
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
کودکان به چه نوع اسباببازیهایی جذب میشوند؟
برخی اسباببازیها جلوه الگوهایی خاص از زندگی واقعی برای کودکان یا مطابق با آرزوهای آنها هستند. به این معنا که، کودک به وسیله آن ابزارِ بازی، امکان تجربه کردن موضوعی را بدست میآورد که در زندگی واقعی این امکان برایش وجود ندارد. برای مثال، ما (بهعنوان یک کودک) نمیتوانیم بال داشته باشیم، اما اگر اسباببازیای داشته باشیم که یک انسان بالدار باشد، بهوسیله این ابزار توانستهایم به آرزوی فانتزی خود جامه عمل بپوشانیم.
هواپیما و هلیکوپتر را در نظر بگیرید. کودکان با آنها فقط در حد عکس و تصویر و مسائلی از این قبیل، آشنا هستند. هیچوقت تجربه لمس آنها را نداشتهاند. حال وقتی این امکان برایشان فراهم میشود که نمونه کوچک آنرا بهصورت اسباببازی داشته باشند، خود بهخود سبب جذب آنها میشود. وسایل آشپزخانه، تعمیر کردن و باغبانی و هر چیزی را که کودک در زندگی عادی میبیند و نمیتواند بخاطر سن و سالش تجربهاش کند یا تجربه آن، برایش خطرناک است در این دسته جای میگیرند. حتی گاهی کودکان، تمایل دارند بازیهای ترسناکی را در قالب اسباببازی تجربه کنند. چراکه خواهند توانست، مثلا احساس غلبه بر یک هیولا را داشته باشند یا احساس کنند فلان اسباببازی میتواند از آنها مراقبت کند.
نکته دیگر آنکه، پیش زمینههایی که کودکان و نوجوانان از یک شخصیت کارتونی دارند میتواند باعث جذابیت شود. عروسکی را که بچهها فیلمش را ندیده باشند را تصور کنید؛ ممکن است مورد اقبال قرار گیرد یا نگیرد. اما اگر کارتونش را دیده باشند و با آن اُنس گرفته باشند، قطعا به این نوع اسباببازیها گرایش بیشتری دارند. این مساله در رابطه با شخصیتهای اساطیری و کهن هم صادق است. یعنی، اگر عروسک رستم و سهراب را بهمنظور اینکه با سنت و فرهنگ ما همخوانی دارد میسازیم، باید و در کنار آن، کارتونی از شخصیت رستم و سهراب ساخته شود که جذابیت کودکانه داشته باشد. مانند عروسک جناب خان، کلاه قرمزی، پسرخاله. چون صاحب داستانی هستند که بچهها خوششان میآید و بدون شک اگر عروسکهای آنها را ببینند، جذبش خواهند شد.
آیا لزوما اسباببازیها باید با فرهنگ جامعه هماهنگ باشند؟
فرهنگ یعنی مجموعه آداب و رسوم، اخلاقیات، ارزشها، عادات، اعتقادات و سنتها. ممکن است در فرهنگ جامعهای موارد اشتباه هم وجود داشته باشد. لذا الزامی به حفظ فرهنگهای غلط وجود ندارد. به بیانی، موضوعاتی که در هر فرهنگی میتواند زیبایی، انسانیت، اخلاق، معنویت، ارزشها و... را پرورش دهد و اینکه بتواند با محیط سازگاری سالمی داشته باشد، باید حفظ گردد. در غیر اینصورت لزومی به اینکه یک سنت تاریخی پابرجا بماند، نیست. لباس محلی را فرض بگیرید. ممکن است هنگام رانندگی، رفت و آمد در شهر و محیط بیرون، شما را به مشقت بیندازد. در عین حال آنکه، فلان لباس بومی میتواند همچنان ارزش خود را داشته باشد، اما اگر کسی آنرا نپوشید مشکلی پیش نخواهد آمد؛ افراد لباسی میپوشند که با شرایط مختلف زندگیشان تطابق داشته باشد.
بگذارید روشنتر بحث کنم. در گذشته بچهها، بسیاری از وسایل مانند تیروکمان را برای بازی استفاده میکردند. آیا تیر و کمان از غرب آمده بود؟ خیر. بچهها خودشان اقدام به ساختن آن کرده بودند. یا دیگر وسایل آسیبزا. آنچه حائز اهمیت است اینکه، کودکان در کجا از تیر و کمان، شمشیر و تفنگ استفاده میکنند. آن نکتهای که ذکر شد، اینجا معنا پیدا میکند که کودکان تمایل دارند بسیاری از مسائلی را که در دنیای واقعی امکان تجربه کردنشان وجود ندارد در قالب اسباببازیها تجربه کنند. شما پسر بچهای را نمیشناسید که تفنگبازی نکرده باشد. اینکه به بهانه خشونتآفرین بودن، امکان بازی با بعضی اسباببازیها را از کودکان سلب کنیم کار درستی نیست و اشتباه است. بعلاوه اینکه، معمولا پسر بچهها بهدلیل ترشح برخی هورمونهای مغزی، نوعی احساس جنگجویی در وجودشان است که در قالب اسباببازیها میخواهند بدون آنکه آسیب زا باشد بروزش دهند که این امر میتواند باعث تخلیه آنها نیز بشود.
والدین چه وظایفی دارند؟
دو نکته مهم وجود دارد. نخست، والدین میبایست برای بازیهای خشن و جنگی که بیشتر پسربچهها طرفدار آنها هستند، شرط بگذارند. به این معنا که، تنها اجازه استفاده از آنها را در محیط بازی به کودکان بدهند. اگر بازی مورد نظر، یک بازی کامپیوتری است که به کسی یا جایی آسیبی نمیرساند، هیچگونه اشکالی ندارد. در مقابل، اگر کودکان از چارچوب تعیینشده بازی خارج شده و باعث آسیب به اطرافیان شدند، در اینجا والدین باید موقتا کودک را از انجام آن منع کنند. چند روزی اجازه ندهند بچه آن بازی را انجام دهد تا فرجهای باشد برای آنکه کودک یاد بگیرد خود را اصلاح کرده و قاعدهمند شود.
دوم اینکه، آیا یک بازی میتواند حس خشونت را افزایش دهد یا خیر؟ نتیجه تمامی تحقیقاتی که تاکنون انجام شده، این بوده که اگر کسی در یک محیط خانوادگی سالم قرار داشته باشد، در این محیط بخوبی تربیت شود، روابط درستی بر خانواده او حاکم باشد و مسائلی از این دست، معمولا بازیها حتی اگر خشن هم باشند، در قالب همان بازی مانده و اثر منفی دیگری روی بچهها ندارد. اما اگر محیط تربیتی سالم نباشد، خانواده توانایی انتقال ارزشها را نداشته باشند و...، یعنی در کودک زمینه اش فراهم باشد قطعا بازیهای خشن میتوانند مزید بر علت باشند.
اسباببازیها چگونه انتخاب شوند؟
در کل، بازیها را میتوان به دو نوع تقسیم کرد. دسته اول بازیها و اسباببازیهای ساکناند. دسته دوم، اسباببازیهای توام با تحرک بدنی. بهتر است خانوادهها در هنگام خرید اسباببازی برای کودکان تعادل بین این دو را حفظ کنند. نکته ظریفتر آنکه، برخی اسباببازیها بهصورت تکنفره هستند اما بعضی دیگر بهصورت جمعی. در استفاده از این نوع هم باید تعادل مذکور رعایت گردد. در واقع، تعادلی میان ساکن بودن و تحرک داشتن و دسته جمعی و فردی بودن اسباببازیها، وجود داشته باشد. به اضافه اینکه، اسباببازی باید بهگونهای انتخاب شود که خلاقیت و ابتکار عمل را بیشتر کرده و فکر کودک را بهکار بیندازد.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد