ما تجربههای موفقی در حوزههای صندوقهای طلا، نقره و زعفران داریم؛ بهطور مشخص صندوقهای طلا امروز بیش از ۲.۵میلیارد دلار طلای مردم را در اختیار دارند. این صندوقها توانستهاند نقش مؤثری در اقتصاد ایفا کنند.
همین تجربه نشان میدهد که در حوزه ارز نیز میتواند چنین ابزاری شکل بگیرد؛ بهویژه با توجه به اینکه در حال حاضر در مناطق و استانهای مرزی، مبادلات گستردهای بهصورت مرزی، چمدانی و پیلهوری انجام میشود که منابع ارزی از این مسیر وارد کشور میشود اما عملا ابزار مشخصی برای تجمیع و استفاده از این منابع وجود ندارد.
اگر فردی صادرات مرزی را در یک بازارچه مرزی انجام دهد و ارز دراختیار داشته باشد،یا کارگری که در خارج از کشور کار کرده و دستمزد ارزی دریافت میکند، عملا هیچ مسیر قانونی برای استفاده از این ارز دراختیار ندارد. درعینحال بهطور طبیعی همانطور که طلا در میان خانوارها نگهداری میشود، مقداری ارز هم در خانهها وجود دارد.
صندوقهای ارزی میتوانند این منابع را تجمیع کنند، بهصورت قانونی نگهداری شوند، به آنها سود پرداخت شود و از سوی دیگر، طرحهای ارزی و صادراتی که بازدهی ارزی دارند بتوانند از این منابع استفاده کنند. به این ترتیب، تامین مالی پروژهها انجام میشود و بخشی از رشد اقتصادی کشور از همین محل محقق خواهد شد.
یک اقتصاد خوب نباید اجازه دهد منابعش راکد بماند و عملا منابع به داراییهایی تبدیل شود که زیر فرش و بالش نگهداری شود. انتظار میرود این صندوقها هم از نظر تعداد و هم از نظر ساختار مشخص، متنوع و شفاف شکل بگیرند. در حوزه رمزداراییها نیز شرایط تقریبا مشابهی وجود دارد و امید میرود هر دو بازار، یعنی بازار ارز و بازار داراییهای نوین (رمزارز)، به ساختاری منسجم، قانونی و شفاف در راستای منافع اقتصاد ملی شکل بگیرد.