
به گزارش
جام جم آنلاین، خوب به آن توجه کنید: «خداداد عزیزی یک گل به استرالیا زد و حالا یک عمر نانش را میخورد». هر چند گفتن این جمله از سوی سرپرست فقید و اسبق تیمملی فوتبال ایران تکذیب شد، اما اکنون که به آن دقت میکنیم متوجه میشویم چقدر آشناست، چقدر خوب است و چقدر حق و محکمهپسند به نظر میرسد. البته ما به خداداد عزیزی کاری نداریم. میخواهیم آن جمله را تغییر دهیم، البته نه همهاش را. در واقع فقط دو جای جمله را، یکی آنجا که نوشته خداداد عزیزی و یکی هم آنجا که نوشته استرالیا. این نام را برمیداریم و به جایش حمید استیلی را میگذاریم و به جای استرالیا هم مینویسیم آمریکا. با این تغییر جمله میشود: «حمید استیلی یک گل به آمریکا زد و حالا یک عمر نانش را میخورد».
مگر تعبیر دیگری غیر از این میتواند وجود داشته باشد؟ اصلا یک لحظه تصور کنید که حمید استیلی آن گل را نمیزد. او بعدا صاحب موقعیتهایی میشد که در تمام این سالها به دست آورده است؟ قطعا خیر.
شاید بخشی از آن را تجربه میکرد، اما نه همه آن را. به خصوص موقعیت کنونی، یعنی جایی که پشت میز بنشیند و با بدترین سابقه مربیگری در فوتبال تصمیم بگیرد اسکوچیچ بماند یا برود؟ کیروش بیاید یا نه؟ گزینه داخلی برای تیمملی مناسب است یا خارجی؟ با هر متر و معیاری حساب کنیم متوجه میشویم استیلی با وجود گذشته درخشان خود به عنوان یک بازیکن نباید تا این اندازه در تصمیمگیریهای فوتبالی دخالت کند، چون نمیتواند.
اما مشکل اصلیتر این است که او نمیداند و یا اینکه نمیخواهد بپذیرد که اصلا شایسته تصمیمگیری و اثرگذاری درباره مسائل مربوط به تیمملی فوتبال ایران نیست. باور ندارید؟ کافی است به سوابق او در مربیگری در سالهای اخیر بیندازید.
کلی اخراج و استعفا
یکی از همکاران رسانهای چند روز پیش فهرستی از سوابق اعضای کمیته فنی تیمملی ایران تهیه کرد. البته خوب میدانستیم که استیلی و رفقا دقیقا چه عملکردی در سالهای اخیر در ردههای مختلف مدیریتی و مربیگری داشتهاند، اما این فهرست تلنگری دوباره به فوتبالی است که جام جهانی ۲۰۲۲ قطر را در پیش دارد.
نگاهی به فهرست سوابق استیلی در بخش باکس بیاندازید. در این فهرست چه چیزی جز استعفا و اخراج پیدا میکنید؟ حالا مردی که این همه استعفا و اخراج در کارنامه دارد چگونه میتواند برای تیمی تصمیم بگیرد که چند ماه دیگر باید در قطر به مصاف آمریکا، انگلیس و ولز برود؟
بدترین تیم دنیا!
تیمملی فوتبال ایران تا همین الان از لحاظ روند آمادهسازی و ثبات بدترین وضعیت را در میان تیمهای ملی صعود کرده به جامجهانی دارد. قطریها برای برگزاری اردوی تدارکاتی از گرمای کشور خودشان فرار کردند و به اسپانیا رفتند، اما تیم ما را در گرمای ۴۰ درجه این کشور به یک اردوی مجانی فرستادند. در این میان چند دیدار تدارکاتی هم منتفی شد و در نهایت تیم دوم الجزایر مقابل ایران قرار گرفت و برد.
تیم سرمربی ندارد و از سوی دیگر فدراسیونیها تمام هم و غم خود را روی انتخابات این فدراسیون در شهریور ماه گذاشتهاند. در رابطه با مشخص شدن سرمربی تیمملی فوتبال ایران هم تا این لحظه تنها کار مفید انجام شده صدور بیانیه بوده است. هنوز مشخص نیست چه کسی میآید و تکلیف اسکوچیچ و کیروش چه میشود. همه چیز به هم ریخته است. هیچ چیز درستی درباره این روزهای فوتبال ایران وجود ندارد جز مشتی بهانه، بیانیه، اظهارنظر غلط، تصمیمات اشتباه و آیندهای تباه.
فوتبالیهای ایران خوب بیانیه دادن را بلد هستند. خوب در بزنگاهها برای خالی نبودن عریضه بیانیه منتشر میکنند.
تیم ایران بدترین تیم صعود کرده به جامجهانی است. نه رئیس فدراسیون کاردانی دارد نه سرمربی مشخصی. ستارههای تیمش هم دو دسته شدهاند. اعضای کمیته فنیاش هم افرادی مثل حمید استیلی هستند که در کارنامه آنها چیزی جز اخراج و استعفا دیده نمیشود.
کاش همان استیلی در ذهنمان میماند که بعد از زدن گل به آمریکا میدود و میگرید. نه مردی که در جریان اتخاذ بدترین تصمیمات فوتبال ایران نقش عمده دارد. استیلی برای کمیته فنی فدراسیون فوتبال زیادی است، هم او و هم سایرین. فوتبال ایران پیش از هر چیزی «تصمیمگیرنده حرفهای» میخواهد. با داشتن این ویژگی بقیه مشکلات هم حل میشود.
کل سوابق مربیگری حمید استیلی در فوتبال این است:
کمک مربی پرسپولیس در سالهای ۸۳ تا ۸۷
اخراج از استیلآذین در اواخر سال ۸۸
کنارهگیری از تیم شاهین بوشهر بدون هیچ دستاورد خاصی
بازگشت به پرسپولیس در سال ۹۰ و کنارهگیری مجدد از این تیم بدون دستاوردی خاص
استعفا از سرمربیگری راهآهن در هفته چهاردهم در سال ۹۳
استعفا از ملوان در سال ۹۴ و سقوط این تیم به دسته پایینتر
حذف از مرحله مقدماتی با تیمملی امید در راه المپیک.