ما دقیقا کجا ایستاده‌ایم؟

فیلم افتتاحیه در جشنواره‌ها برای دیده‌ شدن انتخاب نمی‌شود. برای معنا دادن انتخاب می‌شود. افتتاحیه، بیانیه غیررسمی جشنواره است؛ لحظه‌ای که برگزارکننده بدون سخنرانی، بدون بیانیه مکتوب و بدون توضیح اضافه می‌گوید: ما اینجاییم. به همین دلیل، مسأله انتخاب فیلم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر اساسا مسأله سلیقه شخصی نیست. مسأله درک یا عدم درک کارکرد افتتاحیه است.
کد خبر: ۱۵۴۱۳۳۳
نویسنده مصطفی محمودی | منتقد و مدرس دانشگاه
ما دقیقا کجا ایستاده‌ایم؟
 
در جشنواره‌ای با این سابقه و این ادعا، افتتاحیه نباید صرفا «قابل ‌پخش» باشد. نباید فقط کم‌ریسک، بی‌حاشیه یا خنثی باشد. افتتاحیه قرار است سطح تعیین کند؛ هم برای مخاطب، هم برای رسانه، هم برای خود فیلمسازان حاضر در جشنواره. وقتی این انتخاب فاقد وزن نمادین، جسارت هنری یا حتی پیام روشن فرهنگی است، جشنواره از همان لحظه آغاز، دچار فقدان موضع می‌شود. 
اینجا دقیقا همان نقطه‌ای است که بحث از فیلم عبور می‌کند و به برگزارکننده می‌رسد. مسأله این نیست که آیا یک انیمیشن خاص فیلم خوبی است یا نه. مسأله آن است که چرا این فیلم باید نقش ویترین جشنواره را بازی کند؟ ویترین، محل امن ‌بودن نیست. محل نمایش بهترین، مهم‌ترین یا دست ‌کم معنادارترین انتخاب است. وقتی افتتاحیه به انتخابی خنثی تقلیل پیدا می‌کند، این پیام را مخابره می‌کند که جشنواره، پیش از هر چیز دنبال دردسر نداشتن است. 
در اغلب جشنواره‌های معتبر دنیا، افتتاحیه حتی اگر مورد اختلاف سلیقه باشد، حامل یک موضع است. گاهی موضع سیاسی، گاهی زیبایی‌شناختی و گاهی اجتماعی است اما همیشه می‌توان فهمید چرا آن فیلم انتخاب شده. در جشنواره فیلم فجر اما اغلب با انتخاب‌هایی مواجه‌ایم که بیش از آن‌که توضیح‌پذیر باشند، نیازمند توجیه‌اند. همین نیاز به توجیه، نشانه ضعف تصمیم است. 
انتخاب فیلم افتتاحیه، آزمون مدیریتی جشنواره است. این انتخاب نشان می‌دهد دبیرخانه تا چه حد به تصویر بیرونی جشنواره حساس است و تا چه حد می‌داند جشنواره فقط محل نمایش فیلم نیست بلکه نهاد تولید معناست. وقتی این نهاد، آغازش را با تصمیمی کم‌رمق رقم می‌زند، طبیعی است در ادامه هم نتواند گفتمان بسازد. 
نکته مهم‌تر اینجاست که جشنواره فجر، برخلاف بسیاری از جشنواره‌های مستقل یک رویداد صرفا سینمایی نیست، بلکه یک رویداد ملی است. بنابراین هر انتخاب آن ناخواسته بار نمادین دارد. افتتاحیه در چنین جشنواره‌ای باید نشان‌دهنده اعتماد به‌نفس، وضوح سیاست فرهنگی و شناخت مخاطب باشد. انتخابی که بیشتر از آن‌که «حرف بزند»، سعی می‌کند «حرفی نزند». درواقع از این مسئولیت شانه خالی می‌کند. مشکل اصلی این نوع انتخاب‌ها، تکرارشوندگی آنهاست. وقتی چند سال پیاپی، افتتاحیه‌ها محافظه‌کارانه، بی‌خطر و فاقد موضع روشن باشند، این پیام به بدنه سینما منتقل می‌شود که جشنواره نه دنبال جریان‌سازی است و نه حتی دنبال تعریف استاندارد. نتیجه‌اش جشنواره‌ای است که بیش از آن‌که الهام‌بخش باشد، صرفا برگزار می‌شود.  در نهایت، نقد این افتتاحیه، نقد یک تصمیم منفرد نیست. نقد یک الگوی تصمیم‌گیری است. الگویی که به‌جای پرسیدن «این انتخاب چه چیزی درباره ما می‌گوید؟» می‌پرسد «این انتخاب چه دردسری دارد؟» تا زمانی که سؤال دوم جای سؤال اول را گرفته باشد، افتتاحیه‌ها نه آغاز جشنواره بلکه صرفا شروع تقویم اجرایی خواهند بود.  افتتاحیه باید جشنواره را تعریف کند. وقتی این اتفاق نمی‌افتد، مشکل از فیلم نیست. مشکل از سلیقه‌ای است که از جایگاه افتتاحیه، فقط یک برنامه بی‌خطر می‌خواهد، نه یک موضع روشن.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها