کاهش سن اعتیاد به نوجوانی، خطر جدی

براساس گزارش‌های منتشر شده از سوی سازمان‌های جهانی (UNODCP)، حدود 5 درصد از جمعیت فعال جهان (سنین نوجوانی و جوانی) به صورت مستقیم و چند درصد بیش از آن به صورت غیرمستقیم، درگیر پدیده وابستگی به مواد یا اصطلاحا اعتیاد هستند.
کد خبر: ۹۹۷۳۲۷
کاهش سن اعتیاد به نوجوانی، خطر جدی

یعنی سالانه میلیون‌ها آدم بر اثر فرو غلتیدن در دام مواد افیونی و الکلی زندگی خویش را به صورت اندوه بار و تراژیکی فنا می‌کنند و لاجرم میلیون‌ها انسان دیگر را در غم و اندوه فرو می‌برند. اگر پیامدهای هولناک مادی این آسیب ویرانگر را نیز بر پیامدهای هولناک انسانی آن افزون کنیم آن گاه عمق فاجعه را درک خواهیم کرد و پی خواهیم برد چه بلای بزرگ و بی‌رقیبی پیش روی ما قد علم کرده است و ما را به مبارزه‌ای همه‌جانبه و مستمر فرا می‌خواند.

نرخ رشد پدیده اعتیاد در کشور ما نیز هراس‌انگیز و نگران‌کننده است؛ بویژه آن که اولا، این رشد میان آن بخش از اعضای جامعه ما چشمگیر تر است که باید وقت خود را صرف فراگیری دانش، تشکیل خانواده و رشد و توسعه کشور کنند و ثانیا این رشد دلواپس‌ساز موجب شده سن شروع اعتیاد از جوانی به نوجوانی کاهش یابد و این یعنی اگر در تراز ملی، عزممان را برای پیشگیری از وقوع این آسیب و مداخله در آن جزم نکنیم، آمار یک و نیم میلیون معتاد امروزی کشورمان در سالیان آتی از دو برابر شدن فراتر می‌رود. در چنان شرایطی جامعه آنچنان متضرر خواهد شد که در وصف نگنجد. بنابراین از هم اکنون و بلادرنگ برای پیشگیری اساسی و مداخله جدی، بسیار بیش از آنچه اینک صورت می‌گیرد باید گام برداشت و اقدام کرد.

پیشگیری و مداخله موثر در پدیده نامبارک اعتیاد، همانند هر پدیده پاتالوژیک دیگر، مستلزم درک ماهیت آن بویژه شناسایی و معرفی عوامل موثر بر آن است. البته بحث از مجموع عوامل موثر در شکل‌گیری این پدیده مستلزم فرصت و مجال فراخ‌تری است. ولی در این مختصر و مجال برخی از آن عوامل را معرفی می‌کنیم.

مشخص شده است چند دسته عامل در پیشگیری یک فرد به سوی اعتیاد سهم و نقش دارند. یکی از آن عوامل خانواده است، دیگری خود فرد است، سومی جامعه به صورت عام است، چهارمی عوامل فراملی و پنجمی کارکرد سازمان‌ها و نهادهای مختلف است. البته ناگفته پیداست سهم این عوامل متفاوت از یکدیگر است و لاجرم سهم برخی بیشتر و برخی کمتر است. تجارب من نشان می‌دهد سهم عوامل درون خانواده پررنگ‌تر و فربه‌تر از سایر عوامل است. من شواهدی دارم که نشان می‌دهد برخی خانواده‌ها معتادساز هستند. اینها خانواده‌هایی هستند که:

1 ـ از ثبات لازم برخوردار نیستند.

2 ـ در آنها انضباط رفتاری بسیار کمرنگ است.

3 ـ جو درون خانواده تهی از عاطفه و صمیمیت است.

4 ـ تعارضات حل نشده و مزمن پرشماری دارند.

عامل دوم، همان گونه که گفته شد فرد است. واقعیت آن است که همه افراد، حتی آنها که در خانواده‌های معتادساز و بی‌ثبات و آشفته پرورش می‌یابند، در برابر اعتیاد آسیب‌پذیری یکسانی ندارند. شواهد پژوهشی نشان داده است برخی افراد آسیب‌پذیری بیشتری دارند. اینان افرادی هستند با ویژگی‌های زیر:

ـ عدم تاب‌آوری در برابر مشکلات

ـ کنجکاوی و نوجویی بیمارگونه

ـ باورهای ناصحیح در مورد اثرات مواد مخدر (بویژه درکاهش درد، فراموشی، مسائل جنسی، رهایی از تنش و کاهش وزن)

ـ لذت‌جویی آنی و ناتوانی در به تاخیر انداختن لذت‌ها

ـ تمایل شدید به همذات‌پنداری

ـ فقدان روابط اجتماعی صمیمانه

ـ هیجان‌طلبی کاذب مدیریت نشده

بعلاوه، فرضیاتی نیز در مورد بدکارکردی نوروترنسمیتری (ناقلان الکتروشیمیایی) مغز این افراد مطرح شده است.

علاوه بر خانواده و فرد، عوامل دیگری نظیر در دسترس بودن، قصور نهادهای آموزشی در واکسینه‌سازی روانی، بموقع مداخله نکردن سازمان‌های درمانی و عدم پذیرش افراد بهبود یافته از سوی جامعه نیز سهم و نقش معناداری در رواج و شیوع اعتیاد دارند.

اما پیشگیری را باید از درون خانواده و از سبک فرزند پروری آنها آغاز کرد. خوشبختانه الگوهای تربیتی مناسبی معرفی شده‌اند که با تأسی از آنها می‌توان آسیب‌پذیری کودکان و نوجوانان کنونی و جوانان و بزرگسالان آتی را در برابر اعتیاد از میان راند. براساس یکی از آن الگوهای تجربه شده سبک فرزند پروری مثبت و حمایتی که البته مبتنی بر آموزه‌های دینی و اسلامی است عامل پیشگیرانه موثری است. خانواده‌های دارای این سبک، با این شاخص‌ها مشخص می‌شوند.

1 ـ وجود روابط گرم و صمیمانه درون خانواده

2 ـ انتظارات مشخص و منطقی

3 ـ نظارت مستمر، اما غیرآزاردهنده

4 ـ گفت‌وگوی منطقی و صمیمانه

5 ـ صداقت و صراحت

نهادهای متولی مقابله با پدیده اعتیاد و مواد مخدر نیز با ممانعت از تهیه، تولید و توزیع مواد افیونی و الکلی و از میان راندن امکان دسترس بودن مواد و افزایش هزینه‌های قانونی جرم توزیع مواد و نظایر آن می‌توانند گام موثری در پیشگیری از ابتلای افراد جامعه به اعتیاد بردارند.

وظیفه نهاد آموزش و پرورش و دیگر نهادهای فرهنگی و آموزشی نیز سترگ‌تر از نهادهای پیش گفته است. این نهادها، هم باید خطاها و قصورهای درون خانواده را جبران کنند، هم مهارت تاب‌آوری را فزونی بخشند، هم مانع شکل‌گیری باورهای نادرست در مورد اثرات مواد و الکل شوند و هم همگان را در برابر مواد واکسینه کنند. ان‌شاءالله در مجال و مقالی دیگر این موضوع را بیشتر واکاوی خواهیم کرد.

دکتر سعید منتظرالمهدی

معاون اجتماعی ناجا

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۱
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۳۳ - ۱۳۹۵/۱۱/۱۵
۰
۰
سردار پس از نزدیك به چهل سال عمر نظام نباید پرسید مجموعه فرهنگ ، آموزش و امنیت چكار كرده اند كه هر سال دریغ از پارسال و هر سال به آمارهای این قبیل افزوده می شود؟

نیازمندی ها