پسر ۱۶ ساله که ناپدری‌اش را به قتل رسانده، در دادگاه کیفری محاکمه شد

قصد کشتن ناپدری‌ام را نداشتم

پسر نوجوان که پس از درگیری با ناپدری‌اش او را به قتل رسانده بود، در جلسه دادگاه به تشریح زندگی سختش در کنار پدر و مادری معتاد و قتل ناپدری‌اش پرداخت.
کد خبر: ۱۳۵۲۲۸۳
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از جام‌جم، تحقیقات جنایی در این پرونده از دو سال قبل و با گزارش درگیری خونین در یک باغ در حوالی شهریار در دستور کار پلیس قرار گرفت. ماموران با حضور در محل متوجه شدند مردی به نام بهمن با ضربه‌های چاقو زخمی شده که پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت جراحات جان باخت. همسر مقتول که شاهد ماجرا بود به کارآگاهان گفت: پس از جدایی از همسر اولم به تهران آمده و با بهمن ازدواج کردم. دو فرزند داشتم که آن‌ها با همسر اولم در جنوب زندگی می‌کردند. روز تولدم بود که پسرم جشن کوچکی برایم در این باغ گرفت و همراه دوستانش به اینجا آمدند. او ناگهان با چاقو به من و بهمن حمله کرد و پس از زخمی کردن همسرم با دوستانش فرار کرد. در ادامه پسر نوجوان و دو نفر از دوستانش دستگیر شدند و کامران به قتل اعتراف کرد و مدعی شد دوستانش در قتل نقشی نداشته‌اند. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد و متهمان در شعبه هفتم پای میز محاکمه قرار گرفتند.
در ابتدای جلسه دادگاه نماینده دادستان برای کامران به اتهام مباشرت در قتل و برای دو همدستش به اتهام معاونت در قتل درخواست مجازات کرد. اولیای‌دم هم برای کامران درخواست قصاص کردند.
رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به کامران از او خواست از خود دفاع کند. پسر جوان که در زمان قتل ۱۶ سال داشت، با قبول اتهامش گفت: پدر و مادرم معتاد بودند و من و خواهرم زندگی سختی داشتیم. بعد از چند سال آن‌ها تصمیم به ترک اعتیاد گرفتند.
مادرم ترک کرد، اما پدرم نه. یک روز متوجه ارتباط مادرم با بهمن شدم و موضوع را به پدرم گفتم، اما او به جای برخورد با مادرم، مرا کتک زد و دعوایم کرد چرا به مادرت تهمت می‌زنی. بعد از مدتی پدرم متوجه ماجرا شد و مادرم را طلاق داد. او بعد از جدایی به تهران آمد و با بهمن ازدواج کرد. من و بهمن رابطه خوبی نداشتیم، او اجازه نمی‌داد مادرم را ببینم. تصمیم به گوشمالی او گرفتم و به بهانه تولد مادرم در یک باغ در حوالی شهریار جشنی برای او گرفتم و همراه دوستانم به آنجا رفتیم. من قصد کشتن بهمن را نداشتم و فقط می‌خواستم او را ادب کنم. نمی‌خواستم به گردنش ضربه بزنم، اما در حین تقلا ضربه‌ای به گردنش اصابت کرد. وقتی او زخمی شد همراه دوستانم سوار ماشین شده و فرار کردیم.
رئیس دادگاه: سابقه داری؟
متهم به قتل: بله. دو بار به دلیل این‌که پول لازم داشتم سرقت کردم و زندانی شدم.
رئیس دادگاه سپس از دو متهم دیگر خواست در جایگاه حاضر شوند که آن‌ها در دفاع از خود گفتند: ما هیچ ضربه‌ای به مقتول نزدیم و نمی‌دانستیم کامران قصد درگیری دارد.
رئیس دادگاه خطاب به یکی از متهمان گفت: چرا جلوی او را نگرفتید؟
متهم: شوکه شده بودیم.
پس از دفاعیات متهمان و وکلای آن‌ها قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها