
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
تحلیلرفتگی نوعی خستگی احساسی، ذهنی و فیزیکی است که بر اثر اضطرابهای طولانیمدت به وجود میآید. زمانی که فرد غرق در مشکلات خود است و راه فراری نمییابد و نمیتواند به خواستههایش برسد، چنین احساسی به او دست میدهد. در واقع علاقه یا انگیزهای که موجب حرکت به جلو میشود از بین رفته و از میزان بهره وری و انرژی فرد کاسته شده و او احساس بیپناهی، ناامیدی و بدگمانی میکند.
بیشتر ما روزهایی در زندگی داریم که احساس کسالت میکنیم یا اینکه معتقدیم بیش از حد گرفتاریم و کسی ارزش کارهایمان را نمیداند. در اینگونه مواقع برای بیرون آوردن ما از رختخواب به نیروی بسیاری نیاز است، اما اگر بیشتر روزها چنین احساسی داشته باشیم، مسلما در مسیر ابتلا به تحلیلرفتگی قرار گرفتهایم.
در حقیقت اگر فردی هر روز را بد بداند، توجه به زندگی فردی و کاریاش را اتلاف وقت بداند، تمام روز احساس خستگی کند و به طور کلی دیگر چیزی برایش ارزش نداشته باشد؛ باید گفت دچار تحلیلرفتگی شده است.
آثار منفی این وضعیت تمام جنبههای مختلف زندگی شخصی و اجتماعی فرد را دربرخواهد گرفت و موجب تغییرات طولانیمدت در بدن او شده و او را در برابر بیماریها آسیبپذیر میکند. بنابراین باید با این احساس خطرناک بدرستی مقابله کرد. باید سه مرحله در برابر این احساس مخرب به کار برد:
تشخیص بموقع: مراقب علائم هشداردهنده تحلیلرفتگی بود و آن را بموقع تشخیص داد.
وارونه کردن اثرات: با کمک گرفتن و مهار اضطراب، از مقدار ضرر کاست.
انعطافپذیری: با اهمیت دادن به سلامت احساسی و فیزیکی باید انعطافپذیری را در خود افزایش داد تا بتوان جلوی اضطراب مخرب را گرفت.
فرق بین اضطراب و تحلیلرفتگی
تحلیلرفتگی ممکن است براثر اضطراب تمام نشدنی به وجود آید، اما کاملا شبیه عوارض اضطراب نیست. اضطراب بر اثر فشارهای بسیاری که بدن و روح فرد را بشدت درگیر میکند به وجود میآید. با این حال افراد مضطرب بازهم میتوانند امیدوار باشند روزی کنترل همه چیز را به دست گرفته و حال بهتری داشته باشند، اما افرادی که دچار تحلیلرفتگی هستند احساس تهی بودن میکنند و عاری از هر انگیزهای هستند. آنها امیدی به تغییر مثبت در زندگی خود نداشته و به نوعی تمام شده هستند. فرد مضطرب میداند گرفتار اضطراب شده است، اما فردی که به تحلیلرفتگی مبتلا شده، بیشتر مواقع متوجه این مشکل خود نیست.
دلایل تحلیلرفتگی
در بسیاری مواقع فرد به دلیل شغل خود دچار تحلیلرفتگی میشود. در واقع وقتی احساس کند در محل کار بیش از حد تلاش میکند، اما کسی ارزش کارش را نمیداند، در خطر ابتلا به تحلیلرفتگی است. از کارکنان سختکوشی که بدون تعطیلی و مرخصی پیوسته کار کردهاند، گرفته تا مادری که مسئولیت سنگین خانه و مراقبت از فرزندان را به عهده دارد، همه میتوانند دچار این عارضه شوند، اما تحلیلرفتگی صرفا با کار پر اضطراب یا مسئولیتهای زیاد به وجود نمیآید بلکه عوامل دیگری چون سبک زندگی و ویژگیهای فردی خاصی نیز در این امر دخیل هستند.
تحلیلرفتگی مرتبط با کار
فرد احساس میکند کنترل کمی روی کارش دارد و در قبال کارهای خوب خود هرگز پاداشی دریافت نمیکند و کسی قدرش را نمیداند. توقعاتش از شغلی که دارد بدرستی برآورده نمیشود. کارش بسیار یکنواخت و خستهکننده است و در محیطی پرفشار و تنش کار میکند.
تحلیلرفتگی مرتبط با سبک زندگی
فرد آنقدر سرش را شلوغ کرده که زمانی برای استراحت یا در میان جمع بودن پیدا نمیکند. اطرافیانش بیش از حد از او توقع دارند. در آن واحد مسئولیتهای بسیاری به عهده میگیرد و از دیگران کمک نمیخواهد. به اندازه کافی نمیخوابد. دوستان صمیمی و حامی در کنار خود ندارد.
تحلیلرفتگی مرتبط با ویژگیهای فردی
فرد بسیارکمالگراست و هیچ چیز او را راضی نمیکند. نسبت به خود و دنیا نگاه بدبینانهای دارد. همه کارها را باید خودش انجام دهد و به کسی آنقدر اعتماد ندارد که کمک بخواهد. بسیار بلندپرواز و جاهطلب است.
علائم هشداردهنده تحلیلرفتگی
تحلیلرفتگی فرآیندی است که بتدریج و در یک دوره زمانی طولانی رخ میدهد و یکشبه به وجود نمیآید، اما میتواند کل زندگی را تحت تاثیر قرار دهد. اگر به علائم هشداردهنده آن توجهی نشود، شدت یافته و از حالت بسیار ملایم به شرایط بحرانی تبدیل میشود. تحلیلرفتگی علائم فیزیکی و احساسی متفاوتی دارد.
علائم فیزیکی
فرد تمام وقت احساس خستگی و افسردگی میکند. دائم سردرد و پشت درد داشته و ماهیچههایش دردناک میشود. سیستم ایمنی بدنش بشدت ضعیف است و زود بیمار میشود. اشتهایش کم شده و دچار بدخوابی است.
علائم احساسی
به تلاش خود تردید داشته و مدام فکر میکند شکست میخورد. احساس میکند گرفتار دامی شده که رهایی از آن تقریبا غیرممکن است. احساس تنهایی میکند. انگیزهاش را از دست داده و نسبت به همه چیز بدگمان است.
علائم رفتاری
از مسئولیتهایش فرار میکند. مدام کارهایش را به تعویق میاندازد. پرخور شده و گاهی اوقات سراغ مواد مخدر یا الکل میرود. ناامیدیهایش را به دیگران نیز منتقل میکند و دیگر چیزی رضایتش را جلب نمیکند.
پیشگیری
اگر متوجه علائم تحلیلرفتگی در وجود خود شدید، بدانید چنانچه اقدامی صورت ندهید اوضاع تان رو به وخامت خواهد گذاشت. بنابراین برای برگرداندن تعادل به زندگیتان باید دست به کار شوید:
1 ـ روزتان را درست شروع کنید: به جای این که به محض بیدار شدن، از رختخواب بیرون بپرید، حداقل 15 دقیقه به خودتان فرصت داده و مدیتیشن کنید یا چند حرکت کششی انجام دهید. یا مطلبی بخوانید که الهامبخش باشد و روزتان را با آرامش آغاز کنید.
2 ـ زندگی سالمی در پیش بگیرید: داشتن عادت غذایی صحیح و انجام حرکات ورزشی در کنار خواب منظم را فراموش نکنید.
3 ـ مرزبندی کنید: بیش از حد از خودتان کار نکشید و براساس وقتتان کارهایتان را تنظیم کنید. اگر دیگران از شما بیش از حد توقع دارند به آنها «نه» بگویید.
4 ـ گاهی اوقات از فناوری دوری کنید: استفاده بیش از حد از تلفن و رایانه فرد را دچار خستگی فراوان میکند بنابراین هرازگاهی از آنها دوری کنید و مدام به پست الکترونیکیتان سرنزنید.
5 ـ خلاق باشید: خلاقیت، پادزهر تحلیلرفتگی است. یک کار جدید را امتحان بکنید. یک پروژه جدید جالب را شروع کنید یا سراغ تفریحهای سالم و دوستداشتنی بروید. فعالیتهایی انتخاب کنید که بوی کار ندهند.
6 ـ اضطرابهایتان را کنترل کنید: وقتی در مسیر تحلیلرفتگی هستید احتمال این که احساس بیپناهی کنید بسیار زیاد است. مهارتهای کنترل اضطراب را بیاموزید تا بتوانید بیشرعت به تعادل روحیتان را به سرعت برسید.
درمان
گاهی اوقات اقدامات پیشگیرانه درخصوص تحلیلرفتگی صورت نمیگیرد و فرد از نقطه شکست و فروپاشی احساسی عبور میکند. در این گونه مواقع هم لازم است تحلیلرفتگی کاملا جدی گرفته شود. ترفندهای زیر برای درمان تحلیلرفتگی بسیار کارآمد است:
1 ـ آرامش: وقتی به پله نهایی تحلیلرفتگی رسیدهاید باید دید خود نسبت به نحوه مراقبت از خود و سلامتتان را تغییر دهید. درحقیقت در این لحظات آرام گرفتن و استراحتدادن به خود بسیار ضروری است. کارهایتان را برای مدتی سبک کرده و هیچ مسئولیتی را به عهده نگیرید.
2 ـ حمایت: حمایت دیگران را پس نزده، بلکه از آنها کمک بخواهید تا در حفظ ته ماندههای انرژی تان به شما کمک کنند. در این مواقع خانواده و دوستان از اهمیت بسیاری برخوردارند. لازم نیست آنها حتما افرادی متخصص باشند. همین که به حرفهای شما گوش کنند میتوانند شما را در تخلیه احساسات منفیتان یاری برسانند.
3 ـ ارزیابی مجدد اهداف و اولویتها: تحلیلرفتگی نشان میدهد که موضوعی بسیار مهم در زندگیتان درست پیش نرفته است. زمانی را اختصاص دهید و به آرزوها و اهداف و رویاهایتان فکر کنید. این احساس گاهی میتواند فرصتی برایتان به وجود آورد که چیزی را که واقعا شادتان میکند کشف کنید.
غلبه بر تحلیلرفتگی ناشی از حرفه
موثرترین مبارزه با تحلیلرفتگی ناشی از حرفه، تغییر شغل فعلیتان است حتی اگر مجبور شدید نوع کارتان را نیز عوض کنید، اما اگر امکان چنین کاری را ندارید، روشهای زیر را به کار ببرید که بینتیجه نخواهد بود:
مشکلاتتان را هدف بگیرید: در برابر مشکلاتتان رفتار جسورانه داشته باشید و هرگز منفعلانه عمل نکنید. در این زمینه اگر کمک لازم دارید حتما با افرادی که صلاحیت دارند، مطرح کنید، برای مثال مشکلتان را با رئیستان مطرح کرده و از او یاری بخواهید.
وظایفتان را متنوع کنید: اگر مدتی طولانی یک کار را انجام میدهید از رئیس تان بخواهید کاری دیگر به شما محول کند یا بخش کاری تان را عوض کند.
به مرخصی بروید: اگر تحلیلرفتگیتان جدیتر از این حرفهاست حتما چند روزی مرخصی بگیرید و به تعطیلات بروید. کمی فاصله گرفتن از کار، برایتان سودمند است.
helpguide / مترجم: نادیا زکالوند
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد