
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
فیدل از کودکی در خانه پررفت و آمد پدری تمشیت میداد و نقش رهبر داشت، اما از زمانی که رهبری انقلاب کوبا را برای خود تعریف کرد، تا پایان عمر هم انقلابی باقی ماند و هرگز حتی زمانی که عنان قدرت را به برادر وفادارش سپرد، سر سازش به نشانه بازگشت از آرمانهای انقلابی خود پایین نیاورد.
آنچه در مورد فیدل قابل فهم است، اینکه او خود را نماد تمامقد یک انقلاب تمامعیار سوسیالیست قرن بیستمی و طبعا انقلاب کوبا میدانست تا آنجا که کوبا را مترادف با خود و خود را هم معنای کوبا میپنداشت.
او در سال 1972 در مصاحبهای در پاسخ به سوالی در مورد بیماری قلبیاش در بیانی پرایهام اعتراف کرد که «من قلبی از فولاد دارم.»
فیدل پیوسته در برابر این سوال قرار داشت که انقلاب را چگونه معنا میکند. تا اینکه در سال 1961 در سخنرانی مشهوری در هاوانا در تعریف انقلاب گفت: انقلاب در بستری از گلبرگهای گلسرخ رخ نمیدهد. انقلاب مبارزهای است بین دیروز و فردا.
و زمانی که از او پرسیدند با چه عِدّه و عُدّهای باید به فکر انقلاب افتاد، افزود: «من انقلاب را با 82 نفر آغاز کردم، اما اگر قرار باشد دوباره این انقلاب را رهبری کنم، به بیشتر از ده یا 15 نفر یار و همراه نیاز نخواهم داشت، به شرط آنکه این افراد باایمان باشند.
تعداد آدمها مهم نیست، آنچه اهمیت دارد ایمان و برنامه است.»
و زمانی که در سال 1959 و در روز پیروزی انقلاب کوبا سوار بر تانک از سرپایینی سیراماسترا به هاوانا رسید و پشت تریبون قرار گرفت، گفت: من قدرتطلب نیستم و نگران آینده خودم هم نیستم، اما اصرار دارم که خون آن همه انقلابی پرشور که در راه انقلاب کوبا بر زمین ریخته شد، هدر نرود.
فیدل با وجود انقلابی بودن، طبعی لطیف داشت. روزی با دیدن دوباره دختری که در روزهای قبل از انقلاب دوست میداشت و تنهایش گذاشت در گوشه خیابان نشست و چون جوانی تازه بالغ گریست و روزی دیگر جنازه آن سربازی را که در ساحل خلیج خوکها در برابر نیروهای آمریکا کشته شده بود و در آخرین لحظه با خون خود نام «فیدل» را روی شنها نوشته بود در آغوش کشید، سر بر زانو گرفت و اشک ریخت.
فیدل در ایراد سخنرانیهای طولانی و پرشور مهارت عجیبی داشت، اما جذابیت بیشتر سخنرانیهایش طرح موضوعاتی بود که گاه در حوزه پوپولیسم و زمانی در حوزه حقوق بشر قرار میگیرد. در سال 1977 طی یک سخنرانی پرمخاطب گفت: اگر یک کوبایی گرسنه باشد، دسترسی به دارو و درمان نداشته باشد، درس نخوانده باشد و در رنج زندگی کند، حتی اگر او برادر، پدر یا فرزند ما نباشد، قلب ما جریحهدار خواهد شد.
فیدل در سالهای پایانی عمر در تبیین نتیجه رفتار سیاسی و اجتماعیاش گفت: من همه علائق شخصی خود، از جمله کشیدن سیگار و ایراد سخنرانیهای طولانی را، در راه انقلاب کوبا کنار گذاشتم.
در سال 1953 روزی که فیدل در آغاز راه خود در دادگاهی در هاوانا محاکمه شد، در دفاعیه خود گفت: مهم نیست مرا محکوم کنید. تاریخ مرا تبرئه خواهد کرد. با خواندن خاطرات، مقالات و اظهارنظرهای فیدل میتوان باور داشت که او در آخرین لحظات زندگی باز هم همین آرزو را داشته است.
علیاکبر عبدالرشیدی
کارشناس ارشد رسانه
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد