده اند.
موسیو شیطان: احتمالاچند وقت دیگر یک تیم از روزنامه نگاران حرفه یی جهت تور سیاحتی به بنگلادش اعزام می شوند.
من: می گویند در روز جهانی خنده 1200 نفر در تهران خندیدند.
موسیو شیطان: من هم خبرش را خواندم اما هر چه باقی خبر را خواندم ننوشته بود این عده در سخنرانی کدام مقام یا مسوولی شرکت کرده بودند.
من: می گویند قرار است گردشگری جایگزین نفت شود.
موسیو شیطان: به همه سفارش می کنم مواظب باشند چون به زودی به جای نفت گردشگر می نشانند سر سفره تان همین دو لقمه نان تان را هم باید بدهید خارجی ها بخورند.
حالامی بینید وضع ما در این آتلیه چقدر اسفناک است؟ دخلمان را که قبلی ها در آورده اند و پولی باقی نگذاشته اند. بعدی ها هم که امیدمان را ناامید کرده اند. این موسیو شیطان هم عین مار غاشیه نیش دارد هوار تا. تا دوباره نیشش به کار نیفتاده و نیشش را باز نکرده با آن خنده شیطانی اش بروم دنبال باقی خانه تکانی که زودتر بازسازی این آتلیه را به انجام برسانیم.
کیهان:استحاله
گفت: جمعه گذشته در جلسه انجمن اسلامی جامعه پزشکان دو تن از پزشکان مدعی اصلاحات و از اصحاب فتنه 88 در سخنرانیهای خود این نشست را به هتاکی علیه کیهان تبدیل کردند.
گفتم: اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 اگر از کیهان تعریف میکردند جای تاسف داشت.
گفت: تازه، اعلام هم کردهاند که نوشتههای کیهان اثری ندارد!
گفتم: خدا بر درجات حضرت امام(ره) بیفزاید که خطاب به آمریکا میفرمودند «اگر میگوئید چیزی نشده- و انقلاب اثری نداشته- پس چرا اینهمه سر و صدا میکنید»؟
گفت: یکی از آنها گفته است مواضع کیهان به خاطر مخالفت با رابطه ایران و آمریکا مانند مواضع اسرائیل است!
گفتم: اولا؛ پس چرا نتانیاهو اصلاحطلبان را بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران میدانست و ثانیا؛ چرا اصحاب فتنه روز قدس به نفع اسرائیل شعار میدادند، ثالثا؛ درباره مخالفت حضرت امام(ره) با رابطه ایران و آمریکا چه میگویند؟!
گفت: اتفاقا یکی از آنها تاکید کرده که ما پیرو امام(ره) و معتقد به جمهوری اسلامی ایران هستیم!
گفتم: پس چرا تصویر مبارک حضرت امام را پاره کردند؟ و چرا روی قید اسلامی در عبارت جمهوری اسلامی ایران خط کشیدند؟!
گفت: چه عرض کنم؟! البته بسیاری از افراد حاضر در جلسه با آنها موافق نبودند و چند تن از آنها نیز در تماس با کیهان معتقد بودند این افراد در پیوند با جریانات مشکوک استحاله و آلوده شدهاند.
گفتم: به قول شعر دستکاری شده حافظ؛
به آب روشن می، صوفئی طهارت کرد
و رفتهرفته به این کار زشت عادت کرد!
تهران امروز: تیترهای داغ گاوی!
گاو در کنار اینکه حیوان بسیار مفیدی برای ما انسانهاست، در ادبیات مکتوب و شفاهی ما نیز قرنها جایگاه ویژهای داشتهاست و منعی ندارد که در ادبیات ژورنالیستی هم با چنین تیترهایی جایی برای خویش باز کند!
1-«دستم نمک نداشت!»
گاو نُه من شیر پس از اخراج از شرکت شیر پاستوریزه:
«می روم مشاور میشوم!»
2-«کی منو قشنگم کرده؟!»
گاو سفید با لباس دکلته در تبلیغات ماهوارهای:
«من همان گاو پیشانی سفیدم، پس از استفاده از کرمهای سفید کننده!»
3-رئیس تلویزیون کرهجنوبی بعد از فروش آخرین سریال خود به ایران با عنوان«امپراتور گاوها»:
4-«از بحران عبور میکنیم!»
وزارت کشاورزی درآستانه فصل برداشت محصول:
«گاو نر میخواهیم و مرد کهن!»
5-«بغض راه گلویم را گرفته است.»
گاو نر در همایش مبارزه با گاو آزاری اعلام کرد:
«من هی میگفتم نرم اما آنها...»!
6-رئیس اتحادیه «...صندوق»های بیبضاعت:
«ما هم اگر مثل خیلیها «گاو...» بودیم حالا پولمان از پارو بالا میرفت!»
7-«گاویست در آسمان و نامش پروین-در ضمن(!)- یک گاو دگر نهفته در زیر زمین»
آخرین اطلاعات ارسالی ماهواره حکیم امید خیام(!) چه بود؟!:
«چشم خردت باز کن از روی یقین،-بعدش(!)-زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین!»
8-«جد من چوپان گوسفند بود نه گاوچران!»
نواده زنده یاد چوپان دروغگو در کنفرانس خبری تکذیب کرد:
«گاوچرانهای کاخ سفید-بهرغم مشابهات اخلاقی با جدّ بنده- هیچ نسبتی با بنده و ایشان نداشته و ندارند!»
* لطفا تقاضای ترجمه نفرمایید. یعنی بعد از اینهمه سال، کرهای یاد نگرفتهاید؟!
جام جم:دیوار کوتاه کم درآمدها
از آنجا که از قدیم و ندیم همیشه گفتهاند: «از خوردهها بگیرید بدهید به نخوردهها»؛ لهذا زمزمه قطع یارانه افراد پردرآمد، از دولت قبل شروع شد و به دولت بعد، یعنی همین دولت تدبیر و امید فعلی رسید. منتها وجه مشترک هر دو دولت در این زمینه، این بود که اعلام کردند شناسایی دهکهای پردرآمد سخت است و عملا ره به جایی نمیبرد.
وجه غیرمشترک آنها هم این بود که دولت قبلی این مطلب را بین خودشان در هیأت دولت اعلام کردند، و ما خودمان از اجرا نشدن طرح شستمان خبردار شد که احتمالا نمی توانند شناسایی کنند؛ اما دولت فعلی این مشکل را شفاف اعلام عمومی کرد و حتی کار به مناظره تلویزیونی کشید و توی بوق و کرنا شد.
در مناظره فوق الذکر حتی راهکار هم داده شد که افراد مایه دار را چگونه می شود شناسایی کرد. مثلا تلویزیون در قالب نظرسنجی از مردم و طرح پرسش، عنوان کرد که آیا مثلا از طریق شناسایی مالکان املاک و خودروهای گرانقیمت، نمی توان اشخاص مایه دار را کشف و شناسایی کرد؟.... که به نظر ما می شود، منتهی یک خرده ای زمان می برد. اما به نظرم که دولت بنده خدا به خاطر مشکلاتش ظاهرا یک مقداری عجله دارد.
ـ پیدا کنید دیوار کوتاه را!... (این پیشنهاد کلیشه ای نخ نما شده را نفهمیدیم از کجا و توسط چه کسی مطرح بود؛ اما هرچه بود، رندانه بود و خورد به خال!)
خبر واصله: «در صورت تصویب مجلس، احتمال تغییر سیاست دولت و شناسایی کم درآمدها به جای پردرآمدها وجود دارد.»ــ به نقل از جراید کم درآمد.
بسته پیشنهادی: هرکس که جزو اقشار کم درآمد هست، الآن بنده خدا دچار تب و لرز می شود. امثال حقیر حقوق بگیر نیز از این قاعده مستثنا نمی باشند. فلذا احساس وظیفه آنی می کنیم که عین نیروهای واکنش سریع، وارد عمل شویم و رهنمودهای ارزشمند خود را با احتیاط ارائه کنیم:
1ـ عرض خسته نباشید: به مسئولان اقتصادی کشور خسته نباشید عرض می کنیم که سرانجام به یک راهکار نهایی دست پیدا کردند. راهکاری سهل الوصول که زودتر از شناسایی افراد مایه دار جواب می دهد. دیوار کوتاه، همین مواقع به درد می خورد دیگر.
2ـ نحوه بررسی درآمد: سریع به ادارات دستور مقتضی بدهند تا فیش های حقوقی کارمندان و کارگران خود را بررسی کنند و هرچه سریع تر به دولت اطلاع دهند. هر کارمندی که بالای پنج میلیون حقوق می گیرد، بگیرند یارانه اش را قطع کنند. زیر پنج میلیون تومان باشد، زیر خط فقر است و مستحق دریافت یارانه. یک کم فکر کنید، می بینید خیلی بیراه عرض نکردم.
3ـ کسی نترسد: هیچ یک از کارمندان و کارگران زحمتکش دچار خوف و هراس نشوند. مسئولان دولتی اگر فیش حقوقی آنها را ملاحظه نمایند، نه تنها آنها را مستحق و مشمول دریافت یارانه اعلام می کنند، که دوباره به فکر شناسایی آن 25 درصدی از جامعه می افتند که به قول آقای عیسی کلانتری ـ دبیرکل خانه کشاورزـ به دلیل توزیع ناعادلانه ثروت، بیش از 75درصد درآمد کشور در دست آنهاست.
بلکه یا از آن 25 درصد بخواهند که یک مقداری از ثروت خود را قل بدهند سمت آن 75 درصدی که از 25درصد درآمد کشور برخوردارند، یا هم که اگر دلشان نمی آید این کار را بکنند، لااقل قول بدهند که مواظب ثروت آن 75 درصد جامعه باشند و بلاتشبیه، مثل آن مار افسانه ای که می گفتند روی گنج می نشست و نگهبانی می داد، از ثروت آنها مراقبت کنند. جای دوری نمی رود.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد