5 قطعه در اندوه بزرگمرد

احمد الشهاوی یکی از مهم‌ترین شاعران امروز مصر است. او سال 1960 در شهر مدیترانه‌ای دمیاط به دنیا آمده و در کفر المیاسره (40 کیلومتر دورتر از زادگاهش و در دلتای نیل) به مدرسه رفته است.
کد خبر: ۸۳۴۰۵۴
5 قطعه در اندوه بزرگمرد
پس ازگذراندن دوره متوسطه به دمیاط بازگشت که ریاضیات بخواند، اما یک‌سال بعد، تصمیم دیگری گرفت و به سوهاج (500 کیلومتری جنوب قاهره) رفت برای تحصیل ژورنالیسم. او کار روزنامه‌نگاری‌اش را با دبیری فرهنگی در ماهنامه «صدای سوهاج» که دانشجویان دانشگاه سوهاج منتشر می‌کردند آغاز کرد. پس از فارغ‌التحصیلی، به روزنامه معروف «الاهرام» پیوست، سال 1995 سردبیری هفته‌نامه «نصف الدنیا» (از نشریات وابسته به الاهرام) را به‌عهده گرفت.
ابتدای کار ادبی الشهاوی انتشار مجموعه شعر «رکعتان للعشق» (دو رکعت برای عشق) سال 1988 است. او چهار مجموعه دیگر شعر منتشر کرده که عشق حرف اول و آخر آنهاست. واژگان دینی (اسلامی) و صوفیانه جایگاه ویژه‌ای درشعر احمد الشهاوی دارد. او با استفاده از این واژه‌ها شعرهای عاشقانه‌اش را رنگ‌آمیزی می‌کند. اشعار مشهور عاشقانه عرب نیز، بویژه «معلقات» که به دیوارهای کعبه می‌آویختند، نقش بینامتنی مهمی در شعر او بازی می‌کنند.

احمد الشهاوی جایزه ادبی یونسکو را سال 1995 و جایزه کاوافی را سال 1998 دریافت کرده است. او درجشنواره‌های متعدد ملی و بین‌المللی شعر (در کشورهای عربی، اروپایی و آمریکا) حضور داشته است.

1

در حیاط خانه ما

پسرکی نرسیده به نه سالگی

گندم بر خاک ریخت

که بشکوفاند شهرهای گرسنه را.

2

این بهای آب پاک نیست

که می‌پردازی

بل آغاز باران فراوان است

آغاز ناراستی

آغاز تجارت

آغاز پایان

که می‌نشیند در یاد

آنجا که زمین آرام می‌شود ـ خالی

3

چشم به راه قافله بود

وقتی که نیامد

به چپ و راست چرخید به چپ و راست

تکیه داد به بازوانش

خالی کرد اندوه دو عالم را

در رودهای خالی آسمان‌ها

4

آن‌گاه که دست از نوشتن نامه برداشتم

زن پرسید از من:

کلامم آیا

باز می‌گرداند به خونم

چهره سفر کرده من را

و چهره فروزان زن را؟

اندوهم پاسخ داد:

در توانم نیست که با خون تو

پاسخی دهم

یا حرمت نیاکان را باز گردانم

5

زیر سنگینی پاسخی سنگین

می‌ایستم

چشم می‌گشایم

به بامداد نزدیک

در حیاط می‌بینم آن دو را:

تاریکی‌ام را

و

درخت اندوه را که به بلندای من است

در تلاش برای رهایی

از خستگی

تنه‌اش در اتاقم

شاخ و برگش را می‌کشاند به پنجره‌ام

و میوه‌اش را می‌نشاند در کتاب‌ها

سیداحمد نادمی

شاعر و مترجم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها